روند رشد جمعیت در ایران

 ایران هم از جمله کشورهایی است که جمعیت در آن به یک مسئله اجتماعی تبدیل شده است .

سرشماری در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۵۵ جمعیت کشور را به ترتیب حدود ۲۶ و ۵/۳۳ میلیون نفر نشان میدهد . جمعیت در سال ۱۳۶۵ به حدود ۵۰ میلیون و در سال ۷۵ به بعد به حدود ۶۷ میلیون نفر رسیده است و پیش بینی می شود که در صورت ادامه روند رشد فعلی جمعیت کشور در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۱۰۰ میلیون نفر برسد .

متأسفانه مانند گذشته سهم کشورهای در حال توسعه از مجموع رشد جهانی ، رقمی قابل ملاحظه را تشکیل می دهد . در حال حاضر نیمی از رشد جمعیت جهان مربوط به فقط ۶ کشور هند ، چین ، پاکستان ، نیجریه ، بنگلادش و اندونزی است . بر اساس آخرین آمارهای موجود ۹/۴ میلیارد نفر ( ۳/۸۰  درصد ) از مردم جهان در مناطق در حال توسعه زندگی می کنند و حال آنکه سهم کشورهای توسعه یافته از کل جمعیت جهان ۲/۱  میلیارد نفر است . بطور کلی ، در حالیکه روند صعودی رشد جمعیت در کشورهای در حال توسعه صورت گیرد ، در مناطق توسعه یافته تر این روند بطئی شده و حتی در برخی ممالک رشد منفی وجود دارد . علیرغم کاهش نرخ باروری در جهان و این واقعیت که در طی دوره ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰  نرخ کلی باروری کمتر از میزان جانشینی بوده است ، جمعیت جهان در سالهای آینده همچنان روند صعودی را خواهد داشت و ارقام مطلق جمعیت ، بویژه در مناطق در حال توسعه رشد چشمگیری خواهد داشت که این امر ناشی از بزرگی جمعیت پایه و رشد فزاینده تعداد جوانان می باشد .

بر اساس آمار سال ۱۳۷۵ ،  ۵/۴۵ درصد از جمعیت ایران زیر ۱۵ سال دارند و از این رو کشور ما در زمره کشورهایی محسوب میشود که دارای جمعیت جوان است . بدیهی است تامین غذا ، کار ، مسکن ، بهداشت ، آموزش و غیره برای جمعیتی که پیوسته افزوده میشود یکی از مشکلات اساسی در راه توسعه اقتصادی و تأمین اجتماعی است .

 

  جمعیت و عوامل توسعه

 در گذشته ، ارتباط جمعیت با غذا و در برخی موارد با فضا و محیط زیست مورد توجه بوده و نگرانی مخالفان افزایش جمعیت نیز از نظر کمبود یا کاهش مواد غذایی برای جمعیت بوده است ، حال آنکه در زمان حاضر بدلیل توسعه نیازهای انسان ، علاوه بر موارد فوق ، موضوع توسعه وامکانات لازم برای تحقق آن و ارتقاء سطح زندگی مردم مد نظر قرار می گیرد .

 

جمعیت و آموزش

یکی از پیامدهای رشد روز افزون جمعیت در کشور ما افزایش تعداد افراد در سن تحصیلی و در نتیجه افزایش تقاضا برای امکانات آموزشی است . در کشور ما حدود ۳۰ درصد از جمعیت در سن تحصیل قرار دارند .

رشد سریع جمعیت باعث شده است که در فاصله سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۷۰ تعداد دانش آموزان از  ۵/۷ به ۴/۱۴  و اکنون به حدود ۱۹ میلیون نفر برسد . با رشد فعلی جمعیت در هر ۱۵ دقیقه یک کلاس درس و در هر ۲۴ ساعت ۹۶ کلاس درس یا ۱۶ مدرسه باید ایجاد شود . از این رو سالانه درصد بسیاری ازهزینه های دولت باید صرف ایجاد امکانات ، تأمین نیروی انسانی برای آموزش و فضای آموزشی گردد . رشد رو ساختی در جمعیت این است که همه جمعیت درسن تحصیل نتوانند از آموزش ( از ابتدایی تا دانشگاه ) بطور کامل برخوردار شوند .

فراهم آوردن امکانات آموزشی لازم هماهنگ با رشد جمعیت دانش آموزی مستلزم آن است که جامعه سهم عمده ای از منابع ملی را به بخش آموزش وپرورش اختصاص دهد .

اختصاص اعتبارات کافی به بخش آموزش با توجه به محدود بودن اعتبارات آنها تنها از طریق حذف یا کاهش سهم بخش های دیگر جامعه امکان پذیر خواهد بود که خود رشد و توسعه این بخش ها را دچار وقفه میسازد ، در صورتی که میزان تخصیص اعتبار در حد نیاز نباشد ، تعادل در میزان دسترسی به آموزش در بین اقشار مختلف جامعه بخصوص بین روستائیان و شهرنشینان و بین طبقه مرفه و محرومین جامعه بهم میخورد و تأمین عدالت آموزشی و رفاه اجتماعی با مشکل اساسی روبرو می گردد .

 

   جمعیت و تغذیه

 پیش بینی می شود که جمعیت کشور در کمتر از ۲۰ سال آینده به ۱۰۰ میلیون نفر برسد که از این تعداد تنها بیست میلیون نفر در مناطق روستائی و هشتاد میلیون نفر در مناطق شهری زندگی خواهند کرد .

بی گمان تغذیه چنین جمعیتی که عمدتاًمصرف کننده اند ، بار عظیمی بر دوش جامعه خواهدبود.

برای هر نفر که به جمعیت اضافه می شود ، باید چهار هزار متر مربع زمین زیر کشت برود و این در حالی است که هر ساله هفتاد هزار کیلومتر از زمینهای کشاورزی جهان از بین می رود . ما در کشور خود تا بیست سال دیگر با سطح مصرف فعلی به حدود دو برابر رقم کنونی نیاز به مواد غذائی خواهیم داشت ، چون با توسعه اقتصادی انتظار می رود که مردم در کیفیت غذا تغییراتی را بوجود آورند . مثلاً میزان پروتئین حیوانی مورد نیاز در سال ۱۳۹۰ سه برابر رقم کنونی خواهد بود.

به علت رشد جمعیت و تقاضای رو به گسترش غذا و در نتیجه کشت و شخم بیش از حد زمینهای کشاورزی و تخریب مراتع ، سالی ۲۵ میلیارد تن خاک حاصلخیز زراعتی نابود می شود ، خاکی که طبیعت برای تشکیل هر سانتیمتر آن قرن ها وقت صرف کرده است . بعلاوه ، هر سال ۶ میلیون هکتار از زمینهای مرغوب کشاورزی جهان به بیابان لم یزرع تبدیل میشود .

