کودک تیز هوش می خواهد از همه چیز سر در بیاورد  !

همه ما رنگ مو، رنگ چشم، قد،... و هوشمان را از والدین خود به ارث می بریم. اگر پدر و مادر زندگی سالمی داشته باشند، احتمال اینکه توانمندی های ذهنی کودکشان تظاهر پیدا کند خیلی بیشتر خواهد بود.
 پدری که لقمه حرام وارد زندگی اش نشده، حق و ناحق نمی کند، سیگار نمی کشد و مراقب تغذیه اش است یا مادری که به این نکات توجه می کند و در محیطی زندگی می کند که از آرامش روانی و روحی برخوردار است، طبعا نطفه ای که از آنان بوجود می آید سالمتر خواهد بود؛ چون در معرض تاثیرات زیان آور محیطی قرار نگرفته اند و نطفه از یک فرد دچار تنش و اضطراب بوجود نیامده است.
چنین پدر و مادری که به خداوند و معاد و به هدف زندگی سالم واقفند نه تنها برای خود بلکه برای فرزندانشان نیز ارزش قائل اند. چنین والدینی طبعا فرزندان خود را نیز به زندگی سالم تشویق می کنند.
چنین کودکانی بموقع می خوابند و سر وقت بیدار می شوند. سرگرمی های مضر ندارند و از ابتدا می آموزند که به انسان های دیگر احترام بگذارند. اینکار به آنان اجازه می دهد که نیروهای فکری شان را آزاد سازند. کودکان تیزهوش از جمله نعمتهایی هستند که در جامعه ما متولد می شوند، رشد می کنند و نقش مهمی در توسعه کشور دارند.
برای آشنایی بیشتر با ویژگی های این کودکان و نحوه تربیت آنان گفت وگویی با دکتر فربد فدایی روانپزشک ترتیب دادیم تا از اطلاعات ایشان در این زمینه بهره ببریم.
با تشکر از فرصتی که در اختیارمان گذاشتید .
برای شروع خواهش می کنم «هوش» را از نظر علمی تعریف کنید .
اکثر صاحب نظران در تعریف هوش می گویند: توانایی در حل مسایل و انطباق آن با شرایط تغییر یابنده محیطی افراد باهوش کسانی هستند که می توانند مسایل و مشکلات جاری را براحتی حل و فصل کنند و خود را با محیط بگونه ای انطباق دهند که کارها را بخوبی به پیش ببرند.
حدود 90 درصد مردم جامعه دارای ضریب هوشی بین 90 تا 110 هستند که به این هوش طبیعی گفته می شود. به هوش بین 70 تا 90 درجه نیز هوش مرزی می گویند؛ یعنی مرز بین هوش طبیعی و عقب ماندگی ذهنی. پایین تر از آن نیز عقب ماندگی ذهنی است که درجه های خفیف، متوسط و شدید دارد.
افراد دارای هوش مرزی می توانند دوره ابتدایی را در مدارس عادی منتهی با سختی سپری کنند. اما گذر آنها از دوره ابتدایی به دوره متوسطه کار دشواری است. کودکان دارای عقب ماندگی خفیف ذهنی که دارای هوش بر بین 07-05 هستند، می توانند در مدارس استثنایی دوران ابتدایی را با زحمت پشت سر بگذارند. اما بیشتر از آن قادر به پیشرفت نمی باشند.
خوب اینها بخش های نه چندان خوب قضیه است، اما قسمتهای خوبی هم وجود دارد؛ یعنی به تعداد افراد دچار هوش مرزی و عقب مانده ذهنی، ما افراد باهوش و هوشمند و نابغه داریم.
 یعنی کسانی که ضریب هوشی شان بین 021-011 است. افراد باهوش کسانی هستند که هوششان از حد عادی مقداری بالاتر است. هوش بحر بین 031-021را «سرآمد» و از 130 به بالا را «باهوش» می گویند.
چه رابطه ای بین هوش و نبوغ وجود دارد ؟
- برای داشتن نبوغ درجه حداقلی از هوش بالا ضروری است و آن درجه 130 است. اما نه به این مفهوم که همه افراد «باهوش»، نابغه اند.
ممکن است فردی با هوش بر 160، نابغه نباشد. بالاترین هوش بری که در بین افراد نابغه و نام آور جهان حدس زده شده است بالاتر از 180 می باشد و آن متعلق به شاعر و نویسنده و طبیعیدان آلمانی بنام «یوهان ولفگانگ گوته» است. لئوناردو داوینچی نیز هوش بحری در حدود 140 داشته که البته نابغه نیز بشمار می رفته است.
در بین هنرمندان ایرانی براساس ارزیابی های انجام شده، هوش بر حافظ و سعدی نیز بیش از 140 تخمین زده شده است.
در واقع هوش افراد بطور مستقیم از حدود 4 سالگی به بعد قابل سنجش است. یک متخصص با انجام پرسش ها و کارهای عملی درمی یابد که کودک متناسب با گروه سنی خودش یادگیری و کارآیی فکری دارد یا نه. اگر سن عقلی و سن تقویمی یکی باشد در این صورت هوش بر طبیعی است. فرمول خاصی برای اینکار وجود دارد:


100*سن تقویمی÷سن عقلی=هوش بهر
به این ترتیب کودک 6 ساله ای که قادر به انجام کارهای یک کودک 8 ساله است. براساس فرمول بالا دارای سن عقلی 8 سال می باشد و هوش بحرش او را در رده افراد باهوش قرار می دهد:
125=100*25/1=6÷8
بعضی از محققان می گویند: داشتن هوش بالا برای فرد مطلقا به این معنی نیست که او در جامعه از موفقیت برخوردار باشد. آنان معتقدند که همراه با ضریب هوشی و «هوش بحر» که به آن «آی کیو» گفته می شود بهره عاطفی -«ای کیو»- نیز باید در نظر گرفته شود.
 منظور آنان این است که یک کودک یا یک فرد بزرگسال قادر باشد در برابر دشواریها مقاومت کند و با صبوری بتواند منافع آینده خودش را به منافع کوتاه مدت برتری بدهد. به عقیده محققان، کسانی که از چنین ویژگی هایی برخوردارند، در جامعه و در زندگی موفق ترند. هر چند که ممکن است در کارهای علمی پیشرفت زیادی نداشته باشند.



گزینش کودکان تیزهوش :

گزینش کودکان تیزهوش :

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تکمیل شده توسط والدین، تعدادی از کودکان که در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذکور که به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای کودک و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتکار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است که از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراکز خاص معرفی کنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه کودکان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب کودک تیزهوش، شناخت آنان در کلاسهای کودکستان است.
پس به طور کلی شناخت و گزینش کودکان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:

۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی کودک از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین کودکان کودکستانی.


گزینش کودکان تیزهوش :

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تکمیل شده توسط والدین، تعدادی از کودکان که در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذکور که به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای کودک و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتکار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است که از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراکز خاص معرفی کنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه کودکان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب کودک تیزهوش، شناخت آنان در کلاسهای کودکستان است.
پس به طور کلی شناخت و گزینش کودکان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:
۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی کودک از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین کودکان کودکستانی.

خصوصات اخلاقی تیزهوش ها :

اغلب تصور می شود کسانی که باهوشترین هستند، بهترین نیز می باشند.
به عبارت دیگر فکر می کنیم که صفات اخلاقی همانند انصاف، شرافت، محبت و عدالت با تیزهوشی همراه هستند.
با وجود این، فسادی که در برخی از شخصیتهای بزرگ در هر جامعه ای دیده می شود این ایده را در ما به وجود می آورد که درباره برتری اخلاقی افراد نابغه دچار تردید بشویم.

آدم کشها و جنایاتی که به وسیله برخی از افراد سرشناس تاریخی که از استعداد و خلاقیت برخوردار بوده اند این حقیقت را تأیید می کند که افرادمستعد و نابغه نیز می توانند از نبوغشان در کارهای جنایی استفاده کنند.
اما آیا این نقایص اخلاقی که در این شخصیتها وجود دارد به منزله آن است که افراد نابغه به عنوان یک گروه دچار معایب اخلاقی باشند؟
لازم به توضیح است که در بین افراد نابغه تفاوتهای زیادی وجود دارد و نمی توان همه آنها را یکسان دانست.
اغلب مطالعات نشان می دهند که افراد تیزهوش از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد معمولی برتر هستند.
اکثر این کودکان در سنین اولیه به مفاهیم انتزاعی خوب و بد، درست و نادرست، عدالت و ظلم، علاقه مند می شوند.
آنان به ویژه به مسائل اجتماعی و روشهایی که می توان آنها را حل کرد اشتیاق از خود نشان می دهند.
فرد نابغه ای که اصول اخلاقی را رعایت نمی کند جنبه استثنایی دارد و نمی توان آن را یک امر کلی تلقی کردو تعمیم داد.
آنچه در مورد افراد نابغه درست تر است این است که آنان از بهترین تواناییها برخوردارند و قادرند از طریق آن به افراد و جوامع کمک کنند تا مسائل اخلاقی خود را برطرف نمایند.
تقریباً در هر تعریفی که از تیزهوش به عمل آمده است ، این افراد را به صورت غولهای اخلاقی معرفی کرده اند.

