سرنوشت کسانی که امام حسین (ع) و یارانش را به شهادت رساندند .

1- نام ظالم : حصین بن تمیم

نقش او در حادثه عاشورا : یکی از فرماندهان سواران عمر سعد در کربلا بود. او فرمانده کمانداران بود و در روز عاشورا هنگامی که علی اصغر در آغوش امام حسین (علیه السلام) پرپر می زد حصین تیری به سوی امام پرتاب کرد که به لب های مبارک امام اصابت لشکریان به عزم شکار رهسپار خارج از شهر شد . آهوی را دید ، به تعقیب آهو پرداخت . از سپاه خود خواست کسی از شما پشت سر من نیاید . آهو را آنقدر به دنبال خود کشید تا تشنه و بی رمق گشت . عربی بیابانی او را دید ، به او آب چشانید . یزید گفت اگر مرا می شناختی ؛ بیشتر احترام می کردی . اعرابی گفت : تو کیستی ؟ گفت : من یزدیم . اعرابی گفت خوش نیامدی ! چقدر منظره دیار تو زشت و صدای تو بد است ! آیا تو همان قاتل حسین نیستی ؟ اکنون همنگونه که حسین را کشتی ، تو را خواهم کشت . آنگاه شمشیر کشید تا او را بکشد آنگاه اسب رم کرد پای یزید در رکاب گیر کرد و اسب به سرعت پا به دویدن نهاد و سر و صورت یزید بر اثر کوبیدن و ساییده شدن ، خون آلود گشت و روده هایش پاره شد و سپاه او را در حالی که روح پلیدش به سوی آتش الهی رهسپار گریده بود، یافتند .بعضی گویند در حال مستی ، مسابقه اسب دوانی با میمون خود گذاشته بود و هنگام دویدن اسب ، به زمین خورد و مرد .

2- نام ظالم : عبید اله ابن زیاد

نقش او در حادثه عاشورا : چهره سفاک و حاکم کوفه و مسئول همه جنایاتی که در کربلا که نسبت به امام حسین (علیه السلام) و یاران و اهل بیت او روا داشتند .

سرنوشت او : زیدابن ارقم گوید وقتی سر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت ، دستش لرزید سر برزانوی او افتاد . یک قطره خون تازه از آن چکید آن قطره رانش را سوراخ کرد و هرگز بهبود نیافت و همواره محل آن عفونی و بد بو بود . از همین رو عبیداله بهمراه خود عطر داشت تا کسی بوی گند تعفن بوی زخم پایش پی نبرد . ابراهیم ؛ فرمانده دلیر و شجاع سپاه مختار ، وی را به همراه بسیاری از سپاه اش اسیر کرد و خود دستور داد پاهای ابن زیاد را با آتش بسوزاند . سپس خنجر خود را برداشت و از گوشت های ابن زیاد می برید و بصورت نیمه پخته بخورد ابن زیاد می داد و هرگاه امتنا از خوردن می کرد ، خنجر بر بدنش فرو می برد . در پایان ، سر او را گوش تا گوش برید . و جسدش را آتش زد و سر او را نزذ مختار فرستاد . مختار سر ابن زیاد و دیگر قاتلان را به مدینه نزد محمد ابن حنفیه و امام سجاد (علیه السلام) فرستاد .

ملاحظات : وقتی سرابن زیاد را برای امام سجاد (علیه السلام) آوردند ، حضرت در حال غذا خوردن بود . فرمود : سپاس خدا را که وقتی مرا نزد این ملعون بردند ، سر پدرم نزد او بود و او غذا می خورد . گفتم : پروردگارا ، مرا نمیران تا سر این ملعون را ببینم در حالی که غذا می خورم . خدا را سپاس می گذارم که دعایم مستجاب شد .

3- نام ظالم : عمر ابن سعد وقاص

نقش او در حادثه عاشورا : فرمانده سپاه عبیداله ابن زیاد

سرنوشت او : ابوعمره ، فرمانده سپاه مختار به دستور مختار وارد خانه عمرسعد شد و او را میان رختخواب یافت عمرسعد چون قیافه خشمگین فرمانده سپاه مختار را دید به قصد او پی برد خواست از جایش بگریزد که لحاف به پایش پیچید و روی رختخواب افتاد . فرمانده به او مجالی نداد و سر از تنش جدا کرد و سر بریده را نزد مختار برد . جسد عمرسعد بعد از قتل ، بزودی دچار کرم و تعفن گردید و مردم می آمدند و او می دیدند .