اکنون سرعت رشد جمعیت ( ۱۰ درصد در سال ) و در نتیجه سرعت رشد تقاضا از سرعت افزایش محصول غله جهان ( ۱ درصد در سال ) پیشی گرفته و به همین دلیل تولید سرانه غلات    ( برای هر نفر ) از ۱۹۸۴ تا کنون از ۳۴۶ به ۳۰۳ کیلوگرم در سال سقوط کرده است . افزایش قیمت برنج در بازار جهانی سالهای اخیر نیز به همین دلیل ، یعنی پیشی گرفتن تقاضا نسبت به میزان تولید آن ،  می باشد .

رشد جمعیت و تقاضای فزاینده آن برای پروتئین دریائی از میزان تولید شیلات اقیانوس ها فراتر رفته و در نتیجه سرانه مصرف ماهی اکنون به نسبت سال ۱۹۸۹ حدود ۸ درصد کاهش یافته است . به همین دلیل در سالهای اخیر قیمت غذاهای دریایی در بازار جهانی شدیداً‌ افزایش یافته است . رشد جمعیت از تولید گوشت گاو و گوسفند پیشی گرفته است و اکنون تولید سرانه گوشت گاو و گوسفند نسبت به سال ۱۹۷۲ از  ۷/۱۲ به ۱۱  کیلوگرم برای هر نفر در سال سقوط کرده است .

وضعیت تغذیه مردم کشور ما اگر چه در مقایسه با برخی از کشورهای آسیائی و بسیاری از کشورهای افریقایی بهتر است ، اما آمار نشان می دهد که حدود یک ششم مردم کشور ما دسترسی به غذای کافی ندارند و رقم سوء تغذیه در بین کودکان ما از این هم بالاتر است . بدیهی است که برخی افراد حتی در مناطقی که دچار کمبود مواد غذائی است خوب غذا می خورند ،  اما توزیع ناموزون مواد غذائی باعث میشود که بخش بزرگی از مردم حتی کمتر از مقداری که حد متوسط پائین تلقی میشود  ، غذا دریافت کنند .

حدوداً ۷۸۰ میلیون نفر در کشورهای در حال رشد از سوء تغذیه رنج می برند . در کشور ما ۱۲ میلیون هکتار زمین کشاورزی داریم که کفاف ۵۰ درصد جمعیت ایران را می دهد و برای ۳۰ میلیون نفر دیگر باید مواد غذائی را از خارج وارد کرد .

اصولاً خانواده های پرجمعیت مشکلات تغذیه ای و بهداشتی بیشتری دارند . اولاً یک نفر   نان آور باید برای چندین نفر غذا و سایر مایحتاج را تهیه کند و در نتیجه قدرت خرید کمتر خواهد داشت . مثلاً ؛ در حال حاضر در کشور ما بطور متوسط هر نفر باید هزینه زندگی ۲/۴  نفر را تأمین کند ، ثانیاً در خانوارهای پرجمعیت امکان رسیدگی به وضعیت تغذیه و بهداشت کمتر است ، چون مادر باید از چند کودک بطور همزمان مراقبت کند . ثالثاً ؛ در خانوارهای پرجمعیت خطر سوء تغذیه انرژی و پروتئین بیشتر است . سوء تغذیه ای که ناشی از کمبودهای کمی و کیفی دستور غذایی است ، گذشته از اینکه به خودی خود حائز اهمیت است ، موجب میشود که مقاومت افراد در برابر بیماریها کاهش یابد و در نتیجه ابتلا به یک بیماری نه چندان حاد سبب مرگ و میر شود .

از بین بردن کلیه عوامل نامساعد که موجب سوء تغذیه می شود ، هماهنگی بین بخشهای مختلف جامعه اعم از فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و بهداشتی را می طلبد .

 

   جمعیت و مسکن

 مسئله مسکن امروزه از مسائل پیچیده کشورها منجمله کشور ما می باشد . بالا رفتن هزینه تأمین مسکن از یکطرف و ازدیاد جمعیت از طرف دیگر مشکل تهیه مسکن را پیچیده تر می سازد.

با توجه به جمعیت فعلی کشور تا ۲۵ سال آینده ۴۲ میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده خواهد شد . حال اگر بعد خانوار یعنی متوسط افرادی که در یک خانواده زندگی می کنند حدود ۵ نفر فرض شود ، رقمی معادل ۴/۸  میلیون خانوار به خانوارهای فعلی اضافه خواهد شد و این بدان معناست که برای سکونت یک خانوار پنج نفری در یک واحد مسکونی در ظرف ۲۵ سال آینده نیاز به ایجاد سالانه نیم میلیون واحد مسکونی ، یعنی هر ساعت ۵۰ خانه جدید می باشد . خاصه اینکه با توجه به افزایش نرخ رشد جمعیت طی دهه اخیر ، واحدهای مسکونی ساخته شده در کشور به هیچ وجه پاسخگوی این افزایش نبوده و مردم نیز بعلت بار هزینه های روزمره قادر به خرید این واحدهای مسکونی نمی باشند .

 

   جمعیت و اشتغال

امروزه اشتغال یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی کشور ماست و افزایش بی رویه جمعیت به این مشکل اجتماعی دامن می زند . در حال حاضر سالانه تعداد بیشماری از جویندگان کار وارد بازار کار میشوند که با توجه به روند رشد جمعیت فعلی ، در آینده نه چندان دور شاهد انبوه عظیمی از جویندگان کار خواهیم بود و تعداد افرادی که نمی توانند هزینه های لازم زندگی خود را تأمین کنند بدلیل رشد سریع جمعیت و ساختار جوان جمعیتی ، روز به روز افزایش می یابد و درآمد حاصل از فعالیت افراد شاغل باید هر روزه هزینه زندگی افراد بیشتری را تأمین نماید و در چنین وضعیتی مسئولیت شاغلین بیشتر و کارشان مشکلتر شده و به همان اندازه سرمایه گذاری در جامعه  سخت تر میشود .

در سال ۱۳۷۰ از جمعیت ۸/۵۵  میلیون نفری ایران ۲۳ درصد یعنی ۱۳ میلیون نفر شاغل بوده اند و در صورت ثابت ماندن نسبت شاغلین در ۱۴ سال آینده با پیش بینی جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری، حجم نیروی کار به ۲۳ میلیون نفر می رسد ؛ یعنی ۲۳ میلیون نفر باید کارکنند تا ۱۰۰ میلیون زندگی کنند و سالانه حدود ۷۰۰ هزار شغل جدید در فعالیتهای اقتصادی کشور ایجاد گردد که این کاری بس عظیم و دشوار خواهد بود .

از طرفی نظام تقسیم کار در جامعه دگرگون شده است . دیگر افراد با مهارتهای اندکی که با شاگردی در کنار دست استادکار یا با تجربه آموختن از بزرگسالان بدست بیاورند ، قادر نیستند کارهای فنی و تخصصی جدید را انجام دهند و باید سالهای بسیاری را در مدارس برای یادگیری دانسته های جدید سپری کنند تا قادر شوند کارهای تخصصی جدید را بر عهده گیرند . بنابراین با سرعت گذشته وارد بازار کار نمی شوند و سالهای زیادی بعنوان یک مصرف کننده در خانواده باقی می مانند .