سایت شمیم



 گزینش کودکان تیز هوش

در وهله اول بر اساس گزارش مربیان و پرسشنامه تکمیل شده توسط والدین، تعدادی از کودکان که در سطح آموزشی بهتری هستند انتخاب می شوند.
در وهله دوم با انجام آزمونهای گروهی، تعدادی از افراد مذکور که به احتمال قوی از هوش بالایی برخوردارند برگزیده می شوند.
در مرحله سوم باانجام تستهای دقیق هوشی و رعایت سایر مواردو مصاحبه با اولیای کودک و مربیان و آگاهی از خصوصیات دیگر دانش آموز نظیر خلاقیت، استعداد در فراگیری درس ،نیروی ابتکار تیزهوشان واقعی برگزیده می شوند.
راه دیگر این است که از خانواده های دارای فرزندان متعدد دعوت شود فرزندان خود را به مراکز خاص معرفی کنند تا از طریق تنظیم پرسشنامه انجام مصاحبه و تستهای مربوط و زیر نظر گرفتن اینگونه کودکان، تیزهوشان انتخاب شوند.
راه دیگر انتخاب کودک تیزهوش، شناخت آنان در کلاسهای کودکستان است.
پس به طور کلی شناخت و گزینش کودکان تیزهوش در سه طریق انجام می گیرد:


۱- انتخاب از بین شاگردان مدارس در سطوح مختلف.
۲- معرفی کودک از طریق والدین برای انجام آزمون و انتخاب قبل از مدرسه.
۳- گزینش از بین کودکان کودکستانی.

خصوصات اخلاقی تیزهوش ها :

اغلب تصور می شود کسانی که باهوشترین هستند، بهترین نیز می باشند.
به عبارت دیگر فکر می کنیم که صفات اخلاقی همانند انصاف، شرافت، محبت و عدالت با تیزهوشی همراه هستند.
با وجود این، فسادی که در برخی از شخصیتهای بزرگ در هر جامعه ای دیده می شود این ایده را در ما به وجود می آورد که درباره برتری اخلاقی افراد نابغه دچار تردید بشویم.

آدم کشها و جنایاتی که به وسیله برخی از افراد سرشناس تاریخی که از استعداد و خلاقیت برخوردار بوده اند این حقیقت را تأیید می کند که افرادمستعد و نابغه نیز می توانند از نبوغشان در کارهای جنایی استفاده کنند.
اما آیا این نقایص اخلاقی که در این شخصیتها وجود دارد به منزله آن است که افراد نابغه به عنوان یک گروه دچار معایب اخلاقی باشند؟
لازم به توضیح است که در بین افراد نابغه تفاوتهای زیادی وجود دارد و نمی توان همه آنها را یکسان دانست.
اغلب مطالعات نشان می دهند که افراد تیزهوش از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد معمولی برتر هستند.
اکثر این کودکان در سنین اولیه به مفاهیم انتزاعی خوب و بد، درست و نادرست، عدالت و ظلم، علاقه مند می شوند.
آنان به ویژه به مسائل اجتماعی و روشهایی که می توان آنها را حل کرد اشتیاق از خود نشان می دهند.
فرد نابغه ای که اصول اخلاقی را رعایت نمی کند جنبه استثنایی دارد و نمی توان آن را یک امر کلی تلقی کردو تعمیم داد.
آنچه در مورد افراد نابغه درست تر است این است که آنان از بهترین تواناییها برخوردارند و قادرند از طریق آن به افراد و جوامع کمک کنند تا مسائل اخلاقی خود را برطرف نمایند.
تقریباً در هر تعریفی که از تیزهوش به عمل آمده است ، این افراد را به صورت غولهای اخلاقی معرفی کرده اند.

سایت شمیم

 



تیز هوشی

 

اولین شرطی که برای تیز هوشی درنظر گرفته شده است هوشبهر بیش از 130 است . در کنار آن آفرینندگی و توانایی فرد را دراستدلال و نیز ابتکاراودرانجام کارها باید مد نظرداشت.    پیش رسی  استعداد و تمایل به رقابت با کودکان بزرگترازخود  نیز از جمله شاخص هایی است که درکودکان تیزهوش دیده می شود .

کودک تیزهوش کسی است که بتواند با  کمک فکر و استدلال و استفاده  از فرایندهای ذهنی  برتر خود  به  داوری  درست بپردازد ودرکارهای خلاقه از استعداد خاصی برخوردار باشد

درتقسیم بندی وکسلربه کودکانی تیزهوش یا پراستعداد گفته می شود که ازهوشبهر130به بالا بهره مند باشند این کودکان 2/3 درصد افراد مورد آزمایش را در بر می گرفتند .

در برخی  از تقسیم بندی ها  کودکان   دارای  هوشبهر 140تا170 را ممتاز یا سرآمد می نامند و افراد دارای هوشبهر 170 به بالا را نابغه نامگذاری می کنند .

تعریف هالاهان و کافمن

این دوازنظر مقاصد آموزشی برای تیزهوشان  تعریفی پیشنهاد می کنند وتیزهوش به کسی می گویند که دارای تواناییهای زیر باشد .

1- برخورداری از توانایی ها وهوش زیاد

2- برخورداری از خلاقیت زیاد

3- احساس تعهد زیاد نسبت به کار

ازنظروی نیزکودکان تیزهوش وبا استعداد کسانی هستند  که  به  تشخیص  متخصصان  روانشناسی و روان سنجی ،  دارای  توانایی های برجسته اند وقادربه انجام امردرسطحی عالی می باشند .

به عقیده وی کودکان تیزهوش دارای توانایی های فوق العاده دریک یا چند زمینه ازشش زمینه زیر هستند :

1- توانایی هوش کلی

2- استعداد درسی ویژه

3- توانایی فکری آفریننده ،ابتکاری و مولد

4- توانایی رهبری

5- ذوق و استعداد هنری

6- توانایی حرکتی فوق العاده

تغییراتی در تعریف تیز هوشی

تعریف  سنتی  تیزهوشی برهوش  کلی  مبتنی است که توسط یک تست هوشی و به طور انفرادی اندازه گیری می شود .

اما درسالهای اخیرنارضایتی وسیعی دربرابر کاربرد هوشبهربه  عنوان عامل تعیین  کننده در تعریف تیزهوشان به وجود آمده است .

دلایل  این نارضایتی  عبارتست از : شناخت محدودیت هایی که در آزمونهای هوش وجود دارد . مفهوم سازی  مجدد از ماهیت هوش و تحقیقات و تفکرات جدیدی که در باره کیفیت و چگونگی هوش ارائه شده است .

  شناخت وگزینش کودکان تیزهوش

شناخت  و گزینش  کودکان  تیز هوش  درسه طریق انجام می گیرد .

1- انتخاب ازبین شاگردان مدارس در سطوح مختلف

2- معرفی کودک ازطریق والدین برای انجام آزمون وانتخاب قبل از سن مدرسه

3- گزینش از بین کودکان کودکستانی

 

 انواع تیز هوشها

1- تیزهوش های خلاق –  برتری این گونه  تیزهوشها برای  خلق  آثارهنری  و ابداع  از همان  ابتدا مشخص     می باشد.

2- تیزهوشهای  درس خوان – آنان  به  مفاهیم   مجرد  توجه بیشتری دارند وسریعترو بهتراز دیگران و بیشتر از همسن های خود مطالب درسی را یاد می گیرند .

3- تیزهوش های  حرفه ای  یا  مکانیک  – تمایل آنان  در ریاضیات  کارهای دستی ،  ارزیابی ، اندازه گیری و توزین زیاد است وبه مسایل فنی،عینی وواقعی بیشتر ازمسایل ذهنی است.

4- تیزهوش های کم پیشرفت – این تیزهوشان در یادگیری موفقیتی به دست نمی آورند و هوش خود را به کار نمی گیرند .

درجه شیوع تیزهوشی

برآورد درجه شیوع تیزهوشان به تعریفی که برای تیزهوشی انتخاب می شود بستگی دارد .موقعی که هوشبهرتنها معیارتیزهوشی شناخته می شود اغلب کودکان  تیزهوش  از خانواده هایی  می آیند که از وضع اقتصادی،اجتماعی بالایی برخوردارند.

