جهاد در اسلام (

 
 

پیامبر رحمتبیش از یک میلیارد مسلمان در نقاط مختلف جهان طلیعه قرن پانزدهم را جشن گرفتند. این جشن به خاطر بزرگداشت روزی است که پیامبر ما پرچم صلح و برادری را به دوش گرفت

 پیامبر رحمت

بیش از یک میلیارد مسلمان در نقاط مختلف جهان طلیعه قرن پانزدهم را جشن گرفتند. این جشن به خاطر بزرگداشت روزی است که پیامبر ما پرچم صلح و برادری را به دوش گرفت و با شعار و ما ارسلناک الا رحمته للعالمین «ترا تنها بدین جهت فرستادیم که موجب آرامش جهانیان بوده و برای زندگی ایشان زندگی مسالمت آمیزی را پی ریزی کنی» (سوره انبیاء آیه 107) پایه های صلح جهانی و همزیستی مسالمت آمیز را استوار ساخت.

اسلام اختلافات طبقاتی و نژادی را که عامل بسیاری از جنگ ها و حوادث نامطلوب است؛ به بهترین وجهی حل کرد ولی دنیای متمدن کنونی، هنوز گرفتار آن است و هر روز آتش جنگ را به بهانه ای شعله ور می کند.

صلح جویی و عدالت خواهی اسلام به اندازه ای است که با کمال صراحت، اهل کتاب را به سوی وحدت و هماهنگی دعوت می کند و با بیانی دلپذیر می گوید: «ای پیامبر ما به اهل کتاب یهود و نصاری بگو در حصار توحید بیایید تا یک دل و یک زبان خدای واحد را پرستش کنیم و به او شرک نورزیم. سوره آل عمران آیه 64».

هنگامی که مسلمانان به مدینه هجرت کردند و پرچم پیروزی بالای سر آنان به اهتزاز درآمد؛ پیشنهادهای صلح از طرف مخالفین تقدیم پیامبر می شد و آن حضرت از آن ها استقبال می کرد. شاهد زنده آن صلح با چند طائفه از یهود بود که در سال اول هجرت انجام گرفت. (اعلام الوری چاپ سوم سال 1390 ص 69).

اسلام، خواهان صلح و همزیستی عمومی است و در این زمینه برنامه های عالی و مفیدی طرح می کند.

 جهاد برای چیست؟

اسلام مانند آیین رومیان قدیم و یهود و نازی ها در چهارچوب جامعه و نژاد محصور نیست؛ بلکه برای عموم جهانیان است و مسلمانان برای پیروی از تعالیم اسلام وظیفه دارند در راه نجات توده های محروم و ستمدیده، استقرار صلح و عدالت و آشنا شدن مردم جهان نسبت برنامه های زندگی بکوشد.

مجاهدین اسلام درصدد آن نیستند که از راه جهاد به قطعه زمینی دست یابند و یا رژیمی را واژگون کنند و رژیمی همانند آن یا ظالم تر بر ویرانه اش بپا دارند. بلکه جهاد، تلاش بشر دوستانه و بی شائبه ای است که در راه خدا و تکامل انسان ها و نجات توده های ضعیف انجام می یابد تا فتنه ها زدوده شود و صلح عمومی برقرار گردد. این هدف بزرگ و این تبلیغات زنده به خواب آلودگی و ذلت جمعیت بی شمار خاتمه می دهد و نیز خودکامگی و سودجویی عده ای را که از خون دل بیچارگان زندگی افسانه ای می سازند تعطیل می کند.

فطرت انسان حکم می کند که: علف های هرزه و عضوهای فاسد باید قطع شوند تا زمینه برای نجات و سعادت توده های محروم فراهم آید. بشر دوستان، عدالت خواهان و آزادگان به چنین مبارزه ای مبادرت می کنند و آن را می ستایند.

چه نیکوست کلام خدا:

«اگر خدا برخی مردم را به وسیله دیگران از بین نمی برد، زمین تباه و فاسد می شد. (سوره بقره آیه 251).

در تئوری قانون گذاری اسلام، جنگ، خود هدف نهایی نبوده است بلکه برای جلوگیری از تجاوزها و ستمگری ها و نیز باز شدن راه برای سعادت انسان های شایسته وسیله نهایی شناخته شده است.

نماینده مسلمانان عرب به رستم فرخ زاد سردار ایرانی گفت:

خدا ما را برانگیخت تا مردم از بنده پرستی به خدا پرستی، از تنگنای جهان به فراخنای آزادگی و از جور ادیان (باطل) به عدل اسلام دعوت کنیم. هر کس دعوت ما را بپذیرد سرزمین او را به خودش واگذار می کنیم و می رویم... (تاریخ طبری ج5 ص2271).