 

   جمعیت و محیط زیست

 افزایش جمعیت و تمرکز آن در سطح منطقه ای اثرات مستقیم بر کیفیت محیط زیست دارد . رشد جمعیت ،‌فقر و فرسایش محیط زیست در کشورهای رو به رشد دوری باطل را ایجاد کرده است. این دور باطل کیفیت زندگی مردم را بشدت تحت تأثیر قرار داده و تلاشهای کشورهای جهان سوم را برای دستیابی به توسعه پایدار بی نتیجه گذارده است .

آب ، خاک ، هوا و جانداران چهار منبع طبیعی و مهم و مورد نیاز هستند که تأمین همه نیازهای آدمی به وجود آنها وابسته است . رشد سریع جمعیت به کاهش میزان سرانه قابل کشت و کمبود آب منجر گردید . فرسایش خاک ، نابودی جنگل ها و مراتع و افت کیفیت آب از آثار جانبی افزایش شمار انسانهاست . آنهائی که مناطق روستائی را ترک می کنند ، در حاشیه مناطق بزرگ شهری ، ناحیه های فقیر نشین را تشکیل می دهند و حضور آنها توانائی دولت را برای تأمین اشتغال ، تغذیه ، بهداشت و آموزش برای ساکنان این قبیل نواحی  شدیداً تحت فشار قرار می دهد. بطور خلاصه ، فشار جمعیت به فرسایش محیط زیست و فقر می انجامد و شرایط نامساعد زیست محیطی بر بهزیستی انسانها ، آثار ناخوشایندی بر جای می گذارد . به این ترتیب ، در کشورهای در حال توسعه ، محیط زیست نا سالم علت اصلی مرگ ، بیماری و پائین بودن کیفیت زندگی انسانهاست . همچنین زنان و کودکان در برابر مخاطرات بهداشتی ناشی از محیط زیست آسیب پذیر ترند و معمولاً از مشکلات زیست محیطی صدمات بیشتری را متحمل میشوند .

به علت رشد جمعیت و قطع بی رویه درختان جنگلی برای تأمین نیازهای مصرفی ، سالانه ۱۷ میلیون هکتار از جنگلهای جهان نابود می شود . بعلت نابودی جنگلها و آلودگیهای شیمیایی محیط زیست ، روزی ۱۴۰ و سالی ۵۰۰۰۰ گونه مختلف گیاهی و حیوانی برای همیشه از صفحه روزگار محو میشود و برآورد میشود که طی ۵۰ سال آینده یک چهارم کل گونه های حیات نابود خواهند شد .

بر اثر رشد جمعیت و افزایش مصرف سوختهای فسیلی ، سالی ۶ میلیارد تن کربن و یا ۴/۲۲  میلیارد تن گازکربنیک وارد جو زمین می شود و موجب گرم شدن روزافزون زمین ، آب شدن یخچال های قطبی ، بالا آمدن سطح دریاها و اقیانوسها ، بروز خشکسالی ، تغییر فصلها و افزایش موارد طوفانها و گردباهای مخرب می گردد .

دسترسی به آب آشامیدنی سالم سبب جلوگیری از شیوع امراض واگیرداری چون وبا می شود که در ادامه زندگی کودکان اثر مستقیم دارد . کشورهای صنعتی قسمت اعظم منابع آب خود را صرف مصارف صنعتی و تجاری می کنند و در برخی از کشورهای صنعتی تقاضا برای آب در جهت اهداف فوق بیشتر می شود ؛ هر چند جمعیت و سطح کشاورزی روستائی آنها افزایش می یابد ، تعدادی از کشورها ، اعم از توسعه یافته و در حال توسعه ، در حال رسیدن به محدودیت ذخائر پایدار آب خود هستند و این تعداد همچنان در حال افزایش است و برخی از کشورها قبلاً به این محدودیت رسیده اند . کشور ایران نیز مدتی است با محدودیت این منبع حیاتی مواجه شده است .

اثرات آلودگی محیط زیست نه تنها موجب بروز بیماریهای مختلف جسمی و روانی شده و تهدیدی برای نسل های آینده می باشد ، بلکه استفاده گسترده از گازوئیل در مناطق پر جمعیت شهری و سوخت های حاصل از چوب در مناطق روستائی ، مصرف بیش از حد گازهای سمی در صنایع ، دودکش کارخانه و منازل ، اگزوز اتومبیل ها و سوزاندن زباله ها از مشکلات عمده مناطق پر جمعیت و شهرهاست و موجب تخریب لایه ازن و افزایش اشعه ماوراء بنفش بر روی زمین شده است که خود آلودگیهای محیط زیست را افزایش داد و اثرات مخربی را برای جمعیت ایجاد می کند.

 

   جمعیت ، فقر و رشد اقتصادی

 فقر بمعنای نداشتن ضروریات مادی زندگی است و حدود یک میلیون نفر از مردم جهان در فقر مطلق بسر می برند و از داشتن اساسی ترین ضروریات محروم می باشند . به گفته کارشناسان ، فقیر کسی است که یک سوم درآمد خالصش ( بدون مالیات ) در یک خانواده ۳ نفر بیشتر ، صرف تهیه غذا گردد . کمتر از ۳ میلیون از مردم دنیا می توانند غذا بخورند و ۳ میلیون نفر دیگر زیر این حد قرار دارند .

فقر ، روح بشر را از داشتن دو پیش نیاز ضروری زندگی که بدون آنها زندگی امکانپذیر نیست محروم میسازد و آن دو چیز ، احترام و امید می باشد .

فقر با کاهش جذبه زندگی ، خوبی دنیا را به طرف بدی سوق میدهد و رنج و کشندگی آنرا بی ارزش میسازد . احترام وقتی است که به انسانیت انسانها بها داده شود و با امید است که     خواسته های آدمی فعال شده و انسان به حرکت وادار میشود .

هنگامی که از رشد بی رویه جمعیت در یک کشور صحبت می شود ، منظور نابرابری میان امکانات موجود و میزان جمعیت متقاضی استفاده کننده از آن امکانات می باشد ، به گونه ای که منابع موجود قادر نباشند خوراک ، مسکن ، اشتغال ، تحصیلات و سایر احتیاجات خانواده و جامعه را تأمین کنند . نتایج چنین رخدادی ، کاهش کیفیت زندگی و افزایش محرومیتهای اقتصادی ، اجتماعی و روانی است .

نرخ رشد اقتصادی در میان کشورهای در حال توسعه در سالهای ۱۹۹۰ نسبت به نرخ آن در دهه ۱۹۸۰ فزونی یافت . در ۲۵ سال گذشته در ۵۵ کشور فقیر جهان پیشرفت قابل توجهی در نرخ  رشد اقتصادی ایجاد شد . از جمله این پیشرفت ها ، افزایش امید زندگی از ۵۳ سال به ۶۲ سال با پائین آمدن مرگ و میر نوزادان از ۱۱۰ به ۷۳ در هر ۱۰۰۰ تولد و افزایش دسترسی به آب سالم از۳۳ درصد به ۶۸ درصد بوده است .