از آنجا که تیزهوشی  با  هرگونه  تعریفی که به کاربرده می شود ، درهمه طبقات اجتماعی  و اقتصادی  دیده  می شود  اما موقعی  که از هوشبهربه عنوان تنها معیارطبقه بندی استفاده می شود  می بینیم  که  کودکان  تیزهوش  به صورتی مساوی در همه طبقات جامعه توزیع نشده اند .

نسب افراد پرهوش در مقایسه با  افراد  دیگر

نموداری که بر اساس آزمون وکسلر به دست آمده  نشان می دهد که فقط در حدود 2درصد از مردم پرهوش هستند.( 50 درصد هوشبهر 109-90، 23درصد هوشبهر109و25درصد هوشبهر کمتر از 89 دارند .)

انتظار  و اعمال   فشار اطرافیان  در خانه ومدرسه وجامعه درمورد کودکان تیزهوش گاه به حدی است که موجب اضطراب آنان می شود و مشکلات رفتاری و اختلال های روان تنی در آنان به بار می آورد .

گروه  دیگری از تیزهوشان  که  با داشتن هوش بالا به پیشرفت کافی دست نمی یابند کودکان   کم آموزی   هستند  که  به  دلیل نامناسب بودن فعالیت های آموزش مدارس و فقدان  معلمان  توانا و کارآمد نمی توانند هوش و استعدادهای عالی  خود  را شکوفا سازند .

زمینه های   شخصیتی  و  ارزیابی   ضعیف  و مفهومی که  از خویش در ذهن دارند و نیز انگیزه  کم این کودکان نیز ازعوامل دیگر کم آموزی آنان است .

تعداد  زیادی  از دختران به خاطرموانعی که از نظر اجتماعی   و یا   فرهنگی  برسد راه  انتخاب ویا پیشرفتشان دربرخی مشاغل وجود دارد ، خیلی کمتر از آنچه  شایسته  آن هستند  موفقیت  حاصل هستند .

 نا شناخته ماندن برخی تیزهوشان

تیز هوشی می تواند تا سال های طولانی حتی  تا  پایان  زندگی فرد ناشناخته باقی بماند  و کسی  به توان ذهنی  بالا ونبوغ کودک پی نبرد علت عدم شناسایی برخی ازاین کودکان نداشتن علامت بارزجسمی و نا آشنایی اطرافیان با رفتارهای کودک تیزهوش است .

برخی کودکان و نوجوانان تیز هوش به علت فقراقتصادی ، تبعیض نژادی ویاتعصب های موجود بین زن ومرد ،دچارمحرومیت هایی می شوند و در  جایی غیرازجای واقعی  خود گمارده می شوند.



رابطه هوش و عوامل دیگر

 وضعیت اجتماعی- اقصادی وهوش

کودک  تیزهوش در هرخانواده ای میتواند  وجود داشته باشد اما مطالعات متعدد نشان می دهدند  که  این گونه کودکان اکثرا“ به خانواده های  سطوح  اجتماعی  بالا  تعلق دارند .

ترمن در مطالعات خود مشاهده کرد که نسبت استعدادهای  ممتاز  در  جوامعی که از لحاظ اقتصادی برترند ،  بیش از جوامعی است که وضع اقتصادی پایینی دارند .

می توان  گفت  فعالیت ، امیال و وضع  مالی خانواده ممکن است تجارب واطلاعات زیادی برای کودک فراهم آورد .

کسانی هستند که وجود هر گونه ارتباطی بین تیزهوشی و ضغ اقتصادی-اجتماعی و سواد والدین را رد می کنند مثلا“ مارلند می نویسد که این فرض که افراد تیز هوش و مستعد درمحیطهای حرفه ای به وجود می آیند ،اشتباه است .

فرهنگ و هوش

ضریب  هوشی  نمی تواند  معیار مطمئنی برای مقایسه هوش  اشخاص  باشد که درفرهنگ های مختلف بزرگ شده اند .

روشن است که تفاوتهای شیوه های زندگی، اندیشه و بیان در این زمینه نقش دارند و نمره 20در یک آزمون50  سوالی  معنای  متقاوتی  در دو  محیط فرهنگی متفاوت خواهد داشت

هوش امری وابسته به فرهنگ است و با  یادگیری های  کودک و ارزشهای  خانوادگی و اجتماعی او ارتباطی جدایی ناپذیردارد. از این دیدگه نمی توان تعاریفی را که  قبلا“ از هوش به عمل می آمد را تمام وکمال پذیرفت .

  وضع جغرافیایی وهوش

کودکانی  که در مناطق دور دست زندگی می کنند ممکن است از دسترسی به منابع آموزشی زیاد که معمولا“ درمناطق پرجمعیت ترفراهم است محروم باشند . مطالعات نشان  می دهند از لحاظ  هوشبهر تفاوت هایی بین کودکان نقاط  گوناگون یک کشور وجود دارد . معمولا“  کودکان  شهری  نسبت  به همسالان روستایی خودهوش بیشتری نشان میدهند.

گروهی از روانشناسان معتقدند که پسران ودختران ازلحاظ سطح هوش برابرند جز اینکه توزیع هوش میان  پسران و مردان وسیعترازتوزیع آن  میان دختران و زنان است یعنی تفاوت هوشی میان پسران بیش از دختران است .

عده ای دیگراعتقاد دارند که سطح هوش افراد با زمان طفولیت آنها نسبت  مستقیم دارد  یعنی هر فرد  که  دیرتر بالغ  شود معمولا“باهوشترخواهد بوددراین صورت پسران که دیرترازدختران به مرحله بلوغ میرسندازلحاظ هوش برتری نشان میدهند.

کاربردآزمون وکسلردرمورد هزاران دختر و پسر نشان داده است  که این دو گروه از نظرآزمون های کلامی تفاوت  معنی داری ندارد . برعکس در مورد آزمون های غیر کلامی ،تفاوتهای چشمگیری نشان می دهند و این تفاوت همیشه به نفع پسراست .

در بین آزمونهای غیرکلامی، دخترها تنها در آزمون رمز نویسی بر  پسرها برتری دارند

دختران در استعداد کلامی پیشرفته تر از  پسرانند  و این امتیاز از حدود 11 سالگی آشکار می شود .

در مجموع دختران ازنظردستورزبان ،دیکته وواژگان بهتراز پسرانند و در پاره ای ازآزمایش های زمینه  تجسم فضایی و ریاضیات بیشتر است . برتری  پسران  در استعداد عددی از 12 تا13 سالگی آشکار می شود .

پسران اندکی پس ازآن،یعنی در سن بلوغ از نظر تجسم  فضایی  نسبت  به دختران پیشرفته ترند .شاید پسران دردرک روابط فضایی  موجب  می شود  که اکثرآنان در رشته هایی   نظیر  مهندسی ،  معماری ، ریاضی و  حتی  نقاشی موفقیت  بیشتری داشته باشند .

عقب ماندگی چشمگیر زنان در زمینه های شغلی  و تحصیلی احتمالا“ ناشی  از  ارزشهای حاکم بر جامعه است . گرچه وجود تفاوت های زیستی را نمی توان نادیده گرفت .

به نظر آزوبل دردوره  دبستان پسران درمهارت های مکانیکی و ورزشی ، درک وفهم شفاهی یا کلامی ، استدلال شفاهی،استدلال ریاضی،ادراک فضایی  و توانایی  جهت یابی  و  حل  مساله بر  دختران برتری دارند .

در واقع می توان گفت  که تیز هوشی  منحصر به پسران نیست بلکه هردو جنس پسر و دختر از این موهبت برخوردارهستند متاسفانه دختران تیزهوش در معرض این خطر جدی قرار می گیرند  که  به آنان به صورت تبعیض  آمیز رفتار می شود و در بسیاری از فرهنگها به ویژه در کشورهای در حال رشد و جهان سوم این تبعیض به صورت گسترده ای اعمال می شود .

 تیز هوشان

تحقیق ترمن روی تیزهوشان

بسیاری از حقایق  پژوهشهای موجود درباره کودکان تیزهوش نتیجه خدمات قابل ملاحظه لوی ترمن وهمکاران او است که یک تحقیق درازمدت برروی 1528 کودک را بنیانگذاری کرد .

خلاصه ای ازیافته های اودرباره ویژگی های تیزهوشان

1- عضو متوسط گروه ،ازنظرجسمی از یک کودک متوسط وضع بهتری دارد.