ملاحظات : در گفتگو بین امام حسین (علیه السلام) و عمرسعد قبل از نبرد در کربلا پیش آمد امام سعد را بسیار نصیحت کرد اما عمر سعد در دام شیطان و هوس دنیا طلبی گرفتار آمده بود لذا امام فرمود : چرا اینقدر در اطاعت شیطان پافشاری می کنی ؟ خدایت هر چه زودتر در میان رختخواب بکشد و در قیامت از گناهت در نگذرد . به خدا قسم ، امیدوارم از گندم عراق بخوری مگر اندکی . عمرسعد از روی استهزا گفت : جوی عراق برای من بهتر است .

 

4-نام ظالم : شمربن ذی الجوش ضبابی

نقش او در حادثه عاشورا : پس از جنایت های بسیار در عاشورا او همان کسی بود که سرامام (علیه السلام) را از قفا برید . او با گستاخی تمام بر سینه مبارک حضرت نشست و محاسن آن حضرت را به دست گرفت و با دوازده ضربه شمشیر سر از بدن آن حضرت جدا کرد .
سرنوشت او : ابو عمره ، از فرماندهان سپاه مختار به تعقیب شمر رفت و طی یک روز درگیری مسلحانه او را زخمی و اسیر کرده و به نزد مختار آورد مختار دستور داد او را گردن زدند و جسد او در یک دیگ روغن جوشیده افکندند و یکی از اطرافیان مختار شمر را با پای خود لگد کوب کرد . سپس مختار دستور داد سرشمر و یارانش را در میدان مقابل مسجد کوفه بر نیزه نصب کنند تا موجب عبرت دیگران شود .

ملاحظات : برخی او را از خوارج دانسته اند . بعضی نیز گفته اند از یاران علی (علیه السلام) بوده و بعد ها به صف حامیان حکومت اموی پیوسته است. او ابن زیاد و عمر سعد را تشویق و تحریک به جنگ با امام حسین (علیه السلام) نمود. وقتی شمر داخل در مجلس یزید شد گفت: ای یزید رکاب مرا از طلا و نقره پر کن چون من آقای وارسته ای را کشته ام که پدر و مادرش بهترین مردم بودند. یزید به شمر گفت : اگر می دانستی که او بهترین مردم است چرا او را به قتل رساندی؟ شمر گفت: من از تو جایزه می خواهم . یزید با پشت شمشیرش به سینه شمر زد و به او گفت: تو در پیشگاه من جایزه نداری با شنیدن این کلام شمر نا امیدانه برگشت.

5- نام ظالم : اسحق ابن اشعت

نقش او در حادثه کربلا : او در کربلا بر امام حسین (علیه السلام) شمشیر زد و حرمت او را پاس نداشت.
سرنوشت او : با حیله مختار به طرف دارا لعماره رفت و به امید پناهندگی و امان گرفتن از مختار نا گهان بر سرش ریخته او گفت به امیر بگویید اگر مرا امان دهد سی هزار درهم بیست مرد با سلاح و دویست شتر هزار گوسفند و هزار دینار میدهم. گفتند : کشندگان حسین را امان نیست.

 6- نام ظالم : ابحر ابن کعب

نقش او در حادثه کربلا : از جنایت کاران ضحه کربلا پس از کشته شدن امام (علیه السلام) ابحربن کعب لباس امام را از بدنش بیرون آورد و حسین (علیه السلام) را برهنه بر روی زمین گذاشت.
سرنوشت او : پس از دستگیری وی توسط ابراهیم فرمانده دلیر سپاه مختار وی را نزد مختار برده مختار دست و پاهایش را قطع کرد و چمشاهایش را از حدقه درآورد و او را شکنجه های گونگون کرد و او را در آتش سوزاند .

ملاحظات : ابراهیم از کعب پرسید در روز عاشورا چه کردی او گفت مقنعه را از سر زینب کشیدم و گوشوارهایش را از گوشش گرفته و کشیدم تا آنکه گوشش پاره شد . ابراهیم گفت وای بر تو زینب بر تو چه فرمود گفت : خدا دست و پاهایت را قطع کند و خدا تو را قبل از آخرت تو را به آتش دنیا بسوزاند . مختار که قصد کشتن او را کرد او دو دست خود را از دست داده بود .

7- نام ظالم : ابوزرعه

نقش او در حادثه عاشورا : او با توصیه شمر در محاصره امام حسین (علیه السلام) به سوی حضرت حملهه برد و شمشیر به کف دست امام زد امام نیز ضربه ای به او زد .