ساختار جمعیتی دنیا ، با وجود نسل جوان دارای قابلیت باروری در قاعده پهن آن و افراد مسن در نوک تیز آن ، شبیه به یک مثلث می باشد . تا زمانی که این فرم مثلث تبدیل به یک ساختار مستطیل شکل نگردد ، یعنی توازنی در توزیع افراد پیر و افراد جوان ایجاد نگردد ، رشد جمعیت متوقف نخواهد شد و انتظاری جز این نمی رود و ۹۰ درصد این رشد نیز در فقیرترین نقاط دنیا می باشند . کارشناسان سبب اصلی رشد بالای جمعیت در جهان سوم را ناشی از عدم توسعه فرهنگی و سیاسی و فقر اقتصادی این کشورها دانسته اند .

با این حال به علت افزایش جمعیت ، تعداد افراد فقیر همچنان در حال افزایش است .

حدود ۱/۱ میلیارد نفر که در حدود ۳۰ درصد جمعیت جهان در حال توسعه را تشکیل می دهد ، با    یک دلار در روز زندگی را سر می کنند .  بزرگترین رشد فقر در آفریقا  است .

اما با این همه ، هنوز آسیای جنوبی در میان فقرای جهان سهم بزرگتری دارد  ( ۶۲ درصد ) . در گذشته ۷۵ درصد مردم فقیر در روستاها زندگی می کردند ، اما این روند با افزایش حلبی آبادها در شهر رو به تغییر گذاشته است . ۵۴ درصد افزایش جمعیت جهان در افریقا و جنوب آسیا صورت    می پذیرد . کشورهایی که موفق به تقلیل روند رشد جمعیت خود بوده اند ، توانسته اند جلوی رشد فقر را نیز در کشورهای خود بگیرند و با پائین آوردن روند رشد جمعیت همزمان با سرمایه گذاری در کشاورزی و عرضه مواد غذائی توانسته اند به رشد اقتصادی پایدار دست یابند . این کار باعث شده است که آنها بتوانند در بخش اجتماعی بخصوص در امر آموزش، بهداشت ، درمان و بهبود وضعیت زنان سرمایه گذاری کنند .

با توجه به نظر کارشناسان درآمد سرانه ایرانی ها در حال حاضر ۳۰ درصد از سال ۱۳۵۶ کمتر است و این بدلیل کاهش تولید ملی است که مطابق با روند رشد جمعیت افزایش نیافته است.

  جمعیت و بهداشت

 ضررهای ناشی از فقدان بهداشت با سن ، جنس ، شغل یا سطح اقتصادی اجتماعی و با مذهب و اخلاق ارتباط دارد . طبق برآورد سازمانهای بین المللی ، هنوز صدها میلیون نفر از مردم جهان از مراقبتهای خدمات بهداشتی محروم می باشند . برای رسیدن به میزان مناسبی از بهداشت در کشور،  به یک حد مطلوب نگهدارنده جهت استاندارهای بهداشتی درمانی احتیاج می باشد . در حالی که به ازای هر ۱۰۰۰ نفر یک پزشک باید وجود داشته باشد ، این نسبت در ایران بعلت تجمع پزشکان در شهرهای بزرگ از نسبت مطلوبی برخوردار نمی باشد .

در حالیکه به ازای هر ۲۵۰ نفر یک تخت بیمارستانی باید وجود داشته باشد ، در ایران هر ۸۰۰ نفر یک تخت بیمارستانی دارند . آمارهای موجود نمایانگر این است که برای تأمین خدمات بهداشتی مطلوب هنوز راه درازی در پیش است و افزایش سریع جمعیت مشکلات و نارسائیهای موجود را پیچیده تر خواهد ساخت . زمانی که وضعیت بهداشتی یک جامعه مناسب نباشد، علاوه بر زیان بر کلیه افراد آن جامعه ، بیشترین ضرر بر گروههای آسیب پذیر جامعه وارد می شود . گروههای آسیب پذیر در هر جامعه ، مادران و کودکان هستند که بعلت شرایط خاص جسمانی بیشتر از دیگران در معرض خطر و بیماری قرار دارند .

سطح بالای باروری پیامد و آثار و عوارض ناخوشایندی برای سلامت مادران و کودکان و مسائل زیستی جامعه نیز دارد . مرگ و میر کودکان با عوامل متعددی مانند سوء تغذیه ، امراض عفونی و فقدان مراقبتهای بهداشتی در ارتباط است . همچنین فاصله زمانی مناسب بین دو تولد در امکان زنده ماندن کودک و پیشگیری از ابتلاء به بیماریها نقش قابل توجهی دارد . زمانی که فاصله بین دو تولد کوتاه باشد ، هر کدام از آنها در معرض خطر بیشتری قرار می گیرند  . همچنین مشخص شده است که مرگ و میر و ابتلاء به بیماری در زنانی که زود ازدواج کرده یا در سنین کم  آبستنی های پشت سر هم داشته اند و یا دارای فرزندان زیادی باشند ، بیشتر است .

حاملگی ها و زایمانهای پی در پی  سلامت مادر و طفل را به خطر می اندازد . بُعد بزرگ خانوار ، فاصله کوتاه بین آبستنی ها و از شیر گرفتن ناگهانی و بی موقع کودک توأم با مسائل گوناگون نظیر تشویش و فشارهای روحی مادر ، عدم سازش در زندگی به دلیل نگرانی زن از حاملگی مجدد ، مشکلات ناشی از زایمان ، کمبودها و نارسائیهای عاطفی دوران کودکی و بالاخره فرسودگی و خستگی والدین از کار و زحمت برای تأمین معاش خانواده بزرگترین عامل در بروز بیماریهای جسمی و روانی به شمار رفته و موجب افزایش در جات احتمالی مرگ و میر می شود .

آمارها نشان میدهد در کشورهای در حال توسعه در هر سال ۸۰ میلیون حاملگی ناخواسته رخ میدهد ، که این آمار بر اساس بررسی وزارت بهداشت و درمان در سال ۱۳۷۹ در ایران ۲۴ درصد بوده است .

نرخ مرگ و میر کودکان در بین مادران جوان ۵/۱  برابر بیشتر از مادرانی است که ۲۰، ۳۰  سال از عمرشان می گذرد . در هر سال در کشورهای رو به رشد ۴/۴ میلیون مورد سقط جنین در بین زنان جوان ( کمتر از ۲۰ سال ) انجام می گیرد .

یک نفر از هر بیست نفر جوان به بیماریهای مقاربتی مبتلا می شود . نیمی از کلیه موارد آلودگی به ویروس ایدز مربوط به افرادی است که کمتر از ۲۵ سال دارند .

از ۸۰ میلیون مورد حاملگی ناخواسته که سالانه در جهان رخ میدهد ، ۲۰ میلیون زن خود را در معرض سقط غیر ایمن قرار می دهند ، که خود عامل ۷۸ هزار مرگ از ۵۰۰ هزار مرگ و میر سالانه مادران در سطح جهان می باشد .