آیا اسلام با شمشیر پیش رفت؟!

هدف اصلی مسلمین از جنگ این بود که ارتباطی بین خود و توده های محروم برقرار سازند؛ تا بدین وسیله آنان را از قوانین اسلام مطلع گردانند و عظمت و اصالت آن را از نزدیک ببینند.

مسلمانان در پیکار خود با کفار (اهل کتاب) کسی را مجبور به اسلام نمی کردند. آنان می توانستند با قبول شرایط صلح، به دین خود باقی بمانند. در عوض دولت اسلامی از ایشان حمایت می کرد.

 پیامبر اسلام در صلح حدیبیه تعهد داد که: اگر فردی از کفار مکه مسلمان گردد و به مدینه نزد مسلمین بیاید؛ مسلمین او را نپذیرند و به مکه بر گردانند (بحار ج 20 ص 350) و همانطور که تعهد داده بود عمل کرد. (بحار ج 20 ص 362).

پیامبر اسلام در فتح مکه، قریش را آزاد گذاشت و هیچ فردی را به قبول اسلام وادار نساخت تا بلکه خود ایشان دین صحیح بشناسد و با مسلمانان عهد بست که در مکه کسی را جز چند نفر که کارشان اذیت و اخلال بود نکشند. (اعلام الوری ص 110). و نیز موقعی که کفار امان می خواستند امانشان می داد تا خود پس از تحقیق اسلام را آزادانه بپذیرند؛ مثلاً صفوان بن امیه پس از فتح مکه به جده فرار کرد. وقتی از پیامبر اسلام برایش امان خواستند حضرت عمامه خود را برای او فرستاد تا با این نشانه در امان باشد و به مکه وارد شود. صفوان از جده برگشت و به پیامبر عرض کرد دو ماه به من اختیار و مهلت بده. پیامبر پذیرفت و او را چهار ماه مهلت و اختیار داد. و او همراه حضرت به حنین و طائف رفت. با این که کافر بود و سرانجام به اختیار خود مسلمان شد. کامل ابن اثیر چاپ 1385 ج 2 ص 248).

و بدین ترتیب معلوم می شود که:

به کار بردن شمشیر فقط برای آنهایی است که حق را تشخیص داده اند ولی با آن مبارزه می کنند و از سعادت و خوشبختی دیگران جلو گیری می کنند و شمشیر برای زدودن فتنه ها، نجات توده های محروم و ایجاد زمینه های مساعد برای ترقی و تکامل بشر می باشد.

ایمان مسلمانان صدر اسلام و استقامت آنان بهترین دلیل است بر این که اسلام به زور شمشیر پیش نرفته است. مسلمانان صدر اسلام به اندازه ای نسبت به دین خود علاقه مند بودند که در برابر تمام مشکلات استقامت می ورزیدند و حتی زادگاه خود را هم ترک می گفتند و هجرت می کردند.

بلال حبشی از کسانی بود که نسبت به قبول اسلام پیشی گرفت، ابوجهل او را روی ریگ های گرم حجاز می انداخت و سنگ بزرگی روی او می گذارد تا حرارت آفتاب او را بیازارد و به او می گفت: به پروردگار محمد کافر شو ولی بلال پی در پی می گفت: احد احد (اسد الغابه ج 1 ص 206) و با این شکنجه ها و آزارها از آیین اسلام دست نمی کشد و استقامت می ورزید.

آیا با این وضع باز هم می توان گفت: اسلام به زور شمشیر پیش رفته است؟!

دشمنان اسلام چون نقطه ضعفی در اسلام ندیدند؛ خواستند از این راه اسلام را لکه دار کنند. غافل از این که اسلام به خاطر سهولت و سادگی، پناه دادن به توده های محروم و ستمدیده و جامعیت خود نسبت به مسائل زندگی پیش می رود.

دکتر گوستاو لوبون فرانسوی می نویسد: «اسلام با طریق سهل و ساده یی پیش می رود؛ که واقعاً حیرت انگیز است و باید آن را جزو اختصاصات اسلام شمرد. هر جا که مسلمین قدم گذاردند؛ اسلام برای همیشه در آنجا باقی مانده است» (تمدن اسلام و عرب صفحه 807).

یکی دیگر از نویسندگان مسیحی می نویسد: در بسط و توسعه جهان اسلام به وسیله تماس های بازرگانی و فرهنگی و ماوراء مرزهای اسلامی به مراتب بیشتر از فتوحات نظامی بوده است (کتاب جنگ و صلح در اسلام ترجمه سید غلام رضا سعیدی ص 345).

 

 

یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ توسط رامین حاجبی.g.a نظرات ()
تگ ها:
=http://www.persiangig.com/pages/download/?dl