سرنوشت او : هنگام عبور یاران مختار از در خانه ابوزرعه از خانه او به یاران مختار تیراندازی شد آنان نیز به خانه حمله ور شدن . در این میان ابوزرعه مورد تیرباران یاران مختار قرار گرفت . آنقدر بر او تیر انداختند تا نقش زمین شد سپس جسداش را به کنار رودخانه آوردند و جسد نیمه جان او را سوزانند .

8- نام ظالم : اخش بن مرثد

نقش او در حادثه عاشورا : از سربازان بی رحم عمر سعد بود وی پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) عمامه حضرت را ربود و بر سر نهاد او از افرادی بود که پیکر امام را زیر سم اسب خود لگد کرد .

سرنوشت او : مختار پس از دستگیری اخش دستور داد دست و پای او را بسته و با اسب بر او تاختند تا به درک واصل شد .

9- نام ظالم : اسحاق بن حوبه حضری

نقش او در حادثه عاشورا : او پس از جنایات در کربلا پس از شهادت امام اقدام به برهنه کردن امام حسین (علیه السلام) نمود او تنها پیراهن امام را سرقت کرد سپس به همراه نه سوار دیگر بر بدن شریف امام تاخت .

سرنوشت او : مختار دست و پای او را با میخ های آهنی به زمین کوبید و دستور داد با اسب بر او بتازند تا هلاک شود .

ملاحظات : او پس از پوشیدن پیراهن امام مبتلا به برمس شد و موهای بدنش ریخت .

10- نام ظالم : اسیدبن مالک

نقش او در حادثه عاشورا : او از ده نفری است که با اسبان خود بر بدن امام حسین (علیه السلام) تاخت بگونه ای که استخوان های سینه و پشت امام درهم شکست .

سرنوشت او : مختار دست و پای او را با میخ های آهنی به زمین کوبید و دستور داد با اسب بر او بتازند تا هلاک شود .

ملاحظات : ابوعرزاهدی گوید : ما حال ده نفری که بر بدن امام تاختند بررسی کردیم همگی زنا زاده بودند .

11- نام ظالم : بشر بن حوط

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا جعفر بن عقیل را به شهادت رساند و دل امام حسین (علیه السلام) را به درد آورد.

سرنوشت او : عبدالله بن کامل از فرماندهان مختار او را در حال فرار دستگیر و سرش را از تنش جدا کرد و به دستور مختار بدنش را سوزاند.

12- نام ظالم : جبیره بحلی

نقش او در حادثه عاشورا : یکی از یاران عمر سعد بود. او پس از شروع جنگ در مقابل خندق هایی که امام حسین (علیه السلام) برای حفاظت اهل بیت دور خیمه ها کنده بود و پر از آتش کرده بود ایستاد و صدا زد : ای حسین آیا عجله کردی به آتش دنیا قبل از آتش آخرت؟ امام حسین (علیه السلام) به اصحاب فرمود این مرد کیست ؟ عرض کردند : جبیره حبلی.

سرنوشت او : دعای امام حسین (علیه السلام) در حق او تمام نشده بود که اسب او خیز برداشت و او را با سر در خندق پرتاب کرد و سوخت.

ملاحظات : امام حسین (علیه السلام) فرمود : خداوندا او را در دنیا و قبل از آخرت بسوزان.

13- نام ظالم : حارث بن نوقل

نقش او در حادثه عاشورا : بر بدن زینب تازیانه زد و مانع رسیدن آب به خیمه گاه امام حسین (علیه السلام) شد.

سرنوشت او : مختار پس از دستگیری او را شدیداً مجازات کرد و فرمان داد او را بر عقابین (دو چوب که مقصر را بر آنان به دار می کشیدند) کشیدند و هزار تازیانه به او زدند و هنگامی که آب طلبید مختار گفت: ای ملعون تو فرزند رسول خدا را تهدید کردی و آب ندادی من نیز تو را آب ندهم سپس فرمان داد تا هزار تازیانه دیگر بر او زنند و بمرد.

ملاحظات : او در خانه پیرزنی پناه گرفته بود و پیرزن محل اختفا او را به مختار اطلاع داد.

 14- نام ظالم : حرمله بن بحاهل اسدی

نقش او در حادثه عاشورا : یکی از بی رحم ترین و سفاک ترین افراد سپاه کوفه بود.