   بهداشت باروری

 بهداشت باروری و تنظیم خانواده از مبانی اصلی برنامه های جمعیتی جمهوری اسلامی ایران است، که طی دو دهه گذشته توفیقات چشمگیری حاصل کرده است . دستاورد ایران در زمینه کاهش باروری کلی ( یعنی تعداد فرزندانی که یک زن در طول دوران باروریش بدنیا می آورد ) یقیناً قابل ملاحظه بوده است و این میزان از رقم ۵/۶  در سال ۵۶ به رقم ۲ در سال ۷۹ رسیده است . ولی با ورود قشر جوان جمعیت به سن ازدواج ، بار دیگر افزایش سریع موالید را شاهد خواهیم بود . بنابراین، حتی اگر باروری در سطح جانشینی حفظ شود ، افزایش جمعیت اجتناب ناپذیر خواهد بود . در این خصوص ، علاوه بر تاکید بر نیازهای اولیه مانند بهداشت ، آموزش ، مسکن ، اشتغال و غیره ، توجه به نیازهای مرتبط با بهداشت باروری جوانان بیش از پیش اهمیت دارد .

بهداشت باروری به معنای سلامت کامل جسمی ، فکری ، اجتماعی و معنوی افراد جامعه در امور مربوط به باروری است . این مقوله با ارائه طیف وسیعی از خدمات بهداشتی ، سلامت افراد ( در هر دو جنس ) را در تمام طول زندگی - یعنی از تولد تا مرگ -  در بر گرفته و هدف آن کمک به افراد و خانوده ها در زمینه بهبود وضعیت بهداشتی ، توانمند سازی زنان ، افزایش امکان دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و نیز بهداشت سالمندان و بطور کلی ارتقای سطح سلامت تمام زنان و مردان با شرایط متفاوت ( درآمد ، سن ، مذهب و ... ) می باشد . برنامه های بهداشت باروری به زنان امکان می دهد که در کنار کلیه جنبه های زندگی خود فرزندان سالمی را نیز به دنیا آورند .

هر فرد در دوره های سنی متفاوت نیازمند بخشی از خدمات بهداشت باروری می باشد . نوجوانان، مردان و زنان پیش از مرحله ازدواج ، زنان باردار ، افرادی که مبتلا به عفونتهای مقاربتی هستند و زنانی که به تازگی حاملگی ناخواسته خود را به اتمام رسانیده اند ، هر یک به مشاوره خاص خود نیاز دارند .

داشتن آگاهی و دسترسی به بهترین روشهای مطمئن ، موثر ، کم هزینه و قابل قبول تنظیم خانواده، همچنین بهترین روشهای تنظیم باروری که برخلاف قانون نباشد ،  از حقوق مردان و زنان به حساب می آید . همچنین دسترسی به خدمات مناسب مراقبتهای بهداشتی که زنان را به گذراندن دوران بارداری ایمن و زایمان مطمئن و سلامت نوزاد قادر سازد و به زوجها بهترین فرصت را برای داشتن طفلی سالم بدهد ، از حقوق آنان می باشد .

نمای بهداشت باروری افراد در واقع نمای تمامی جنبه های زندگی آنها می باشد و سیاست ها و تصمیم گیری های خاص هر کشور در نحوه تلفیق این خدمات تأثیر گذار است .

 

  •    حقوق باروری

 حقوق تولید مثل در برگیرنده بعضی از اجزاء حقوق بشر است . این حقوق بر به رسمیت شناختن حق اساسی تصمیم گیری آزادانه و مسئولانه همه زوجها در مورد تعداد ، فاصله گذاری و زمان به دنیا آوردن طفل و نیز داشتن اطلاعات و ابزاری که بتواند اینگونه عمل نماید و نیز حق دسترسی به بالاترین سطح استاندارد بهداشت تولید مثل و بهداشت جنسی استوار است . این حقوق تصمیمات درباره تولید مثل را مطابق با اسناد حقوق بشر عاری از هر گونه تبعیض ، فشار و خشونت در بر می گیرد .

در راستای استفاده از این حق ، زوجها باید احتیاجات فرزندان فعلی و آینده خود و همچنین مسئولیتهای خود را در قبال جامعه در نظر بگیرند .

 

   اسلام و تنظیم خانواده

اسلام ، تنها یک سیستم عبادی محض نیست ، بلکه یک سیستم اجتماعی ، یک فرهنگ و یک تمدن است . پس ارزشها ، ایده ال ها و اهدافی دارد که تعالی کمالات انسانی را در تعالی ابعاد زندگی مدنظر قرار می دهد .

اسلام  برنامه های تنظیم خانواده را در جهت بهبود شرایط بهداشتی مادر و کودک و برای اینکه کودک سالم و با هوش و دیندار بار بیاید ، تعیین می کند . برنامه های تنظیم خانواده مغایر با شرع مقدس اسلام نمی باشد و زن و شوهر هر دو با تفاهم متقابل تصمیم می گیرند و انتخاب می کنند که چه زمانی و چند فرزند داشته باشند .  دین اسلام هرگز خواهان یک اکثریت ضعیف و ناتوان نیست ، بلکه خواهان آن است که اجتماع اسلامی ، یک اجتماع سالم و نیرومند باشد .

 

   تنظیم خانواده

 پس از اینکه زوجین از کلیه وسائل پیشگیری از بارداری اطلاعات صحیح و کاملی بدست آوردند ، آگاهانه و آزادانه یک روش پیشگیری را جهت کنترل بارداری و تنظیم بُعد خانوار خود انتخاب می نمایند . تصمیم گیری برای استفاده از روشهای پیشگیری این حق را به زوجین می دهد که برای به تعویق انداختن اولین بارداری خود یا برای ایجاد فاصله مناسب بین بارداری ها ، همچنین برای تنظیم تعداد دلخواه فرزندان یا جهت پیشگیری از بیماریهای مقاربتی و کاهش حاملگیهای ناخواسته تصمیم مناسبی اتخاذ نمایند .

ارتقاء سطح سلامت خانواده ها از طریق حفظ سلامت مادران و کودکان می باشد . زمانی این امر موفقیت آمیز است که همه افراد آگاهانه و فعالانه در آن مشارکت داشته باشند .

 

اهداف اختصاصی تنظیم خانواده :

۱-کاهش مرگ و میر مادارن و نوزادان و کاهش معلولیت و ناتوانی های ناشی از حاملگیهای ناخواسته

۲- جلوگیری از سوء تغذیه مادران و کودکان ، فاصله گذاری مناسب بین فرزندان

۳- جلوگیری از حاملگی در سنین پائین

۴- کاهش بیماریهای ژنتیکی با جلوگیری از حاملگی در سنین بالا

۵- جلوگیری از حاملگیهای برنامه ریزی نشده و نهایتاً کاهش سقط غیر قانونی

۶- جلوگیری از حاملگیهای پر خطر یعنی :

·       حاملگیهای زیر سن ۱۸ سال و بالای سن ۳۵ سال

·       فاصله حاملگی کمتر از ۳ سال

·       تعداد فرزندان بیش از ۳ تا

 

طبق آخرین بررسی وزارت بهداشت و درمان ، میزان استفاده از وسائل پیشگیری مدرن در ایران ۵۵/۹ رصد و استفاده از کل روشهای پیشگیری  ۸/۷۳  درصد می باشد .

