مفاهیم بنیادی درپویایی گروه ها

 

مقدمه

فصل اول :

£مفهوم گروه

شناخت ریشه واژه

فصل دوم:

£دشواری های معنا شناسی و معرفت شناختی مفهوم گروه

معنا ها و نقش های دوگانه

فصل سوم :

£گروه

ماهیت گروه

تعریفهای دیگری از گروه

دسته بندی گروه

شکل گیری گروه

نظریه های شکل گیری ها ی گروه

نتیجه گیری

انتقاد

مقدمه:

کتاب مفاهیم بنیادی در پویایی گروه ها ،  نشر قومس ،وانتشار آن 1373،قیمت 1600ریال بوده است و دارای 109صفحه مطلب می باشد.

مفاهیم بنیادی در پویایی گروه ها ،دارای سه فصل می باشد ،که هر کدام از این فصل ها عبارتند ازفصل اول :مفهوم گروه ، فصل دوم :دشواری های معنا شناسی ومعرفت شناختی مفهوم گروه ،فصل سوم :گروه که هرکدام از این فصول به توضیحات وتعاریف جز به جز مطالب پرداخته است .

مفهوم کلی این کتاب وبحثی که به آن پرداخته  شده دراین کتاب به طور کلی عبارت است از :همه زندگی ما سرشار وانباشته از گروه است :زندگی خانوادگی ،زندگی حرفه ای ،به هنگام آموزش و.......ما به عنوان آدمیزاد ذاتا و به گونه ای فطری ازماهیت اجتماعی برخورداریم وحیات ما از گروه سرشار است واین پدیده جزئی جدا نشدنی ازحیات ما شده  است . ازاین کتاب نتیجه گرفته می شود که اندیشه های منزوی وانفرادی نمی توانند و نخواهند توانست معضلات جامعه پیچیده امروز وجامعه پر مسئله تر فردا را بگشایند، وراهی جز مشارکت نیست و گروه همچون امری و ابزار گردآوری تبلور  اندیشه ها ،می تواند استعداد ها را شکفته کند و به همگان درگشودن دشواری ها کمک کند .

 

فصل اول :مفهوم گروه                                                      

مفاهیم بنیادی پویایی گروه ها که از سه بخش تشکیل شده ، در بخش اول به مفهوم گروه ،پرداخته است که به این صورت می باشد. واژه گروه در زبان فرانسه واژه نسبتا جدیدی است .این واژه از واژه ایتالیایی gruppoوgroppo

به زبان فرانسه وارد شده است . هنرمندان پس از اقامت درایتالیا در حدود اواسط سده هفدهم این واژه را وارد زبان فرانسه کردند و در ابتدا واژه فنی درزمینه نقاشی بود . برای اولین با مولیر در سال 1669،درحوزه ادبیات این واژه را دریکی از کارهایش به کار برد . از حدود سال های 1700این واژه به سرعت در زبان روزانه رایج شد . و نشانگر مجموعه ای از عناصر موجودات یا اشیاء بود. درسده هجدهم واژه گروه بیانگر گردهمایی اشخاص شد . واژه ایتالیایی گروه درابتدا به معنی گره بوده است .زبان شناسان این کلمه را مشخص از واژه ای آلمانی به مفهوم گرد می رانند .واژه گروه بیانگر دو واژه گره وگردمی باشد .در زبان فارسی واژه گروه ریشه و کاربردی دیرینه دارد .گروه از واژه پهلوی گره به معنی دسته یا گروه به جماعت مردم اطلاق

می شود. مانند :جمعیت ،طایفه ،امت و... بخش اول فقط به مفهوم گروه پرداخت که ذکر شد.