2- در زمینه  مربوط به موضوع های درسی آزمون ،  برتری تیزهوشان نسبت به کودکان غیر منتخب در خواندن،کاربرد زبان،استدلال حسابی،علوم،ادبیات وهنربود .

3- علایق کودکان تیزهوش ،چند جانبه و خود انگیخته است

4- آنان کمتر تمایل به مبالغه  یا  گزافه گویی در باره دانش خود دارند . .

5- انحراف  افراد تیزهوش  مورد آزمایش از اکثریت مردم ، تقریبا“ در مورد تمامی صفات در جهت بهتر بودن و پیشرفت است .

برخی  تصور می کنند  که  بچه   تیزهوش دارای  جثه ای  نحیف  و لاغر ،  احتمالا“            عینکی ، کم غذا ، بدخط  و000 است .  با وجودمشاهده انفرادی بعضی ازویژگی های فوق ، وجود آنها را مورد  تایید  قرار نداده است .

به  عنوان  مثال ممکن است کودک تیزهوش دارای  دستخط  خوبی  نباشد که می تواند به دلیل  سرعت  تفکر و سبقت  آن  بر حوصله و توانایی نوشتاری دانش آموز باشد .

میتوان گفت که تقریبا“آنان دراکثرزمینه های شناختی،هوشی،شخصیتی و حتی فیزیکی به میانگین بچه های عادی برتری دارند .

البته  بچه های فوق العاده تیزهوش  که دارای هوشبهر 180  به بالا  هستند دارای مشکلات خاصی هستند .

ویژگیهای تحصیلی تیزهوشان

آنان معمولا“  خواندن را پیش از مدرسه رفتن یاد می گیرند ، بیشتر  دانش آموزان تیزهوش ازنظردرسی دویا سه سال جلوترازهمسن های خود هستند .

سرعت  پیشرفت تحصیلی  درکودکان تیزهوش از لحاظ کمی وکیفی بیشترازکودکان عادی است .

تیزهوشان خواندن راحتی قبل ازمدرسه فرامیگیرند همچنین درخواندن بیش ازریاضیات استعداد دارند. اغلب این کودکان مدرسه را دوست دارند و عاشق یادگیری هستند .

لازم  به  یادآوری  است  که  برتری  تحصیلی به تنهایی نمی تواند نشانه تیزهوشی باشد .  

چه بساافرادی که دردروس مختلف نمره های بالا  به دست می آورند  لیکن این نمره ها به دلیل استفاده  زیاد از حافظه  و یادگیری های سطحی آنان است .

با  این حال  میان هوش  و موفقیت  تحصیلی همبستگی   بالایی   وجود    دارد    میانگین همبستگی های به دست آمده بین 50/0+ الی 60/0+ است .

به طورکلی هوشبهر بالاتر سبب موفقیت بیشتر در تحصیل می شود،مگرآنکه عواملی  مانند انگیزش کم برای یادگیری ، افسردگی، اختلال شخصیت یا ناراحتیهای خانوادگی در کار یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خلل به وجود آورند .

علایق تیزهوشان

تبزهوشان  به   خواندن   داستان ها و  کتاب های مختلف،نقاشی و موسیقی علاقه دارند.

در این  کودکان  تمایل  زیادی  برای  شرکت  در جلسات بحث وانتقاد،تفریحات سالم وبازیهای دسته جمعی مخصوصا“ با افراد  بزرگتر از خود وجود دارد.



آموزش و سازگاری اجتماعی تیزهوشان

 همانطوری که اجتماع تمایل به آموزش ویژه برای کودکان عقب مانده رانشان می دهد، برای کودکان تیزهوش که احتیاج به آموزش ویژه دارند زیاد علاقه ای نشان نداده اند.
بسیار مشکل و یا غیرممکن خواهد بود که بتوان مطابق احتیاج اینگونه کودکان آموزش خاصی را ترتیب داده و حتی بودجه ای برای آموزش مخصوص این نوع کودکان در نظر گرفت.
اگر چه هنوز برای تعیین و تهیه برنامه های درسی تیزهوشان صحبت و مجادله زیاد است و این بحث و اختلاف بیشتر آن موقعی به چشم میخورد که تیزهوشان از گروه درس خوان یاهنر دوست باشند. نبودن تحقیقاتی که از آموزش ویژه این افراد حمایت می کند اختلاف نظر را بیشتر می کند.
اختلافات فرهنگی، محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی و زندگی در محیط بسته و دوردست و خالی از انگیزه ها ، سه عامل مهم گروهی از تیزهوشان است که در پیشرفت آنان اشکال تولید می کند و مسلم است از بین بردن اشکالات فوق باعث پیشرفت سریع آنان خواهد شد.

آموزش این کودکان دارای سه خصیصه زیر است: 
همانطوری که اجتماع تمایل به آموزش ویژه برای کودکان عقب مانده رانشان می دهد، برای کودکان تیزهوش که احتیاج به آموزش ویژه دارند زیاد علاقه ای نشان نداده اند.
بسیار مشکل و یا غیرممکن خواهد بود که بتوان مطابق احتیاج اینگونه کودکان آموزش خاصی را ترتیب داده و حتی بودجه ای برای آموزش مخصوص این نوع کودکان در نظر گرفت.
اگر چه هنوز برای تعیین و تهیه برنامه های درسی تیزهوشان صحبت و مجادله زیاد است و این بحث و اختلاف بیشتر آن موقعی به چشم میخورد که تیزهوشان از گروه درس خوان یاهنر دوست باشند. نبودن تحقیقاتی که از آموزش ویژه این افراد حمایت می کند اختلاف نظر را بیشتر می کند.
اختلافات فرهنگی، محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی و زندگی در محیط بسته و دوردست و خالی از انگیزه ها ، سه عامل مهم گروهی از تیزهوشان است که در پیشرفت آنان اشکال تولید می کند و مسلم است از بین بردن اشکالات فوق باعث پیشرفت سریع آنان خواهد شد.

آموزش این کودکان دارای سه خصیصه زیر است: 
۱- طرح برنامه تحصیلی مطابق با پیشرفت و درک عالی کودک.
۲- برنامه آموزشی شامل بر روشهای یادگیری به خصوص شامل برنامه تحصیلی در موارد به خصوص که لازمه اینگونه شاگردان است.
۳- برقراری و تهیه تسهیلات مناسب برای تعدادی از اینگونه شاگردانجهت آموزشهای لازم.

خصوصیات فوق که در سال ۱۹۸۵ توسط فوکس و واشنگتون با پافشاری پیشنهاد شده است که باعث برنامه ریزی برای این نوع کودکان به دو طریق زیر شده است:

۱- روش گسترش برنامه های کلاسیک و گزاردن دروس و مواد اضافی بدون اینکه شاگرد را به کلاسهای بالاتری ببرند.

۲- روش تسریع و جابجا کردن شاگرد به کلاسهای بالاتر .

در روش گسترش برنامه های کلاسیک هفت نوع آموزش پیشنهاد شده است: 

الف) برقراری برنامه های مختلف درسی درهمان کلاس توسط خود آموزگار درحد توانایی و یادگیری کودک.
ب) برنامه تدریس توسط آموزگار و برنامه های مختلف و اضافی در همان کلاس توسط آموزگاران و مشاورین عالی آموزش.
ج) اطاق مطالعه با برنامه که در این صورت شاگرد تیزهوش در ساعات معین کلاس را ترک و جهت آموزش خاص توسط آموزگار مخصوص به کلاس دیگری می رود.
د) برنامه قابل اعتماد و مجرب آموزش منطقه ای که شاگرد تیزهوش با عده ای از سایر شاگردان که توسط منطقه آموزشی انتخاب شده اند اوقات اضافی را در مدت معینی به تحصیل مواردی که مورد علاقه اوست می پردازد.
گذاردن ترمهای تابستانی بسیار مفید است.
ه‍ ( گذاردن برنامه های تحصیلی و مطالعه آزاد و مستقل و نظارت توسط افراد ذیصلاح و متخصص و کارشناس آموزشی.
و) کلاس مخصوص همراه با شاگردان دیگر برای آموزش بیشتر توسط آموزگاران تعلیم دیده.
ز) مدارس مخصوص - تحصیل در مدارس مخصوص جهت آموزش اضافی طبق برنامه هایی که قبلاً تهیه و تأیید شده است.
به طرق هفت گانه فوق اخیراً آموزش وارتباط از راه دور را می توان اضافه کرد که عبارتند از :
آموزش با تلویزیون، کنفرانسهای تلفنی، میکروکمپیوتر که در مناطق آموزش و پرورش مربوطه تهیه و تنظیم شده است.