در عصر حاضر مسائل اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی در سطح ملی و بین المللی با موضوع جمعیت ، پیوند و ارتباطی مستقیم برقرار کرده است تا آنجا که اکثر سیاستها و برنامه های اقتصادی و اجتماعی کشورها برای مواجهه با این مشکل و در چهارچوب شرایط و مقتضیات آن طرح و پیشنهاد می شود .

جمعیت در واقع محور اصلی بحث در کلیه علوم اجتماعی و انسانی است و اصولاً به مسئله جمعیت بایستی از دیدگاه توسعه نگریست . در عصر حاضر بدلیل پیشرفت علوم و فن آوری ، نقش انسان بعنوان یک عامل مثبت موثر در توسعه کم شده است و ازدیاد جمعیت دیگر نه تنها عامل توسعه بشمار نمی رود ، بلکه مانع توسعه نیز می باشد .

کنترل جمعیت و رعایت برنامه های تنظیم خانواده توسط زنان و مردان ، تنها راه مقابله با کلیه اثرات سوء ناشی از افزایش بی رویه جمعیت و اعتلای بشر می باشد .

علیرغم توفیقات چشمگیر ایران در کنترل جمعیت در میان کشورهای جهان سوم ، خطر رشد جمعیت در ایران ، همچنان جدی است و به نظر می رسد حل مسئله جمعیت آینده کشور و رسیدن به یک (( جمعیت متعادل ))  مستلزم نگاه فنی ، همه جانبه و در نتیجه بازنگری و تدوین سیاستهای جمعیتی جامع است که مجموعه ای از مسائل اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و ... را    مد نظر قرار داده و برای هر کدام از آنان سمت و سوی حرک از وضع موجود به وضع مطلوب را ترسیم نماید که وفاق ملی ، شعور و هدفمند بودن  را در یک جامعه می طلبد .

 

وضعیت اجتماعی جهان

 در پایان سال ۲۰۰۰ جمعیت جهان به ۶ میلیارد نفر رسید که بیش از دو برابر میزان قبلی در     ۵۰ سال قبل می باشد . در سال ۱۹۵۰ جمعیت جهان ۲ میلیارد نفر بوده است . پیش بینی می شود در سال ۲۰۵۰ جمعیت  ۵۰٪ افزایش یافته و به ۹ میلیارد نفر برسد .

از سال ۱۹۵۰ تا کنون ساختار جمعیتی جهان نیز تغییرات فاحشی داشته است .

پدیده سالمندی به ترتیبی است که میانگین سنی در همه کشورها در حال افزایش است . در کشورهای توسعه یافته میانگین سنی ۳۷ سال بوده که نسبت به ۴۰ سال قبل افزایش یافته و در کشورهای در حال توسعه نیز میانگین سنی ۲۴ سال می باشد که ۵ سال نسبت به ۲۵ سال قبل افزایش دارد . در حال حاضر ۷۰ میلیون نفر از جمعیت جهان  سنی بالای ۸۰ سال دارند و در بسیاری از کشورهای جهان جمعیت بالای ۶۰ سال از جمعیت زیر ۱۵ سال بیشتر است . امید به زندگی نیز افزایش پیدا کرده است و در حال حاضر به ۶۶ سال رسیده است و پیش بینی می شود که در نیمه دوم قرن ۱۰ سال به آن اضافه شود .

رشد جمعیت جهان نیز در طی سالهای اخیر کاهش پیدا کرده و متوسط سالانه آن ۳/۱٪  است . این عدد در کشورهای پیشرفته ۳/۰٪    و در کشورهای در حال توسعه ۶/۱ ٪  است .

همچنین میزان باروری نیز کاهش داشته است . در سال ۱۹۶۰ در سطح جهان هر زن حدوداً     ۵ فرزند بدنیا می آورد که اکنون به زیر ۳ رسیده است . در کشورهای در حال رشد این عدد از ۶ به ۳ و در کشورهای پیشرفته از ۷/۲ به ۶/۱ رسیده است .

همچنین در حال حاضر ۶۴ کشور جهان رشد جمعیت صفر یا منفی دارند .

 

        فقر ، جمعیت و توسعه

      امروزه کمتر کسی رابطه بین توسعه اقتصادی و رشد آهسته تر جمعیت را انکار می کند . ولی نه توسعه یک محصول خودبخودی رشد آهسته جمعیت بوده و نه رشد آهسته جمعیت محصول خودبخودی توسعه می باشد. بلکه تنظیم خانواده ، مراقبتهای بهداشت باروری وبرنامه های توسعه ای می توانند در جهت کاهش میزان رشد جمعیت عمل کرده و کیفیت زندگی را بهبود بخشند .

توسعه پایدار باید شامل این بخش ها باشد :

۱- انجام مراقبت های بهداشت باروری ، میزان مرگ و میر مادر و کودک را کاهش می دهد ، همچنین مادران را به طرف داشتن خانواده کوچکتر ، فواصل بیشتر بارداری ها و فاصله گذاری بین تولدها ، تشویق می کند .

۲- سرمایه گذاری در آموزش زنان و افزایش دسترسی آنها به آموزش ، کسب اعتبار و حقوق قانونی مناسب ، اقداماتی در جهت بدست آوردن وضعیت مطلوب و رضامندی در زندگی توسط خود آنها ، همچنین داشتن استقلال اقتصادی از مواردی هستند که می توانند مفهوم بهتری از بدنیا آوردن فرزند در اذهان آنان ایجاد کنند .  

۳- کوچکتر بودن اندازه خانواده سبب آزاد شدن منابعی می شود که با استفاده از آن می توانند برای کار ، موفقیت بهداشتی ، آموزش یا سایر فعالیتها سرمایه گذاری کنند . با آموزش بهتر برای تعداد فرزند کمتر ، امکان موفقیت تحصیلی بالاتر برای فرزندان فراهم آمده  ، در ضمن  هزینه کمتری پرداخت می شود .

۴- در میان ملل در حال توسعه ، ۸۰۰ میلیون نفر بیکار یا دارای مشاغل نامطمئن هستند (یعنی تعداد بیشتری نسبت به نیروی کار جاری در کشورهای صنعتی ) این کشورها برای ابقای این وضعیت باید سالانه ۴۰ میلیون شغل جدید ایجاد کنند . آنها همچنین برای تامین سعادت جمعیت ۱۹ -  ۱۳ ساله نیاز به تامین بهداشت و آموزش جوانان خود و همچنین برنامه ریزی برای مراقبت از جمعیت مسن درحال رشد خود دارند .