 فصل دوم:

دشواریهای معنا شناختی ومعرفت شناختی مفهوم گروه:

 معنا ها ونقش های دوگانه : واژه گروه یکی از مبهم ترین واژه ها در زبان فرانسه ودر زبان انگلیسی وآلمانی است . یکی از علل ابهام درمفهوم گروه این است که خوب یا بد بودن افراد را علت نوع ارتباطات روانی خود جوشی

می دانند که درچهار چوب زندگی شغلی و اجتماعی افراد پدید می آید . واگر مشکلی در گروه و در روابط بین اعضای گروه پیش آید تنها راه حلش این است که دیگری خود را تغییر دهد . گروه مفید و حتی لازم است ، کار آیی در گروه بیشتر ازکار به طور انفرادی است ، گروه واسطه ای است بین فرد و اجتماع .اما از سویی دیگر بعضی از افراد ادعا می کنند که گروه در رابط با شخصیت فردی باعث از خود بیگانگی می شود که عاملی خطرناک برای حرمت آزادی و خود شکوفایی شخصیت است. درگزارش از مرکز تحقیقات روابط گروهی نقل شده است که انواع گروه ها را میتوان طبقه بندی کرد که عبارتند از:افراد گروه دوستان ،دسته کاری ،موسسات ،اجتماعات . درحقیقت گروه یک واقعیت کلی است که فرد جزئی داخلی  و بدون تمایز از آن تلقی

 می شود .فرد در مورد گروه از خود سوالی نمی کند .او درگروه به واسطه ی گروه و از برای گروه زندگی می کند.

فصل سوم  :                                                                             

در این بخش مباحثی نظیر: ماهیت گروه ، مشخصات وتعریف ،تقسیمات :بنابر تعداد اعضاء اهداف گروه ، تشکیل گروه :شامل شرایط و روابط بین افراد، طرز کارکرد گروه :سطوح ومراحل مورد بررسی قرار می گیرد .

ماهیت گروه:

(1) مشخصات :مشخصه اول ،داشتن هدف مشترک است . مشخصه دوم گروه ناشی از روابط متعددی است که اعضا میان هم بر قرار می کنند .سومین مشخصه گروه موجودیت ویژه گروه است که جستجوی هدف مشترک از جانب اشخاص که بایکدیگر برخوردار عاطفی دارند .

(2) تعریف : گروه برخوردار از هنجار است و یک واحد اجتماعی سازمان یافتند به شمارمی رود .گروه دارای یک هویت و یک پویایی ویژه خود است. گروه  پدیده ای است متفاوت از افرادی که  آن را تشکیل می دهند .گروه به رابطه گوناگونی که میان افراد مختلف آن برقرار می شود شدیدا وابسته است .

پویای گروه ها : امروزه کار گروهی یا دسته جمعی پدیده ای رایج است به سختی دیگر مد روز شده است .اولین با در سال 1930 کرت لوین مطالعه در این باره را آغاز کرد و در این باره و چون  و چرائی آن به مطالعه وتحقیق پرداختند وآنان این علم نوین را (پویایی گروه ها )نامگذاری کردند.واژه پویایی گروه دربرگیرنده سه معنی است : (1)علم ،(2)مجموعه ای از تکنیک ها،(3)روح جمعی . در سال 1938کورت لوین به توسعه مفهوم پویایی گروه های کوچک پرداخت .درسال 1944لوین عبارت پویایی گروه ها را برای اولین بار درمقاله ای مطرح کرد . به نظر لوین گروه واقعیتی است متفاوت از افرادی که آن را تشکیل می دهند و به نظر او گروه یک نظام تعاملی است :تعامل میان اعضای گروه و تعامل میان اهداف ، هنجارها ، ادراک محیط خارج تقسیم نقش ها و سایر اجزای گروه .مجموع اشخاص صرفا گروه را تشکیل نمی دهند بلکه برای این اجتماع افراد یک گروه باشند باید دارای هدف مشترکی بوده و میان آنان روابط عاطفی واقعی وجود داشته باشد.