سرنوشت او : مختار پس از دستگیری حصین گفت: حمد خدای را که تو را به من رسانید. بعد گوشتش را با قیچی می برید تا مرد.

ملاحظات : وقتی تیر به لب مبارک امام اصابت نمود امام عرضه داشت بار الها من از آنچه دشمن بر من و برادرانم و فرزندانم و بستگانم وارد ساختند به پیشگاه تو شکایت می کنم.

16- نام ظالم : حصین بن نُمَیز

نقش او در حادثه عاشورا : او فرمانده نیروهای نظامی عبیداله بن زیاد در کوفه بود. هنگامیکه در ظهر عاشورا امام حسین (علیه السلام) به نماز ایستاد حصین فریاد زد ای حسین هر قدر که می خواهی نماز بگزار خدا نماز تو را قبول نمی کند. او کشنده حبیب بن مظاهر است.

سرنوشت او : در نبرد سپاه شام با سپاه مختار به هلاکت رسید.

17- نام ظالم : حکیم بن طفیبل

نقش او در حادثه عاشورا : او اولین کسی بود که به سوی امام حسین (علیه السلام) تیر اندازی کرد. او قاتل حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) بود و لباس و اسلحه ی حضرت را به غارت برد . دیگر جنایت او تازیدن اسب بر پیکر مطهر امام حسین (علیه السلام) می باشد.

سرنوشت او : عبید الله بن کامل از فرماندهان سپاه مختار او را دستگیر کرده او را برهنه کردند و دست بسته در کنار دیوار نگاه داشتند و آنقدر تیر بر او زدند تا بمرد سپس سر او را به نزد مختار بردند.

 

 

18- نام ظالم : خولی بن یزید اصبحی

نقش او در حادثه عاشورا : از چهره های بسیار کثیف و از عمال سر سپرده حکومت بنی امیه و از فرماندهان سپاه یزید در کربلا بود. او کشنده عبدالله بن علی و عثمان بن علی می باشد و در غروب عاشورا با تمام افتخار سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را به کوفه برد.او پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) به غارت خیمه ها پرداخت.خولی پس از غارت خیمه ها به همراه شمر و سنان و ده نفر دیگر اسب بر بدن مطهر شهدا و امام حسین (علیه السلام) تازاندند.

سرنوشت او : ابوعمره فرمانده مختار خانه خولی را محاصره کرد. او خود را در چاه مستراح مخفی کرده بود. زن او که کینه بسیاری از او داشت ، محل اختفای او را نشان داد.مختار دستور داد دست و پاهایش را بریدند و جسدش را نیز سوزاندند تا اینکه به خاکستر تبدیل شد.

ملاحظات : حضرت زینب (سلام الله علیها) می فرماید: او به غارت خیمه ای مشغول بود به سوی من آمد و مقنعه ام را کشید و گوشواره ام را از گوشم بیرون آورد در عین حال گریه می کرد ، گفتم: تو غارت می کنی و در عین حال گریه می کنی ؟ گفت: برای مصائب شما اهل بیت پیامبر گریه می کنم. گفتم: خداوند دست و پاهایت را قطع کند و در آتش دنیا قبل از آخرت بسوزاند.

19- نام ظالم : زرعة بن ایان

نقش او در حادثه عاشورا : نگهبان عمر سعد در شریعه فرات بود و مانع رسیدن آب به خیمه گاه امام حسین (علیه السلام) شد. در روز عاشورا چون تشنگی بر امام حسین (علیه السلام) چیره شد خود آنحضرت به سمت فرات رفت. زرعه فریاد زد تا میان آب و امام فاصله بیاندازد. زرعه تیری بسوی امام پرتاب کرد ، امام نیز تیر را از بدن مبارکش کند و خون جاری شد.

سرنوشت او : زرعه پس از عاشورا دچار تشنگی دائمی شد و همواره فریاد می زد مرا سیراب کنید. هرچه آب می آشامید شکمش بالا می آمد و سیراب نمی شد و با همان فلاکت مرد.
ملاحظات : امام او را در روز عاشورا نفرین کرد و فرمود: خداوندا او را با تشنگی بکش و هرگز او را نبخش.

