چری گادوین و استاپلز معتقدند که اقدام خلاق , از ارتباط پیچیده میان دو نیمکره  مغزی راست و چپ به اتفاق عناصری را ایجاد می کنند که باعث ایجاد خلاقیت می شوند.
از طرف دیگر پژوهش هایی که با استفاده از نوار مغزی EEG انجام شده است نشان داده که در مغز انسان در هنگام آرامش و استراحت امواج آلفای بیشتری تولید می شود و در هنگام انجام فعالیت های پیچیده فکری امواج بتای بیشتری تولید می شود.
پژوهش ها نشان داده است که در مغز افراد بسیار خلاق در هنگام انجام فعالیت خلاقانه امواج آلفای بیشتری نسبت به افراد عادی تولید می شود و این نشان می دهد که چنین افرادی در حین انجام فعالیت های خلاق به نوعی در حالت آرامش هستند.
با توجه به مطلب فوق کلیه ی تکنیک هایی که فرد را به حالت آرامش فرو می برند, می توانند در بازیابی خلاقیت موثر باشند.
آزمون های تفکر خلاق
گیلفورد در مدل ساختار عقل خود, خلاقیت را متشکل از 8 بعد اساسی زیر می داند:
1) حساسیت به مسایل 2 ) سیالی   3) ایده های نوین    4) انعطاف پذیری   5  ) هم نهادی   6) تحلیل گری   7 ) پیچیدگی و   8) ارزشیابی .
2) به نظر او هرکدام از این بعد های اساسی چند بعد فرعی دارند. برپایه این مدل گیلفورد یک مجموعه آزمون را برای اندازه گیری خلاقیت ساخت که این مجموعه شامل 13 آزمون است:
9-آزمون کلامی و 4 آزمون شکلی.
3) بعدها از مدل ساختار عقل گیلفورد انتقادهای زیادی شد, مثلا براون معتقد است که گیلفورد در ابتدا مدل خود را ارائه کرد و بعد سعی در اثبات آن نمود .
به هر حال پس از کارهای گیلفورد طی دهه های 1950 و 60 گستره عظیمی از تحقیق در مورد خلاقیت و تفکر خلاق و یا مواردخاص تفکر واگرا آغاز شد.
در همین سال ها کتاب آسبورن به نام تصور عملی به چاپ های متعدد رسید و به چند زبان نیز ترجمه شد. آسبورن در نیویورک بنیاد تفکر خلاق را تاسیس کرد و به انتشار مجله رفتار خلاق اقدام نمود . بدیهی است که مطالعات اولیه در زمینه خلاقیت بیشتر جنبه توصیفی داشت و به جزئیات آماری کمتر توجه میشد.
درسال 1970 والاچ پیشینه خلاقیت را تا زمان خودش به دقت مرور کرد و به این نتیجه رسیدکه بزرگترین مانع محدود کننده سنجش تفکر خلاق این است که به طور همزمان به نتایج آزمون های هوش و پیشرفت تحصیلی و ضوابط خلاقیت در جهان واقعی توجه می شود. او آزمون هایی برای سنجش خلاقیت ابداع کردکه به طور کلی در پیش بینی خلاقیت آینده ی افراد موفق تر از آزمون های استاندارد هوشی نبودند. تنها جز» خلاقیت که در آزمون های والاچ با روایی بالا اندازه گیری شد, سیالی ایده ها بود.
اما تورنس گام بعدی را در این زمینه برداشت و کل زمینه خلاقیت را به طور اساسی تقویت کرد. هرچند که تئوری و آزمون تورنس تا حدی از ساختار عقل گیلفورد متاثر است ولیکن یافته های او اساسا برپایه یک بافت آموزشی و پرورشی است که خود نتیجه سال ها کار مداوم او و همسرش درپژوهش و آموزش خلاقیت است.
تورنس نیز همانند گیلفورد خلاقیت را به طور خلاصه مرکب از 4 عامل سیالی , ابتکار , انعطاف پذیری و بسط می داند که این عوامل به صورت زیرتعریف می شوند:
1) سیال: توانایی ارائه پاسخ های متعدد به یک موقعیت معین را سیالی گویند.
تورنس سیالی را استعداد تولید ایده های فراوان تعریف می کند.
2) انعطاف پذیری : استعداد ایده ها و یا روش های بسیار گوناگون را انعطاف پذیری گویند.
3) بسط و گسترش : توانایی تکمیل یک فکر و افزودن جزئیات وابسته به آن را بسط و گسترش گویند. تورنس این عامل را استعداد توجه به جزئیات تعریف می کند.
4) اصالت و ابتکار : استعداد تولید ایده های بدیع, غیر معمول و تازه را ابتکار می گویند .
او توانست بر مبنای تئوری فوق مجموعه آزمون هایی مرکب از 12 آزمون بسازد که به بخش های کلامی , شکلی و شنیداری طبقه بندی می شود. تورنس در پژوهش پیشگام خود( طی یک تحقیق طولی) توانست همبستگی زیادی بین آزمون خود و خلاقیت افراد در جهان واقعی به دست آورد.
آزمون تورنس تحول خلاقیت را به عنوان یک کنش از کودکی تا نوجوانی مورد مطالعه قرار می دهد.