دسته بندی های گروه :

(1) براساس تعداداعضا :گروه ها بر اساس تعداد افرادی که درآنها عضو هستند به گروه های کوچک و گروه های بزرگ تقسیم می شوند .گروه های کوچک به گروهی گفته می شود که درآن هر عضوی بادیگر اعضا میتواند ارتباطی مستقیم وبدون واسطه داشته باشد ونباید بیشتر از 25عضو داشته باشند . گروه های بزرگ به گروهی گفته می شود که اعضای آن از 25نفر بیشتر باشد . درچنین گروهی یک یا چندین نفرمامور برقراری رابطه بین اعضای گروه می شوند . در چنین گروه هایی شخصی رئیس جلسه و پاسخگویی به پرسش را بر عهده دارد و برخی افراد که سخنگوی زیر گروه ها هستند نقش منشی ها را بر عهده دارند .

(2) براساس هدف های گروه : گروه ها براساس هدف هایی که دنبال می کنند به گروه های کار گروه های ، آموزشی و گروه های مختلط تقسیم می شوند .

(3) تقسیم بندی انواع گروه ها (براساس تحقیقات پرفسور آنزیو روان شناس فرانسوی 5طبقه بندی اساسی ):(1) انبوه جمعیت (2) دسته (3) گروهبندی

(4) گروه نخستین یا گروه کوچک (5) گروه ثانویه یا سازمان

شکل گیری گروه:

(1)                    نظریه های  شکل گیری گروه

(2)                    عناصر شکل گیری گروه :

الف )موقعیت              ب)روابط بین اشخاص

نظریه های شکل گیری گروه:

 (1)نظریه نزدیکی یا مجاورت:  propinguity heory مهمترین نظریه ای که پیوند جوئی آدمی را تبیین می کند ،مجاورت است.

 (2)نظریه کنش متقابل :(Interaction  Theory)

ارتباطات متقابل بین اعضا و افراد گروه ،نظریه   جامعه تر  به نظرمی رسد . به موجب این نظریه گروه میدانی است که درآن فعالیت ها ، کنش های دوسویه و احساسات افراد بایکدیگر پیوندی می خورد.

(3)نظریه تعادل :(Balance  Theorg) :

به موجب این نظریه افراد پویایی نگرش های مشابهی که به موجب آنها اهداف وغایت های مشترک و مرتبط را دنبال می کنند با همدیگر گره می خورند و به سوی  یکدیگر جذب می شوند .

 

 

 

(4)نظریه تبادل :(Exchange  Theory) :

نظریه تعادل بر پایه مقایسه میان پاداش و هزینه حاصل از ارتباطات متقابل افراد استوار است.

عناصر شکل گیری گروه : گروه یک پدیده ثابت و ایستا نیست .گروه درحال تحول است . دو عامل بر پویایی گروه نفوذ دارد: (1)موقعیتی وفضایی که سبب تشکیل گروه می شود (2)نوع ارتباطاتی که بین اعضا گروه برقرار

می شود.1)موقعیت                 2)روابط بین اشخاص

کنش گروه : عواملی مانند موقعیتی که باعث تشکیل گروه می شو د و ارتباطات بین فردی به پویایی گروه به هنگام شکل گیری آن تاثیر دارد ، از دیدگاه ایستا:عوامل موثر در کنش گروه سطوحی است که مبادلات برقرار می شود از دیدگاه پویا عوامل موثر درکنش گروه مراحلی است که گروه باید طی کند تا به اهدافی که خود درنظر گرفته دست یابد .

(1) سطوح فعالیت گروه :اگر یک گروه  شکل گرفته را از دید گاه ایستا مورد توجه قرار دهیم درآن سه درجه فعالیت داخلی قابل تشخیص است که آنها را سطوح فعالیت می نامیم :الف )سطح محتوا ،ب)سطح شیوه عمل (رویه) ج)سطح اجتماعی –عاطفی

(2)مراحل : تجربه نشان می دهد که گروه برای دستیابی به اهدافش از 4مرحله پویا گذر می کند.الف) تعیین هدف ها و تعریف واژه های به کار برده شده به صورتی روشن . ب) ارائه راه حل های پیشنهادی .ج) بحث وانتقاد از راه حل های پیشنهاد شده . د)تصمیم گیری