20- نام ظالم : سنان بن انس نخعی

نقش او در حادثه عاشورا : از کسانی بود که به همراه شمر هنگامیکه امام حسین (علیه السلام) پس از جنگ بسیار و زخم های فراوانی که بر بدن مبارکش وارد شده بود و یکه و تنها مانده بود به خیمه اهل بیت هجوم بردند. امام با دست مبارکش اشاره فرمود اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید ، با خانواده من چه کار دارید . پس از آنکه امام بر اثر ضربات نیزه ها و شمشیر ها دیگر توان ایستادن نداشت ، سنان بن انس نیزه ای بر گودی گلوی امام حسین (علیه السلام) فرو برد و باز بیرون آورد و در قفسه سینه ایشان فرو برد سپس تیری به سوی امام انداخت آن تیر بر گلوی امام وارد شد و در اثر آن تیر ، امام بر زمین افتاد.

سرنوشت او : او را در بین را قادسیه دستگیر و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد ابتدا انگشتان آن خبیث را قلم کردند سپس دو دستش و بعد پاهایش را. دیگی بزرگ که در آن روغن زیتون جوشیده آماده کردند و سنان نیز هنوز زنده بود وی را به درون دیگ جوشان انداختند تا بمرد.روایت دیگری می گوید : ابراهیم فرمانده سپاه مختار گوشت ران او را قطعه قطعه کرد و آن را نیم پخت می کرد و به خوردش می داد و هرگاه امتناع می کرد او را با خنجر زخمی کرده و زجر می داد. در آخر سر او را گوش تا گوش برید و جسد پلیدش را سوزانید.

ملاحظات : سنان پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) به تحریک اطرافیان به خیمه عمر سعد رفت تا جایزه بگیرد و با نعره ای گفت: من آقای بزرگوار را کشتم که از نظر پدر و مادر بهترین مردم بود ، مرا غزق در طلا و نقره کن. عمر سعد با ناراحتی به او گفت واقعاً تو دیوانه ای ، و با چوب به سرش زد و او را از خو دور کرد.

21- نام ظالم : شیث بن ربعی

نقش او در حادثه عاشورا : او طرح اسب تاختن بر اجساد شهیدان را پیشنهاد کرد و خود نیز بر جسد مطهر امام اسب دوانید.

سرنوشت او : شیث در جنگ میان سپاه مختار و مصعب اسیر شد و او را نزد فرزند مختار آوردند. دستور داد ران هایش را بریدند تا مرد و بعد سرش را جدا کرد و جسدش را سوزانید.روایت دیگر می گوید: مختار امر کرد دست و پاهایش را قطع کردند و در میان شهر گذاشتند تا مانند سگ زوزه کنان جان داد.

22- نام ظالم : عبد الرحمن بن حصین

نقش او در حادثه عاشورا : از محافظین شریعه فرات بود. او پس از بستن آب فرات بانگ زد ای پسر فاطمه از این آن یک قطره نچشی تا آن وقت که طعم مرگ بچشی یا به حکم ابن زیاد گردن دهی.
سرنوشت او : او پس از واقعه کربلا بیمار شد و تشنگی بر او غالب گشت. هر قدر آب می خورد تشنگی او فرو نمی نشست و از تشنگی فریاد می کرد تا به درک واصل شد.

ملاحظات : امام حسین (علیه السلام) پس از آنکه حصین بانگ زد و آن مطالب را گفت امام فرمود: کیستی؟ او خود را معرفی کرد سپس حضرت فرمود: خدایا او را از تشنگی بکش و هیچوقت او را میامرز.

23- نام ظالم : عبد اله بن حوزه

نقش او در حادثه عاشورا : پس از حمله نخست در روز عاشورا در جلوی امام ایستاد و بی ادبانه امام را بانگ زد. امام فرمود: چه می خواهی؟ گفت تئ را به آتش مژده می دهم.

سرنوشت او : در حالیکه امام او را نفرین می کرد ابن حوزه در میان چاله مضطرب شد و او در میان چاله افتاد و پایش به رکاب گیر کرد و سرش روی زمین قرار گرفت. اسب رم کرد ، تاخت و او را با خود برد و سرش را به سنگ و خاشاک کوبید تا مرد.

ملاحظات : پس از بانگ حوزه امام رو به یاران کرد و فرمود او کیست ؟ گفتند او ابن حوزه است . امام فرمود: بار اله ! او را از ما بسوی آتش جدا کن.

24- نام ظالم : عثمان بن خالد

نقش او در حادثه عاشورا : او کشنده عبدالرحمن پسر مسلم بن عقیل در کربلا است. او را به شهادت رساند و لباس او را ربود و در قتل امام حسین نیز حضور داشت.