روشهای تسریع :

روش تسریـع و فرستادن این شاگردان به کلاس بالاتر روش قابل قبـول همـگان نیست.
بعضی مشکلات جسمانی و عاطفی را که ممکن است باکودکان بزرگتر رخ دهد ناچیز شمرده و توصیه می کنند با مطالعاتی که دارند از این روش نتایج مثبت گرفته و با اشکالات چندانی مواجه نشده اند بخصوص اگر کودک دارای هوشبهر خیلی بالا باشد توصیه شده است مطالعات دروس اضافی، کلاسهای بالاتر و حتی گذراندن کلاسهای تقویتی تابستانی ارتباط با شاگردان بزرگتر کم کم باعث عادت کودک به مسائل دشوارتر می شود.
تشویق به استفاده از کتابخانه مخصوص و مفید غیردرسی، گزارش و بازدیدهای علمی، نشان دادن فیلمهای تلویزیونی آموزنده و با محتوا به پرورش فعالیتهای ذهنی این کودکان کمک شایانی می کند.
آموزگاران این قبیل کودکان بایستی مسئله را درک کنند و قبول داشته باشند ، انعطاف پذیری و حمایت خاص از کودک بنمایند.
آموزگار باید هوشبهر و قوای ذهنی عالی و از نظر فرهنگی بالا و علاقه به مجلات و مقالات داشته و با اصول و موازین خاص آموزش صعی کند مشکلات کودک را برطرف و قدرت خلاقیت کودک را تقویت و به او احترام بگذارد و فعالیت ها و کیفیات ذهنی کودک را تحریک کند.
آموزگار باید قدرت خلاقیت و ایجاد برنامه های خاص را داشته و درک کند که کودک چگونه پیشرفت می کند و چگونه نیاز برای پیشرفت دارد و در صورت تشخیص اقدامات تحصیلی پیش درس برای آنها ترتیب داده و مشوق پیشرفت آنها باشد.
بهتر است اینگونه کودکان را قبل از شروع دوران مدرسه تشخیص داد و با برقرار کردن برنامه های مخصوص یادگیری، تفریحی، علمی و بازیهای مخصوص نیروهای خلاقه آنها را تقویت کرده و کودک را علاقه مند به تحصیل و یادگیری بیشتر کرد.
توجه شود این کودکان از نظر کیفیت یادگیری با دیگران فرقی ندارند ولی از نظر کمیت فرق دارند و یادگیری مانند سایر کودکان است ولی خیلی سریع انجام می شود.
به طور مثال کودک چهارساله قادر می شود ضرب و تقسیم انجام دهد نقشه جغرافی بکشد و نقاشی های خوب و ارزنده ارائه دهد.
این کودکان احتیاج به تقویت اعتماد به نفس، خودشناسی، استقلال فکری، ‌عملی و سازنده دارند.
پیدا کردن دوست، اظهار نظر در کارها و حل مسائل و مشکلات تحصیلی، اجتماعی و محیطی و داشتن آموزگاران با تجربه که پاسخگوی تمام نیازهای آنها باشند لازم و ضروری است تا بتواند مدارج عالی را یکی پس از دیگری طی کند.

سازگاری کودکان تیزهوش

تیزهوشان اکثراً رابطه ای خوب و مثبت با افراد پیرامون خود برقرار می کنند.
این گونه دانش آموزان بیشتر به عنوان رهبران کلاس و مدرسه انتخاب می شوند و در فعالیتهای خارج از کلاس مانند شرکت در رویدادهای فرهنگی، ورزشهای گوناگون، امور فوق برنامه و کارهای ابتکاری بیشتر از همکلاسان خود فعالیت می کنند.
تیزهوشان نسبت به مسائل اخلاقی و اجتماعی حساس هستند و مشکلاتی از قبیل فقر و رنج دیگران، بی عدالتی و رفتار غیرانسانی آنان را به شدت ناراحت و متأثر می کند.
در مورد سازگاری کودکان تیزهوش یا کودکان که هوشبهر بالایی دارند پرسشهای متعددی مطرح شده است که آیا دارای محبوبیت هستند؟ و یا علاقه دارند با چه کسانی دوست شوند؟
باید گفت که کودکان تیزهوش از موقعیت اجتماعی بالایی برخوردارند.
گروه بزرگی از پژوهشگران نتایجی مشابه حاکی از رابطه مثبت بین نمره های هوشبهر و محبوبیت ارائه داده اند. ( گالاگر )
حقایق متفرقه دیگر در مورد موقعیت اجتماعی کودکان دارای هوشبهر بالا را میتوان به طور خلاصه اینگونه ارائه داد:
۱- به نظر می رسد موقعیت اجتماعی کودکان تیزهوش در سطح دبیرستان به طور نسبی کاهش پیدا کند.
۲- کودکان تیزهوش قادرند موقعیت اجتماعی خود و دیگران را بهتر از حد متوسط تشخیص دهند.
۳- هنگامی که در هر روز برای مدتی آنها را از کلاس بیرون می فرستند تمایل به درست شدن با یکدیگر نشان می دهند.
۴- هنگامی که کودکان تیزهوش به منظور فعالیت ویژه ای به خارج از کلاس منتقل می شوند مقداری از پذیرش اجتماعی را از دست می دهند.
۵- جهش تحصیلی ( خواندن دو کلاس در یک سال ) در دوره ابتدایی در سازگاری اجتماعی آنها تأثیر جدی ندارد.
۶- به نظر می رسد کودکان تیزهوش از نظر کودک معمولی نقش من آرمانی را ایفا می کنند و یا وجود آن که کودک معمولی بین خود و کودک تیزهوش تفاوتهایی را می بیند، او را انتخاب می کند.


سایت شمیم

 




چگونه می توان کودکان باهوش را شناسایی کرد؟

- پدر و مادر اولین کسانی هستند که متوجه رشد حرکتی، رشد کلامی و کارهای ذهنی فرزند خود می شوند. رشد زودرس حرکتی، کلامی و ذهنی از ویژگی های کودکان دارای هوش بالا است.
این کودکان مستقل تر از سایر بچه های هم سنشان هستند و کنجکاوی های بیشتری نسبت به محیط اطرافشان از خود نشان می دهند.
البته سن هوش انسان تا 15 سالگی افزایش پیدا می کند بنابراین آزمون هوشی افراد 15 ساله و بالاتر یکسان است.



چگونه می توان کودکان باهوش را شناسایی کرد؟

- پدر و مادر اولین کسانی هستند که متوجه رشد حرکتی، رشد کلامی و کارهای ذهنی فرزند خود می شوند. رشد زودرس حرکتی، کلامی و ذهنی از ویژگی های کودکان دارای هوش بالا است.
این کودکان مستقل تر از سایر بچه های هم سنشان هستند و کنجکاوی های بیشتری نسبت به محیط اطرافشان از خود نشان می دهند.
البته سن هوش انسان تا 15 سالگی افزایش پیدا می کند بنابراین آزمون هوشی افراد 15 ساله و بالاتر یکسان است.
کودکان تیزهوش کنجکاوترند. مرتب راجع به مسائل مختلف سؤال می کنند. یک کودک تیزهوش وقتی در مورد مورچه سؤال می کند از والدین خود توضیح کاملی درباره نحوه زندگی آنان می خواهد. آنان می خواهند به عمق مسائل فرو بروند. کودکان تیزهوش با توجه به این که قدرت فراگیری بالایی دارند ممکن است با کودکان عادی همسال خود خیلی احساس هماهنگی نکنند.
 بنابراین مایلند که با افراد بزرگتر نشست و برخاست نمایند. افراد بزرگتر هم آنها را کمتر می پذیرند. بنابراین، این خطر وجود دارد که کودکان هوشمند تا اندازه ای احساس سرخوردگی و عدم رضایت کرده و منزوی بشوند. اما جای نگرانی نیست؛ زیرا اینها کاملا موقتی است.
به این ترتیب که این بچه ها با توجه به هوش بالایی که دارند بزودی می آموزند راه هایی برای برقراری ارتباط بهتر با دیگران پیدا کنند.
اغلب والدین این کودکان نگران این مسئله هستند که مبادا فرزندشان گوشه گیر شود و مهارت های عادی زندگی را فرا نگیرد. در حالی که دیده شده این کودکان اجتماعی تر از سایر مردم هستند و بسیار راحت تر می توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.
 در واقع اگر کودکی گوشه گیر و منزوی بود و این مسئله تداوم داشت باید مشکوک شویم که شاید هوش او کافی نیست یا مبتلا به بیماری روانی و رفتاری از جمله اوتیسم (درخودماندگی) باشد. بنابراین همه چیز کودکان تیزهوش نویدبخش است.
آنها راجع به مسائل زندگی هم دیدگاه های جالبی را عنوان می کنند. دلشان می خواهد از هر چیزی سردر بیاورند. برای نمونه می توانند ساعت ها به حرکت مورچه ها یا جنبش برگ های یک درخت و یا طلوع و غروب خورشید نگاه کنند. این کار برای آنان بسیار جالب است.
آنان در مسائلی که از نظر دیگران ساده و بدیهی و عادی است می توانند ساعت ها بررسی و تفحص کنند و در واقع گفته می شود که دانشمندان و هنرمندان کودکان باهوشی هستند که توانمندی های دوران کودکی شان یعنی «کنجکاوی» خود را حفظ کرده اند.
 یک دانشمند همیشه همواره در تلاش برای یافتن پاسخ سؤالات خود است. او می خواهد روابط بین اشیاء را کشف کند. او دنیای خیالی می سازد و شخصیت های خیالی می آفریند.
 این کودکان تمایل زیادی به فعالیت های هنری دارند. والدین باید این خصوصیات را در فرزندشان تشویق کنند، زیرا رشته های هنری راهگشای مسیرهای جدیدتری در زندگی آینده آنان است.