 

 

گرداننده گروه

الف – ماهیت رهبری

(1) توصیف رهبری :بنا بر نظر استا گدیل رهبری عبارت است از چگونگی نفوذ بر شکل گیری اهداف و پی گیری این اهداف در یک گروه سازمان یافته . این تعریف از رهبری که مبتکر یا مجری طرح گروه را به حق وسیعی دررهبری سهیم می گرداند و گروه خود ساختاری را که پاسخگویی احتیاجات وخواسته هایش است ،می پذیرد و برحسب نیاز یک دبیر اجرایی یا یک کمیته اجرایی بر می گزیید و یا اینکه تمام تصمیمات به وسیله گروه گرفته می شود .این مورد از همه کاراتر است .

(2)منابع نفوذ کانون های قدرت درگروه :5کانون قدرت را می توان درنظر گرفت :(1) قدرت جبران شونده (2) قدرت اجبار کننده (3) قدرت قانونی

 (4) قدرت بر پایه همانند سازی (5) قدرت براساس مهارت

ب-اداره بحث گروهی

(1) ویژگی گردانندگان بحث

گرداننده با اقتدار

مدیر ارباب: به مدیری که خود را کم و بیش حافظ نظم واقتدار می داند اطلاق می شود .اواهداف خود را اعلام کرده ،وظایف را تقسیم می کند ، تصمیم گیری کرده واطاعت ازآنها را خواستار می شود .آمریکایی ها او را

 (Thewe-must-get)می نامند .

 

مدیر مسامحه کار:چنین مدیری بر این فرض عمل می کند که بالاخره از تمام بحث ها نتیجه ای گرفته خواهد شد . پس اجازه می دهد تا جریان آزادانه بحث تداوم یابد . این رفتار او ناشی از نوع بی اعتمادی نسبت به خود و به کار آیی او و فرما نبرداری کم و پیش آگاهانه از گروه می باشد .

مدیر ناظم :چنین مدیری برای تسهیل ارتباطات بین اعضا ، نظم را تامین می کند .اوتا حدی دارای قدرت است ولی بر گروه چندان نفوذ ندارد .

(2)روش های مدیریت بحث وگفتگو: در یک بحث مدیر می تواند از  تضاد نظر محتوا و شیوه عمل هدایت کننده و یا غیر هدایت کننده باشد . یا از لحاظ محتوا هدایت کننده و از لحاظ شیوه عمل غیر هدایت کننده باشد. این روش ها عبارتند از :الف)روش خود کامه درگردش بحث گروهی :مدیری که این روش را به کار می برد با استفاده از دانش و کار آمدی  و فرهنگش و پس از مطالعه طولانی پروژه مورد بحث راه حلی را که خود بررسی کرده به صورت  قطعی و کم و بیش مستقیم پیشنهاد می کند .

ب)روش شبه آمرانه (نیمه خود کامه):

تفاوت این روش با روش پیشین در این است که مدیر درمورد محتوا هدایت کننده است اما درمورد شیوه عمل هدایت کننده نیست ، شرکت کنندگان با آزادی بیشتری حرف می زنند ، اما بحث با سرعت کمتری جریان می یابد.

ج)روش مسامحه کاراند (باری به هرجهت): در این روش مدیر، نه  در محتوا و در مورد شیوه عمل هیچ گونه هدایتی اعمال نمی کند .

د)روش آزاد منشانه : این روش می کوشد درحالی که فواید روش های قبلی را حفظ می کند ، از زیانهای آنها بدور باشد .

(3) اثر بخشی روش های بحث گروهی : هیچ دلیلی وجود ندارد که یک بحث لزوما به صورت یک کار اجباری و پر درد سر تلقی گردد . همچون بسیاری از دیگر فعالیت های بشری بحث نیز می تواند مایه خرسندی و خوشایندی باشد .