پس از تورنس آزمون های زیادی برای اندازه گیری خلاقیت تهیه و طبقه بندی شدند. از بین کلیه آزمون های موجود برای اندازه گیری خلاقیت آزمون تورنس بالاترین کاربرد را داشته است و تا کنون بیش از دو هزار مقاله چاپ شده است که درآنها آزمون تورنس به عنوان ملاک سنجش خلاقیت به کار رفته است. این مقاله ها ضرایب پایایی و اعتبار بالایی از این آزمون نشان داده است.
تنها مسئله اساسی در راه کاربرد این آزمون زمان زیادی است که برای اجرا و نمره گذاری آن لازم است به همین دلیل در سالهای 1363 -1362 دکتر عابدی به همراهی گروهی از دانشجویان رشته روان سنجی دانشگاه تهران براساس تئوری و تعریف پال تورنس از خلاقیت آزمونی 75 سوال برای اندازه گیری خلاقیت ساخت, مواد این آزمون بر اساس چهار گروه سیالی , ابتکار , انعطاف پذیری و بسط ساخته شده بود.
چون متاسفانه مواد آزمون ساخته شده در کالیفرنیا در دسترس نبود, در سال 1986 دکتر عابدی در دانشگاه کالیفرنیا به کمک یکی از دانشجویان درس آمار و روش تحقیق این آزمون را از نو طراحی کرد و سپس بارها مورد تجدید نظر قرار داد. فرم کنونی آزمون که در سال 1999توسط گروه استادان دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس ساخته شد. دارای 60 سوال است که 16 سوال در بخش سیالی 22 سوال در بخش ابتکار 11 سوال در بخش انعطاف پذیری و 11 سوال در بخش بسط قرار دارد, هرسوال دارای 3 گزینه می باشد به گزینه ی اول نمره , 1 به گزینه دوم نمره 2 و به گزینه سوم نمره 3 تعلق می گیرد. این نمره ها در چهار گروه جمع می شود و به این ترتیب چهار نمره برای بخش های ( سیالی , ابتکار , انعطاف پذیری و بسط) بدست می آید که با جمع کردن چهار نمره می توانیم نمره کل خلاقیت را برای یک فرد بدست آوریم .
پایایی :
عابدی در سال  1363 برروی 650 نفراز دانش آموزان کلاس سوم راهنمایی تهران این آزمون را اجرا نمود و از طریق بازآزمایی پایایی ازمون را بدست آورد ضریب پایایی برای بخش سیالی , %85 ابتکار , %82 انعطاف پذیری %84 و بسط %80 بود. فرم کنونی این آزمون ( 60 سوال ) توسط اساتید دانشگاه دوستو اسپانیا ( 1992) مورد استفاده و آزمایش قرار گرفت و برای سنجش پایایی از ضریب همسانی درونی آلفای کرونباخ استفاده شد. این ضریب برای سنجش بخش سیالی , %75 برای ابتکار %67 و برای انعطاف پذیری %61 بود, پایین بودن ضریب پایایی این آزمون بدلیل استفاده از روش همسانی درونی است . زیرا در دانشگاه دوستو اجرای مجدد آزمون امکان پذیر نبوده است.
به منظور اندازه گیری ضریب پایایی آزمون خلاقیت ( 60 سوال ) پژوهشی بر روی 30 نفر از دانش آموزان سال دوم راهنمایی آزمون اجرا شد سپس پس از دو هفته اجرای مجدد ازمون انجام  گرفت ضریب بدست آمده عبارت است از %82 در بخش سیالی %85 , در بخش ابتکار %88 , در بخش انعطاف پذیری و %76 در بخش بسط , بالا بودن ضریب پایایی نیز در این آزمون نشان می دهد که استفاده از اجرای مجدد می تواند روش مناسبتری برای برآورد پایایی آزمون باشد.
اعتبار:
در سال 1363 فرم اولیه توسط عابدی و گروهی از دانشجویان بر روی تعداد 650 نفر از دانش اموزان تهران اجرا شد در همین ضمن بر روی یک گروه 200 نفری از همین دانش آموزان علاوه بر این آزمون , آزمون خلاقیت تورنس هم اجرا شد, ضریب همبستگی بین نمره کل آزمون تورنس و نمره کل آزمون %46 بدست آمد. بر روی فرم کنونی ( 60 سوالی ) که توسط استادان دانشگاه کالیفرنیا ( عابدی , اونیل, اسپیل برگر) ساخته شده بود بوسیله استادان دانشگاه دوستو از دو روش کاملا متفاوت ( روش کلاسیک همبستگی بین این آزمون و آزمونهای ملاک ) استفاده شد و سپس از روش تحلیل عوامل تائیدی بکار گرفته شد و بین نمره های بخشهای چهارگانه آزمون , نمره های آموزگاران و نیز نمره های درسی ضریب همبستگی محاسبه شد, ضریب همبستگی بین نمره های چهارگانه آزمون سنجش خلاقیت و نمره های درسی همگی در سطح %1 آماری معنی دار بود و بین حداکثر %215 ( بین نمره ریاضی و بخش ابتکار ) و حداقل %54 ( بین نمره ریاضی و نمره بخش انعطاف پذیری ) در نوسان بود.

 

چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٥ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ توسط رامین حاجبی.g.a نظرات ()
تگ ها:
=http://www.persiangig.com/pages/download/?dl