کمال طلبی این بچه ها را چگونه می توان کنترل کرد؟
- کودکان تیزهوش دلشان می خواهد بیشتر بدانند و چون از مسائل آگاهی بیشتری دارند، از این رو توقعات و خواسته هایشان نیز به همان نسبت بیشتر است.
 آنان به علت هوش بالایشان محدودیت ها را بهتر می پذیرند. به طور کلی باید گفت: معمولا والدین دارای فرزند تیزهوش در کنار آمدن با آنان دشواری زیادی ندارند. مشکل در مورد کودکانی است که از هوش بالایی برخوردار نیستند.
 آنان به طور ناخودآگاه تمایل دارند که این نقص خودشان را با داشتن امکانات ظاهری بیشتری جبران کنند. برای نمونه از والدین خود تقاضای لباس و کفش های گرانقیمت می کنند. در حالی که کودک باهوش به این چیزها توجه زیادی ندارد.
برای او کارکرد اشیاء مهم است نه ظاهر آنها. بنابراین یک لباس برای آن اندازه جذاب نیست که احیانا داشتن یک خودنویس ممکن است برایش جالب باشد. او رفتن به موزه را به رستوران ترجیح می دهد و... بنابراین والدین به راحتی می توانند با بچه های تیزهوش کنار بیایند.

برای تربیت این کودکان چه فاکتورهایی را باید در نظر گرفت؟
- باید توجه کرد که این کودکان به خاطر هوش بالایشان در یک محیط مصنوعی قرار نگیرند. دیدگاه امروزی در مورد تعلیم و تربیت کودکان، دیدگاه یکپارچه سازی و انسجام است. این دیدگاه می گوید: تمامی کودکان باید در جامعه با یکدیگر منسجم شوند.
بنابراین بهتر است از همان دوران مدرسه کودکان دارای ضرایب هوشی پایین تر در کنار کودکان عادی تحصیل کنند که البته این شامل کودکان کم بینا و کم شنوا نیز می شود.
و همین طور کودکانی که هوش بالاتری دارند بهتر است در کنار کودکان عادی درس بخوانند. دیدگاه جداسازی کودکان مدتهاست که از نظر علمی و اخلاقی و انسانی مردود شناخته شده است.
در واقع حق نداریم با آنان شبیه به ابزار رفتار کنیم و بگوییم که اینها به علت داشتن هوش بالاتر مستحق تربیت بهتری هستند تا در آینده از تربیت آنان بهره بیشتری ببریم.همه کودکان چه باهوش و چه کم هوش انسان هستند و در درجه اول ما باید شأن و کرامت انسانی را که خداوند در وجود هر انسانی به ودیعه گذاشته برای همه اقشار رعایت کنیم.
نه کودک کم هوش به خاطر هوش کم خود باید سرزنش شود و نه کودک باهوش به خاطر هوش خدادادی اش باید مورد ستایش قرار بگیرد. آنها باید بفهمند که تفاوت انسان ها دلیل بر تفاخر و تمایز آنها نیست.
هوش در صورتی ارزش پیدا می کند که در جهت رفاه موجودات دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. یک فرد باهوش نباید خود را از دیگران جدا کند. او بهتر از هرکسی می تواند با دیگران همدلی کند و خودش را جای آنان قرار دهد. او هیچ وقت اطرافیانش را به خاطر نارسایی هایی که در وجودشان هست سرزنش نمی کند. در حالیکه افراد دارای هوش پایین به افراد دیکتاتور و ستمگری تبدیل می شوند که فکر می کنند همه باید مثل آنان فکر کنند.
افراد باهوش همیشه مهربان هستند و خود را به خاطر برآورده شدن نیازهای دیگران در درجه دوم قرار می دهند.
همانطور که در ابتدا اشاره کردم رشد عاطفی در صورت ارتباط با دیگران حاصل می شود. تنها از این طریق می توان از نحوه زندگی افراد و خواسته هایشان مطلع شد. جدا کردن این کودکان از دیگران نوعی احساس خودبزرگ بینی در آنان به وجود می آورد. بدترین آفتی که یک انسان ممکن است به آن مبتلا شود.
والدین برای تربیت فرزند تیزهوششان نیاز به چه ابزاری دارند؟
مغز انسان در اثر محرک های محیطی رشد می کند بنابراین هرچقدر که پدر و مادر محیط غنی تری از جهت آموزش و پرورش برای فرزندشان به وجود بیاورند کودک احتمال رشد هوشی بیشتری خواهد داشت.
برای نمونه با او حرف بزنند به سؤالات او پاسخ دهند. برایش کتاب بخوانند، او را به گردش ببرند و جانوران مختلف را به او نشان بدهند. از کودک بخواهند که با آنها صحبت کند. راجع به مسایل عملی صحبت کنند. موسیقی کلاسیک تأثیر زیادی در رشد هوشی افراد دارد تمامی اینها در پرورش استعداد اولیه کودک نقش زیادی دارد.
خوشبختانه کشور ما از جمله کشورهایی است که در آن به کتاب های کودکان توجه زیادی می شود. در واقع حتی گروه های سنی مختلف هم حتی برای خودشان کتاب دارند این طبقه بندی ها کاملا علمی است.
یعنی توصیه می کنم که والدین با توجه به طبقه بندی سنی کتاب ها، آن را انتخاب کنند. اما مهم تر از هر کتابی، ارتباط با والدین و با همسالان دیگر است. پدر و مادر نباید فرزندشان را به امان خدا و جلوی تلویزیون رها کنند. بلکه باید با آنها گفت وشنود داشته باشند.
 گفت وشنود، یک ارتباط دو جانبه است که موجب رشد بیشتر فکری می شود. وقتی ما با کسی از نزدیک صحبت می کنیم هم چشمان ما حرکت می کند، هم گوش ما و هم سایر حواس ما در آن جا ارتباط دارند. در حالی که ارتباط با تلویزیون یک ارتباط دو سویه است. چون فقط گوش و چشم کار می کند. تعاملی نیست که روی ما تأثیر بگذارد یا برعکس.
علت خودکشی برخی از این کودکان در سن بلوغ چیست ؟
علتش این است که والدین با گمان اینکه کودک باهوش آنها باید در شرایطی جدا از بچه های دیگر پرورش پیدا کند آنها را از یک زندگی عادی محروم می کنند.
در حالی که این بچه دلش می خواسته بازی هم بکند بنابراین این کودک دچار بحران عاطفی شده احساس تنهایی کرده و واقعاً این مسئله دیده می شود که کودکان باهوشی که مربیان فهمیده ای ندارند ممکن است متأسفانه فشار زیادی بر آنها وارد شود و از جامعه جدا شوند.
احساس کنند که تک افتاده اند و کسی را ندارند که با آنان صحبت کند. رشد هوشی و عاطفی خیلی خوبه که همزمان با یکدیگر انجام بشود


منبع:کیهان

 




نظرات درست و نادرست درباره تیزهوشی

نظرات درست و نادرست درباره تیزهوشی

نظرات نادرست

نظرات درست

افراد تیزهوش ، از نظر جسمانی ضعیف و از نظر اجتماعی نالایق هستند. دامنه علاقه شان محدود است. از نظر عاطفی بی ثبات هستند و زود افت می کنند

با وجود اینکه تفاوتهای زیادی بین تیزهوشان وجوددارد، این افراد به عنوان یک گروه ، کاملاً سالم و سازگار هستند. از نظر اجتماعی جاذب و از نظر اخلاقی دارای احساس مسئولیت می باشند.