الف)مقایسه (نگرش )هدایت کننده وغیر هدایت کننده

ب)نگرش های خود کامه مسامحه کارانه وآزاد منشانه

(4)یک مدیر جلسه یا چندین مدیر جلسه : بعضی از گروه ها ترجیح می دهند که دومدیر با هم دریک بحث شرکت داشته باشند ، آنها درتمام کار ها با هم سهیم هستند ، عادت دارند که با هم کار کنند ، پس برای دستیابی به کارایی بیشتری می کوشند وکارهای همدیگر را تکمیل می کنند.

خود سنجی:

خودسنجی گروه شامل شکل گیری اندیشه ها ، فرم های ارزیابی ، باز بینی فعالیت  و جلسه انتقاد از خود ، مشاهده شامل تعامل گروه ، مدیر ، همبستگی بین فردی وفرمول بندی خود سنجی مورد مطالعه قرار می گیرند . خود سنجی یکی از موثرترین وسایلی است که دراختیار دارید . خود سنجی امری کاملا ضروری است ونحوه پیاده کردن آن نیز انعطاف پذیر و متنوع است . ابزاری برای این منظور به کار برده می شوند گوناگونند  و می توانند بر طبق شرایط گوناگون و احتیاجات گروه های خاص تغییر پیدا کنند.

الف :خود سنجی شرکت گنندگان

(1)ثبت وضبط مذاکرات وگفتگوها

(2)ارزشیابی نقشها

ب- خود سنجی گروه : ابزارهای خودسنجی گروه می توانند به دو دسته تقسیم شوند : دسته اول آنهایی که پیش از گردهمایی به منظور تهیه یک برنامه بحث یا کارهایی که پاسخگویی تمایلات واحتیاجات شرکت کنندگان باشد .ودسته دوم آنهایی که بعد از یک یا چندین گردهمایی یا بعد از مجموعه ای از کارها به منظور تحقیق واکنشهای شرکت کنندگان درجه رضایت آنها و بهبود باز دهی گروه مورد استفاده قرار می گیرند .

(1) گردآوری و نگهداری نظرات : دراین روش اهمیت فردی هر کدام از اعضا قویا مورد توجه قرار می گیرد و محتوای برنامه با توجه به مشکلات هرکدام از اعضا بهبود می یابد.

(2) برگه ارزشیابی: این وسیله برای خود سنجی به کار می رود . این وسیله به شناخت واکنش های شرکت کنندگان کمک می کند و در پایان گردهمایی به کار می رود.

(3)بازبینی فعالیت : این اوراق خودسنجی یک یا دوبار درطی مجموعه گردهمایی ها و یا فعالیت های انجام شده می توانند توزیع شوند. این نوع ارزشیابی برای نظرات شرکت کنندگان درمورد مجموعه کار فراهم می آورد و آنها در مورد موفقیت یا صحت زمان طی شده قضاوت سنجیده تری انجام خواهند داد.

(4) جلسه انتقاد از خود : برای اعضاء یک گروه بسیار سود بخش است که شفاها به انتقاد از خود بپردازند . می توان چند دقیقه درآخر جلسه یا یک جلسه کامل را برای این کار درنظر گرفت .هدف این شیوه فراهم آوردن بهترین امکانات برای یادگیری کارگروهی است واین کاربا افزایش آگاهی از رفتارهای افراد وجمع امکان پذیر است .

ج)مشاهده (نظارت ):این روش به هرکدام از شرکت کنندگان اجازه می دهد تا به حدود عینی بعضی جنبه های رفتارشان در گروه دست  یابند  و این کار همچنین به گروه اجازه می دهد تا عینیت جلسات انتقاد از خود را افزایش دهند. (1)تعامل گروهرهبر جلسه : از تعامل ،فعالیت هر یک  از اعضاء در رابطه با فعالیت دیگران استنباطی می شود . یعنی ارتباط میان مدیر،شرکت کنندگان وگروه .(2) همبستگی بین فردی : دراین روش کوشش می شود تاشرکت فردی هر یک از اعضاء گروه واکنشی را که وی در متقابل دخالت های شخصی اش درگروه دریافت می کند دارد تعیین شود .این تحلیل سهم هرکدام از  افراد را در بحث ممکن می سازد ومواردی از قبیل عدم وجود واکنش نسبت به مداخله های اختصادی عضو را روشن می دارد .