 

      حقوق باروری زنان

 همه ساله بیش از نیم میلیون زن (که ۹۹درصد آنها در کشورهای درحال توسعه زندگی       می کنند) در اثر عوارض مربوط به حاملگی و زایمان و ۷۰۰۰۰ نفر به علت سقط غیر بهداشتی میمیرند. ۷ میلیون کودک سالانه بدلیل اینکه مادرانشان از نظر فیزیکی برای بارداری و زایمان ، آمادگی نداشته و یا فاقد مراقبت بارداری کافی بوده اند ، می میرند . اینها و سایر یافته های  تکان دهنده و دردناک  ، آمارهای اساسی مورد نیاز برای کسب حقوق زنان می باشند .

در دهه ۱۹۹۰ این آمارها تقریباً در هر کنفرانس جهانی مورد بحث قرار گرفته اند . در کنفرانس بین المللی ایالات متحده (سال ۱۹۹۴) در زمینه جمعیت و توسعه (ICPD) که در قاهره تشکیل شد و در کنفرانس جهان چهارم (سال ۱۹۹۵) که در زمینه زنان (FWCW) در پکن برگزار شد ، سرانجام حقوق باروری زنان بعنوان یکی از بخشهای حقوق بشر که تقریباً در چندین معاهده  به آن متعهد گردیده اند ، پذیرفته شد . این حقوق عبارتند از  :

Ø   حق زندگی ، آزادی و امنیت

Ø   حق رهاشدن از تبعیض جنسی

Ø   حق دسترسی به بهداشت ، بهداشت باروری و تنظیم خانواده

Ø   حق تغییر دادن اعمال مرسومی که سبب تبعیض برعلیه زنان می شود

Ø   حق محفوظ ماندن حریم شخصی

Ø   حق انتخاب در ازدواج و شروع زندگی خانوادگی

Ø   حق تصمیم گیری در مورد تعداد فرزندان و فاصله گذاری بین آنها

Ø   حق شکنجه ندیدن یا مورد سایر خشونتها و رفتار های پست غیر انسانی و تنبیه قرار نگرفتن

Ø   حق رهایی از آزار جنسی و بهره برداری جنسی

Ø   حق لذت بردن از پیشرفت علمی و رضایت از کسب تجربه

           گنجانیدن حقوق باروری بعنوان بخش عمده ای از حقوق انسانی زنان ، گام مهمی در جهت بسیج اطلاع رسانی جهانی (world campaign) بوده است .

چون این حقوق در برگیرنده بعضی از جنبه های بهداشت زنان و زندگی آنها می باشد ، از لحاظ حساسیت موضوع در سطوح ملی و منطقه ای مطمئناً متفاوت خواهد بود .

به هر حال درتمام ملل دنیا یک گرایش عمومی در تامین حقوق زنان و رساندن آن به بالاترین سطح استاندارد در زمینه توانمندسازی مراقبت بهداشت باروری قابل قبول و به دور از تبعیض ، اجبار و خشونت وجود دارد .

 

    زنان ، پیر شدن و سلامت

 

اهمیت و سلامت زنان در حال پیر شدن سه موضوع ذیل را بعنوان محور مهم سلامت و توسعه آینده مطرح می سازد :

-       تعداد زنان در حال پیرشدن در سراسر دنیا رو به افزایش است .

-       طول زندگی زنان بالای ۵۰ سال در هر نقطه دنیا درحال افزایش می باشد .

-       جهت بهبود سلامت زنان در حال پیر شدن ، حوزه بسیار مهمی ایجاد شده است تا بتوانند آنها را بعنوان سرمایه ای برای خانواده واجتماع حفظ نماید .

 

-   بسیاری از زنان پیر در مناطق در حال توسعه دنیا زندگی می کنند :

در حال حاضر بیش از نیمی از زنان سن ۶۰ سال و بیشتر،در مناطق در حال توسعه زندگی     می کنند. این رقم در کشورهای در حال توسعه ۱۹۸ میلیون و در کشورهای توسعه یافته          ۱۳۵ میلیون نفر می باشد . در صد زنان پیر تر که در مناطق در حال توسعه زندگی می کنند ، در آینده به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. دو سوم زنان گروه سنی

۵۹ -  ۴۵ سال در کشورهای در حال توسعه و یک سوم در کشورهای توسعه یافته زندگی می کنند .

 

-    اختلافات چشمگیری در امید زندگی زنان و مردان وجود دارد :

 

در مناطق توسعه یافته دنیا ، زنان به طور متوسط ۸ - ۶ سال بیشتر از مردان عمر می کنند . امید زندگی برای زنان امروزه در حداقل ۳۵ کشور دنیا به بیش از ۸۰ سال و در چندین کشور دیگر نیز به حد ۸۰ سال رسیده است . به هر حال امید به زندگی در کشورهای با سطوح مختلف توسعه  متفاوت می باشد و از بیش از ۵۰ سال در کشورهای کمتر توسعه یافته تا ۶۰ و ۷۰ سال در کشورهایی که در حال توسعه سریع اقتصادی هستند ، متغیر می باشد . ولی تعیین امید زندگی در مراحل اولیه زندگی صرفاً ، گمراه کننده بوده و نمایانگر طول عمر زنان در کشورهای درحال توسعه نمی باشد . برای زنان کشورهای در حال توسعه که در مرحله گذران دوره اولیه و وارد شدن به سنین متوسط زندگی می باشند ، امید به زندگی به میزان کشورهای توسعه یافته می باشد . در حال حاضر، امید به زندگی در زنان کشورهای درحال توسعه ، در سن ۶۵ سالگی سه چهارم افراد مشابه خود در کشورهای توسعه یافته می باشد و این فاصله در آینده با کاهش مداوم مرگ و میر در سنین پائین تر باز هم کاهش خواهد یافت .

 

   زندگی طولانی تر ، لزوماً به معنی زندگی سالمتر نیست :

 

بدلیل اینکه با افزایش سن ، احتمال ناتوانی افزایش می یابد . از این روی تعجب آور نیست که بررسیهای انجام شده نشان دهنده افزایش تعداد زنان ناتوان در جوامع پیرتر نشان می دهد . اطلاعات اخیر نمایانگر این است که در تعدادی از کشورهای توسعه یافته میزان ناتوانی در بین جمعیت پیر به طور یکنواخت در حال کاهش می باشد . از طرف دیگر اطلاعات موجود هنوز برای بررسی میزان واقعی ناتوانی در میان زنان پیر دنیا کافی نمی باشد . اصطلاح « امید زندگی سالم » برا ی توصیف سالهایی است که فرد انتظار داشتن سلامتی نسبی را داشته باشد . امید به زندگی سالم  ، لزوماً امید به زندگی بدون بیماری نمی باشد ، بلکه مفهوم آن امید داشتن به زندگی بدون محدودیت در انجام اعمالی است که در گذشته به طور معمول انجام می داده است . تخمین زده می شود که در حال حاضر بیش از ۴۵ کشور دنیا ، امید زندگی سالم دارند . نتیجه کلی بدست آمده از مطالعات نشان می دهد که زنان عموماً می توانند انتظار داشته باشند که سالهای بیشتری از زندگی خود را با قدری محدودیت فیزیکی نسبت به مردان ادامه دهند ، که این امر برای کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه قابل قبول می باشد . در میان انواع ناتوانی ها ، ناتوانی حرکتی- خصوصاً ناتوانی در راه رفتن- بعنوان یکی ازمهمترین عوامل موثر در کیفیت زندگی و سلامت عمومی زنان پیرتر شناخته شده است . آهسته راه رفتن یکی از عوامل خطر برای زمین خوردن و یا سایر حوادثی محسوب می شود که منجر به شکستگی ها و بروز ناتوانی واز دست دادن استقلال فرد می شود . در کشورهای درحال توسعه ، که راه رفتن ممکن است مشکلات بزرگتری ایجاد کند ، شاخصهای قوی اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ای وجود دارند که با استفاده از آنها چگونه پیر شدن زنان با توجه به  سلامت و کیفیت زندگی و مقایسه هزینه های تحمیل شده بر تیم های مراقبت بهداشتی مورد سنجش قرار می گیرد . مثلاً فقر در سنین پیری ، غالباً منعکس کننده وضعیت بد اقتصادی در دوره جوانی و عامل تعیین کننده وضعیت سلامتی تمام دوران زندگی فرد می باشد .