افراد تیزهوش از یک نظر مافوق انسانهای معمولی هستند

افراد تیزهوش مافوق انسانهای معمولی نیستند، بلکه انسانهایی هستند که در برخی رشته ها از استعداد برجسته ای برخوردارند.

افراد تیزهوش از مدرسه خوششان نمی آید و نسبت به کسانی که مسئول آموزش آنان هستند، حالتی خصمانه دارند.

افراد تیزهوش معمولاً مدرسه را دوست دارند و با همسالان و معلمان خود رابطه خوبی دارند.

افراد تیزهوش از نظر عاطفی بی ثبات هستند

افراد تیزهوش کسانی هستند که احتمالاً از بهداشت عاطفی و سازگاری خوبی برخوردارند

آنطور که ما می دانیم 3 تا 5 درصد کل جمعیت تیزهوش هستند

درصد تیزهوشان در هر جمعیت بستگی به تعریفی دارد که ما به کار می بریم. برخی تعریفها 1 تا 2 درصد جمعیت را تیزهوش می دانند در حالی که در برخی تعریفهای دیگر این رقم به 20 درصد یا بیشتر می رسد.

تیزهوشی یک صفت با ثبات است و همیشه در طول زندگی فرد ثابت می ماند.

برخی استعدادهای برجسته در زمینه تیزهوشی در اوایل زندگی به وجود می آیند و در طول زندگی ادامه می یابند. در حالی که برخی دیگر تا بزرگسالی شناخته نمی شوند.

افراد تیزهوش همه کار را خوب انجام می دهند.

برخی افراد تیزهوش در چندین حوزه دارای استعدادهای برتر می باشند در حالی که برخی دیگر تنها در یک زمینه استعداد دارند.

کسی با هوش است که نمره اش در یک تست هوشی بالاتر از میزانی معین باشد. دانش آموزان تیزهوش بدون برخورداری از آزمونهای ویژه برتری خود را حفظ می کنند. این دانش آموزان به همان انگیزه ها و آموزشهایی نیاز دارند که برای همه دانش آموزان مناسبند.

هوشبهر تنها یکی از نشانه های تیزهوشی است. علاوه بر این، خلاقیت و انگیزه های زیاد نیز نشانه های تیزهوشی هستند. برخی از تیزهوشان حتی بدون برخورداری از آموزشهای ویژه به پیشرفتهای بزرگی نایل می شوند. برخی دیگر حتی با وجود موانع بزرگی که در راه پیشرفتشان وجود دارد موفقیت هایی کسب می کنند . اما برخی دیگر مادام که مورد آزمایشهای صحیح قرار نگرفته اند وانگیزه های لازم برایشان به وجود نیامده است نخواهد توانست به موفقیتهایی که متناسب با استعدادهایشان باشد، برسند.




]

آموزش و تربیت با هوش ترین کودکان جهان


کودکان امروز، آینده فردای جامعه هستند. دنیای پیشرفته کودکان را جدی می گیرد، به آنها به چشم سرمایه های ارزشمند می نگرد، برای آنها برنامه های علمی، مدون و هدفمند طراحی می کند و در انتظار می ماند تا فصل خوشه چینی فرا برسد. ما تلاش می کنیم در راه توسعه و پیشرفت گام برداریم و می دانیم که یکی از شاخص های مهم توسعه، تدوین استراتژی تربیت و پرورش کودکان است.
    وجود هفت میلیون کودک زیر هفت سال ایرانی و فقدان طرحی مدون و جامع برای آموزش، تربیت و پرورش آنها این نگرانی را به وجود می آورد که آیا این جمعیت به حال خود رها شده اند. آیا می شود باور کرد در کشوری که کودکان استثنایی و معلول با جمعیت اندک دارای سازمان مستقل و ردیف و بودجه و اعتبارات دولتی هستند، هفت میلیون کودک سالم که به نظر کارشناسان سراسر دنیا جزو باهوش ترین افراد روی کره زمین هستند، بدون برنامه ریزی، بی هیچ ردیف و اعتبار قابل توجه دولتی و بی سرپرست و متولی به حال خود رها شده اند.

آیا می شود باور کرد در کشوری که کودکان استثنایی و معلول با جمعیت اندک دارای سازمان مستقل و ردیف و بودجه و اعتبارات دولتی هستند، هفت میلیون کودک سالم که به نظر کارشناسان سراسر دنیا جزو باهوش ترین افراد روی کره زمین هستند، بدون برنامه ریزی، بی هیچ ردیف و اعتبار قابل توجه دولتی و بی سرپرست و متولی به حال خود رها شده اند.
    دفتر امور کودک و نوجوان سازمان بهزیستی کشور شاید تنها محل دولتی است که به این جمعیت سرنوشت ساز می اندیشد.
    سید محمد حسین جوادی، مدیرکل این دفتر می گوید که اوضاع این قدرها هم بد نیست چون به تازگی برخی طرح های بر زمین مانده احیا شده اند و تلاش های نویی نیز در حال انجام است. هر چند که وی نیز اعتراف می کند در برنامه ریزی های کلان نظیر چشم انداز بیست ساله نظام، جمعیت کودکان زیر هفت سال کشور، کم رنگ دیده شده اند و تاکنون برنامه ریزی اصولی به خصوص در مقوله آموزش و پرورش انجام نشده است. 

   فقدان استراتژی تربیت
    جوادی می افزاید:« واقعیت این است که از سال ها قبل یک پروسه مشخص تعریف نشده است که بگوییم طی 20 یا 30 سال ازاین نقطه شروع و به این هدف نهایی رسیده ایم.»
    این واقعیتی تلخ است که اگر واکاوی بشود، زشتی هایش را بیشتر به رخ می کشد. اما خدا را شکر به گذشته تعلق دارد. امروز چه؟ این پرسشی است که مدیرکل دفتر امور کودک و نوجوان سازمان بهزیستی کشور این گونه پاسخ می دهد: «امروز تلاش می کنیم با افزایش آگاهی مسئولان، شهروندان و به طور کلی جامعه درباره ضرورت و اهمیت آموزش گروه سنی زیر هفت سال، این جمعیت را از خانه ها بیرون و به محیط های آموزشی ببریم. در همین راستا در تلاش هستیم با افزایش تعداد مهد کودک ها در سراسر کشور وگسترش فعالیت آنها، امکان آموزش کودکان را به صورت یکسان و همگانی دراختیار همه خانواده ها قرار بدهیم.»
    متخصصان معتقد هستند در دنیای پیشرفته امروز که در تب و تاب ثانیه ها گرفتار تغییر وتحول می شود، مهد کودک ها، مکان هایی قابل اطمینان و موثر در پرورش شخصیت کودکان هستند و استفاده کودکان از این مکان ها، امری ضروری است.
    این موضوع را جوادی تایید می کند ومی گوید:«مهد کودک مکمل خانواده است. استادان روانشناسی دنیا معتقد هستند که بچه ها از سن سه سالگی به بعد باید به مهد بروند تا تحت تربیت، پرورش و آموزش قرار بگیرند. متخصصان ما نیز با اتکا به آموزه های مدرن و پیشینه درخشان تربیتی کشورمان بر این موضوع همواره تاکید دارند. از سوی دیگر ما در چشم انداز بیست ساله نظام، ایران را کشوری دیده ایم که در منطقه از نظر رتبه علمی، فرهنگی، هنری و غیره مقام اول را دارد. این انتظار معقولی است اگر کودکان امروز را که بیست سال دیگر نقش های موثر در عرصه های گوناگون دارند، به حال خود رها نکنیم و از فرصت یادگیری بی نظیر آنها در سنین زیر هفت سال بیشترین استفاده را ببریم.»