دبیرگروه : اگر دبیر جلسه بجا و به اندازه کافی عقاید ابراز شده گوناگون را یادداشت کند کار او در هر زمان می تواند مورد استفاده  فراوان قرارگیرد. تاکید های او کار و تصمیم گروه  را سهولت می بخشد . مخصوصا  اهمیت و ارزش این کار برای گرداننده و رهبر جلسه بسیار است .

(1)گزارش تحلیلی : وظیفه دبیر جلسه آن است که مداخله ها را به موقع یادداشت کند .

(2)گزارش ترکیبی : درصورتی که گزارش جزئیات بسیار زیادی داشته باشد بهتر آن است که یک گزارش ترکیبی هم تهیه گردد .

عضویت گروهی:عضویت عبارت است از نحوه برعهده گرفتن تکالیف و برخورداری از احساس مسئولیت هر یک از  شرکت کنندگان در قبال گروه

الف)جنبه پدیدآیی (چگونگی پیدایش)

(1)    اجزاء(عناصر): هریک ازاعضا از تعلق خود نسبت به گروه آگاهی دارد و از وظایف خود که در گروه بر عهده آنها است اطلاع دارند . به هر حال چه گروه یک گروه مشورتی باشد و پیشنهاد ها را ارائه دهد یا اینکه یک گروه تصمیم گیرنده باشد ، روشن شدن مسئولیت ها  امری اساسی است .

(2)تعریف :عضویت گروهی را می توان به این صورت تعریف کرد :

شیوه ای  از بودن،  فکرکردن و رفتار کردن که به صورت زیر مشخص می شود .

ب- پویایی عضویت گروهی : عضویت شرط اساسی زندگی گروهی است وبه تدریج طی مراحلی رشد می یابد.

واقعیت گفتگو و خود کامگی

ماهیت بحث یا گفتگو : در یک گفتگوی دو سویه باید حد تبادل اندیشه رشد که موجب شکوفایی افکار می گردد وجود داشته باشد نه اینکه فقط یک رشته عقاید غیر قابل بحث و قطعی بیان گردد. 

ماهیت گروه ها : تشکیل گروه مستلزم وجود برخی شرایط است ، و برخی از این شرایط بستگی به ساختار گروه دارد.

نتیجه گیری:

بحث بنابر ماهیش یک روش کار روشنفکری است . کاربرد آن در مورد یک موضوع نظری موجب کسب اطلاعات یا ایجاد داشته های جدیدی در مورد آن می شود . کاربرد آن درمورد یک موضوع عملی موجب بررسی جنبه های گوناگون یک پروژه و رسیدن به راه حلی در مورد آن می شود اگر بحث مشورتی  باشد ، اعضای گروه راه حل هایی را به مسئول گروه توصیه می کنند و تصمیم گیری نهایی با اوست ، بحث می تواند به صورت تصمیم گیرنده و تعیین کننده  باشد که راه حل هایی کشف شده توسط گروه قدرت قانونی دارد و باید اجرا شوند و یا بحث می تواند اجرای یا کاربردی باشد در این صورت گروه خودش راه حل های کشف شده در جریان بحث را به عمل درآورد و اجرا کند .برای این که بحث به صورت مساعدی جریان یابد ،  باید در یک جو آزاد منشانه درفضای تبادل سلطه اعتماد پرهیز از خود سانوری ، حسن نیت آزاد منشی ، نیازمند است . و در محیط های پر تغییر امروزه کار گروهی امری ضروری محسوب می شود.

 

جمعه ۱۳٩٠/٩/٤ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط رامین حاجبی.g.a نظرات ()
تگ ها:
=http://www.persiangig.com/pages/download/?dl