سرنوشت او : عبدالله بن کامل از فرماندهان مختار پس از دستگیری ، او را گردن زد. وقتی خبر قتل او به مختار رسید گفت: او نباید دفن شود باید سوزانده شود سپس جسد او را سوزاندند.

25- نام ظالم : عمرو بن حجاج

نقش او در حادثه عاشورا : با پانصد سوار مامور بستن آب به روی اهل بیت پیامبر شد و در این کار بسیار بر حسین و اهل بیت او سختگیری کرد و اولین کسی بود که بر بدن امام حسین (علیه السلام) شمشیر زد یا تیر انداخت.

سرنوشت او : آورده اند او از کوفه به بصره گریخت و راه را گم کرد و در راه به عطش مبتلا شد در این حال ماموران مختار او را یافتند و نزد مختار آوردند و مختار سرش را از بدن جدا کرد.
ملاحظات : و از جمله کسانی بود که به امام حسین (علیه السلام) نامه نوشت و وی را به عراق دعوت کرد.

26- نام ظالم : عمرو بن صبیح

نقش او در حادثه عاشورا : بعضی می گویند از: جمله کسانی است که بر بدن امام حسین (علیه السلام) اسب دوانده است اما خود او منکر شده است ولی قاتل عبد الله بن مسلم بن عقیل می باشد.
سرنوشت او : مختار دستور داد نیزه داران آمدند و گفت آنقدر بر او نیزه بزنید تا بمیرد. بدن او با نیزه پاره پاره شد تا به درک واصل شد.

ملاحظات : عبد الله بن کامل به مختار می گوید ای امیر این مرد مدعی است در کربلا کسی را نکشته است و فقط با نیزه بعضی از یاران امام حسین(علیه السلام) را زخمی کرده است ، دستور شما چیست؟

27- نام ظالم : قیس بن قطیفه

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا پس از جنایات بسیار و پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) ، قطیفه پیراهن امام را ربود و به قیس قطیفه شهرت یافت.عمر سعد سر امام و یارانش را به همراه قیس به کوفه فرستاد.

سرنوشت او : وی به وسیله ماموران مختار دستگیر شد و آن ها در مکانی سر قیس را از تنش جدا کردند.

28- نام ظالم : عمرو بن سعد بن نقیل

نقش او در حادثه عاشورا : او به قاسم بن حسن حمله ور شد و با شمشیر سرش را زخمی کرد و چند ضربه به قاسم وارد ساخت تا خون قاسم بر زمین افتاد. در این هنگام عمویش امام حسین (علیه السلام) را به یاری طلبید.

سرنوشت او : امام حسین (علیه السلام) صفوف دشمن را شکافت و به سوی عمرو شتافت او را با شمشیر زد عمرو برای جلوگیری از ضربه ساعدش را جلو آورد و شمشیر دستش را از آرنج برید و در همان جا اسب ها جولان داده ، او را لگد مال کردند تا به درک واصل شد.

29- نام ظالم : مالک بن نسر

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا در حالیکه امام حسین (علیه السلام) غرق در خون بود و تیر سه شعبه به جسم مبارکش وارد شده بود ، مالک بن نسر نزد امام آمد و زبان به دشنام او گشود و با شمشیر بر سر آن حضرت زد که عمامه را شکافت و بر سرش نیز شکافی وارد آورد و عمامه اش پر از خون شد.

سرنوشت او : پس از دستگیری مختار دستور داد دو دست و پایش را قطع کنند و او را رها کنند تا آن قدر بغلتد تا بمیرد. دست و پاهای او را قطع کردند و او در خون خود دست و پا زد تا مرد.

 30- نام ظالم : اشعث بن قیس

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا بی شرمانه بر امام حسین (علیه السلام) جسارت کرد و گفت: ای حسین چه قرابت تو را با محمد مصطفی (صلی الله)امام حسین (علیه السلام) دست به دعا برداشت و فرمود: خدایا! همین امروز او را خوار گردان و سزای این گفتار را هر چه زودتر بدو برسان.
سرنوشت او : اشعث بن قیس پس از دعای امام نیاز به دستشویی پیدا کرد از لشکر بیرون رفت بر دهانه سوراخی نشست کژدمی سیاه از آن سوراخ بیرون آمد و او را بزد. او در نجاست خود افتاد و به جهنم پیوست.

 

یکشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٠ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ توسط رامین حاجبی.g.a نظرات ()
تگ ها:
=http://www.persiangig.com/pages/download/?dl