    لزوم آموزش در مهد کودک
    یکی از جدیدترین علوم انسانی
NLP یا برنامه ریزی عصبی- کلامی است که در سراسر دنیا مورد توجه قرار دارد. متخصصان این علم که از سال 1970 پایه گذاری شده است به دنبال پاسخ به دو سؤال اساسی هستند. اول این که انسان های موفق چه خصوصیاتی دارند و دوم این که چگونه این خصوصیات را در افراد دیگر پرورش دهیم. به نظر آنها هرچه سن تقویت این ویژگی ها از سنین پایین تر شروع شود، افراد آینده درخشان تری همراه با موفقیت های بیشتر خواهند داشت. به همین دلیل است که کشورهای پیشرفته هر سال، سن آموزش و پرورش را پایین تر می آورند.
    دکتر مجید ترابی، روانپزشک که سال ها مدیرکل دفتر امور کودک و نوجوان سازمان بهزیستی بوده است، در این باره می گوید: «به کلیت و ماهیت هر فرد که در تعامل با محیط زنده و غیرزنده است و متناسب با درکی که از محیط دارد، واکنش نشان می دهد، شخصیت می گوییم. این جنبه از فرد در تعامل با محیط پیرامونی فرد است پس محیط پیرامونی نقش مؤثری در شکل گیری شخصیت هر فرد دارد. مهد کودک هم بخشی از محیط است که با بازی و آموزش، کودک را در تعامل ها شرکت می دهد و در شکل گیری شخصیت وی نقش موثری ایفا می کند.»
    وی تاکید می کند که در مهد کودک با فراهم کردن محیط مناسب می توانیم کودک امروز را به شخصیت موثر و مثبت فردا تبدیل کنیم و می افزاید: «اگر در مهد کودک ها علمی و اصولی با کودک رفتار کنند و براساس طرح و برنامه های تخصصی اداره شوند، می توانند اثرات شگفت انگیزی بر رشد شخصیت کودک داشته باشند.»
    هفت سال اول زندگی کودکان، سال های اساسی در تربیت کودک است. متخصصان یک صدا و هم نظر در این باره اتفاق نظر دارند و همواره به خانواده ها توصیه می کنند که این سال های سرنوشت ساز را به راحتی از دست ندهند. دکتر هوشنگ مقتدایی، روانپزشک کودک در این باره می گوید: «ذهن و مغز کودکان در سنین زیر هفت سال بیشترین آمادگی برای فراگیری را دارد. چنانچه در این زمان، مغز بچه ها در محیط فراهم شده می توانند یک یا دو زبان را فرا بگیرد. همان گونه که کودکان در پایان این دوران به طور کامل زبان مادری را فرا گرفته اند.»
    دکتر ترابی نیز برای تاکید بر اهمیت و لزوم مهد کودک رفتن کودکان این مثال را بیان می کند: «اگر به 300-200 سال قبل بازگردیم، می بینیم که سوادآموزی سینه به سینه منتقل می شد ولی بعداً به نیاز تبدیل شد و رفته رفته مکتب خانه ها شکل گرفت که روحانی ده زحمت آموزش و سوادآموزی را در مکانی جدا از خانه ها به عهده گرفت. مدت ها گذشت و بعد دیدند که یک نفر با مسئولیت های متعدد نمی تواند مکتب دار هم باشد، پس آموزش را تخصصی تر کردند و مدرسه ها شکل گرفتند. این روند ادامه پیدا کرد تا به دانشگاه ها رسید. امروز این تفکر حاکم است که بچه باید به مدرسه برود و متناسب با نیاز و علاقه اش متخصص بشود. در بحث تربیت هم موضوع به همین شکل است. در دنیای امروز دیگر نباید هفت سال از عمر یک فرد را بی هیچ برنامه ای به امان خدا سپرد و بعد یک دفعه او را به محیط مدرسه ببریم. در حالی که از پتانسیل هوشی و توان ذهنی او در سال های پیش از مدرسه هیچ استفاده ای نکرده ایم.»


    سال های طلایی زندگی
    برخی با تاسی به این حدث نبوی که کودک باید هفت سال آغاز زندگی را به بازی بگذراند با مهد رفتن کودکان مخالفت می کنند. «حمیدرضا شیرمحمدی» که کارشناس ارشد یک رشته فنی - مهندسی و پدر دو کودک 6 و 5/4 ساله می باشد، از این دسته است. وی می گوید: «مهدکودک برای بچه ها محدودیت ایجاد می کند در حالی که طبق توصیه های تربیتی آیین و مذهب ما، آنها باید تا هفت سال کاملاً آزاد باشند و جز بازی کردن کاری نداشته باشند. تحمیل شرایط آموزشی در مهد کودک ها به کودکان زیر هفت سال برخلاف این توصیه ها است.»
    این پدر فکر می کند که مهدکودک، فرزندانش را از محیط امن و پرمحبت خانه دور می کند. «شیرمحمدی» اظهار می کند: «فضای غریبه، آدم هایی که هیچ نسبتی با بچه ها ندارند و تحمیل شرایطی مثل از برکردن شعرها و قصه هایی که ممکن است بچه ها دوست نداشته باشند، آرامش درونی کودکان را به هم می ریزد و آنها را به افرادی مضطرب و پریشان تبدیل می کند.»
    نظیر چنین اندیشه ای در جامعه و میان اقشار مختلف یافت می شود. چه بسا که صاحبان این عقیده همواره تلاش می کنند تا با استناد به برخی منابع نظر خود را به دیگران نیز القا کنند. «یاسمین ملک پور»، کارمند ارشد یک سازمان خصوصی و از مدیران موفق است. او می گوید: «با وجودی که همسرم با شغل من مشکلی ندارد و فرزندم نیز در ساعات کاری من در یک مهدکودک قابل اعتماد به سر می برد، به طور دائم از جانب برادرها و پدرم تحت فشار هستم که تو به خاطر پول و کسب درآمد بیشتر، بچه را به مهد سپرده ای. آنها چنان به من اعتراض می کنند و از حق و حقوق فرزندم که به وسیله من و همسرم ضایع می شود حرف می زنند که گاهی باور می کنم به راستی در حق وی ظلم می کنم.»
    وی می افزاید: «متاسفانه این شرایط در کل خانواده حاکم است و چه بسیار زنان توانمند، تحصیل کرده و دارای موقعیت اجتماعی که به دلیل فرزنددار شدن و برای پرهیز از به مهد سپردن بچه هایشان، خانه نشین شده اند و جامعه را از خدمات حضور خود محروم کرده اند.»
    اغلب کارشناسان چنین نظراتی را قبول ندارند. آنها با قاطعیت اعلام می کنند که کودکان هزاره سوم با توجه به شرایط و دنیای پیرامونی خود باید با سرعت بیشتری در راه فراگیری قدم بگذارند. علاوه بر این موضوع تناقض حدیث معروف نبوی درباره دنیای تا هفت سالگی کودکان و تاکید حضرت رسول اکرم(ص) بر نقش بازی های کودکانه این دوران در شکل گیری شخصیت کودکان را با دکتر مجید ترابی، در میان می گذارم. وی می گوید: «ما مفتخر هستیم که تابع دین، مکتب و مذهبی هستیم که اولیای خاص آن بیش از چهارده قرن قبل به اصول روانشناسانه عمیقی اشاره و تاکید داشته اند که دانشمندان امروز پس از سال ها تحقیق، ممارست و آزمون و خطا به آنها دست یافته اند. موضوع این حدیث نبوی نیز از همین اصول است. روانشناسی نوین دقیقا به این مسئله اشاره می کند که بازی موثرترین راه رشد و تکامل شخصیت کودکان است.»
    دکتر «ترابی» با اشاره به تعریف بازی می افزاید: «بازی یعنی یک سری رفتارها و عادات که طبق قراردادی معین انجام می شود. مثلا وظایف هر فرد در بازی از پیش تعیین می شود و قانون ها هم از قبل مشخص می شود. درخاله بازی معلوم می شود چه کسی مادر، چه کسی فرزند، چه کسی میزبان و چه کسی مهمان است. قاعده و قرار هم بین بازیگرها گذاشته می شود. بعد بچه ها در عرصه این بازی، تمرینی از روابط اجتماعی و خانوادگی را تجربه می کنند.
    روانشناسان معتقد به علوم مدرن در یافته های جدیدشان دقیقا براین موضوع تاکید دارند که بچه ها باید تا هفت سال بازی کنند اما وظیفه ما در قبال آنها چیست؟ آیا باید دراین هفت سال آنها را به طور کامل به حال خود رها کنیم. یا شرایطی را فراهم کنیم که بچه ها طبق قاعده و قانون بازی کنند و اصول زندگی را فرابگیرند.»
    وی معتقد است که نظریه های جدید منطبق با حدیث نبوی است و بیان می کند: «در مهدهای کودک شرایط بازی به گونه ای برای کودکان فراهم می شود که ضمن پاسخ به نیازهای این گروه سنی، دنیای کودک نیز در آینده به نحوی روشن ترسیم شود. کارشناسان امروز با افتخار از این نظریه که بازی، همه دنیای کودک است یاد می کنند و همه دنیا را تشویق می کنند که اگر طالب آینده ای روشن، سازنده و مفید برای فرزندانتان هستید، بازی آنها را در سنین آغاز زندگی جدی بگیرید و از آن غافل نشوید.
    اسباب تاسف است ما - مسلمانان- که چهارده قرن قبل این نظریه را آموزش دیده ایم و بنا به بیان خاص ترین بنده خدا، به آن سفارش شده ایم، اینک متعصبانه با موضوع برخورد کنیم.»

 

چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٢٥ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ توسط رامین حاجبی.g.a نظرات ()
تگ ها:
=http://www.persiangig.com/pages/download/?dl