کشورهایی که مطالعاتی در زمینه رابطه فقر با سن وجنس افراد داشته اند (اکثر کشورهای توسعه یافته) نشان می دهند که زنان پیر نسبت به مردان پیر ‌فقیرتر می باشند و البته در بعضی از کشورهای در حال توسعه غالباً اطلاعات قابل اطمینانی در این زمینه وجود ندارد . فقر همچنین با تغذیه ناکافی و عدم دسترسی به غذای کافی ارتباط دارد و وضعیت سلامتی زنان پیر غالباً نمایانگر فقر رژیم غذایی آنها می باشد . به طور مثال خونریزی قاعدگی در طول سالهای باروری و یا بخشش از غذای خود به سایر افراد خانواده آنها را به کم خونی مزمن دچار می کند . یکی دیگر از عوامل تعیین کننده سلامتی آموزش است . سطوح آموزش و سواد دربین گروههای زنان پیر در کشورهای درحال توسعه پایین تر می باشد . در بعضی از کشورها دسترسی به مراقبتهای بهداشتی از طریق پوشش سیستم های تامین اجتماعی و بیمه بهداشتی برای شاغلین رسمی وجود دارد ، ولی چون بعضی از زنان پیر کشورهای در حال توسعه تمام دوره زندگی خود  را در مشاغل غیر رسمی یا بدون پرداخت بیمه مشغول به کار بوده اند ، دسترسی به سیستم مراقبت بهداشتی خارج از توانایی آنها می باشد. برنامه بهداشت سالمندان سازمان بهداشت جهانی (AHE) جنس را بعنوان یکی از عوامل اصلی تعیین کننده سلامت شناخته و سالم پیر شدن را با تکیه بر این واقعیت که افراد پیر سرمایه ای برای خانواده و جامعه هستند توسعه داده و به ترویج روشهایی می پردازد که افراد پیر با استفاده از آنها تا بتوانند در عمر طولانی خود سالم و فعال به زندگی ادامه دهند .

 

   جمعیت در عصر ارتباطات

 

همه چیز آرام است ، همه چیز زیباست ، همه چیز هماهنگ است ، همه چیز شاد است ...

ناواهو 

 

جهان در صلح به سر می برد ، هوا تمیز ، آب سالم و طبیعت خندان است . هیچ کودکی گرسنه نیست . هیچ خانواده ای نیست که نیازهای ضروری آن تامین نشده باشد . هویت همه مردم مورد احترام است . برای همه فرصت هست . مانیز به یکدیگر ویا به زمین آسیبی نمی رسانیم . مابه طرف چالشهای جدیدی حرکت کرده ایم و این یک رویا نیست ، بلکه ضرورت است و می تواند اتفاق بیفتد .

 « ارتباط متقابل از طریق وسایل الکترونیکی جدید ، دنیای جدید را به شکل دهکده ای جهانی تبدیل ساخته است . »

مارشال مک لوهان

 

 بخش اصلی بسیج اطلاع رسانی جهانی(World Compaign) ، آموزش ، ایجاد انگیزه و فعال سازی است .

برای اینکه یک عمل توسط توده مردم در هر سنی انجام شود ، ایجاد آگاهی پایدار در اکثریت آنها ضروری است . داشتن اطلاعات ، انگیزه  و اقدام به عمل مکمل یکدیگر هستند . همه چیز با اطلاعات آغاز می شود و این در دنیای امروز به معنای استفاده موثر از رسانه های گروهی است . هدف از بسیج اطلاع رسانی جهانی قرار دادن اطلاعات در اختیار جمع کثیری از مردم به منظور آگاه ساختن عموم مردم با مسائلی است که انسانیت از آغاز تا هزاره جدید با آن روبرو بوده است . اولین قدم در ایجاد انگیزه و عمل ، آشنا کردن دائمی عموم مردم با مسایل حیاتی است که زندگی و مرگ ما را به عنوان یک جاندار تعیین می کند.

زمانی به طول تمام تاریخ بشریت لازم بود تا جمعیت جهان در سال ۱۹۰۰ به ۶۵/۱  بیلیون نفر برسد . این تعداد درسال ۱۹۹۹ به ۶ بیلیون و احتمالاً تا سال ۲۰۲۵به حداقل ۸ بیلیون نفر خواهد رسید . میزان تولد به دلیل گسترش آگاهی و اقدامات انجام شده در طی چند دهه گذشته به میزان قابل توجهی کاهش یافته است . اماهمچنان ۷۰ میلیون نفر در سال به جمعیت اضافه می شود که علت آن تعداد بسیار زیاد جمعیت کنونی است .

   ً شما کمانهایی هستید که فرزندانتان مانند تیرهای زنده از آن به سوی آینده پرتاب می شوند .ً

جبران خلیل جبران

اگر چه یکی از برنامه های موفق سالهای اخیر کاهش میزان موالید بوده است ، اما امروزه بزرگترین عامل تهدید کننده محیط زیست ، منابع و کیفیت زندگی مردم - به ویژه در میان بعضی از ملتهای بسیار فقیر - جمعیت بسیار زیاد است . تعداد زیاد افراد به نوبه خود تهدید کننده خود زندگی است . همانطوریکه در طول تاریخ « بقای گونه ها » به تولید مثل بستگی داشت ، امروزه بقای گونه ها به محدود کردن آن بستگی دارد . آینده فرزندان ما به محدود کردن کمیت و تمرکز بر روی کیفیت زندگی آنها وابسته است . با اقدامات انجام شده از وقوع حتی بدترین پیش بینی هایی که در۳۰ سال گذشته با این دوره شده بود ، پبشگیری به عمل آمده است . لذا ضروری است که جهت ثبات آینده و جلوگیری از هرج و مرج اقداماتی بعمل آید .

روزانه ۲۰۰۰۰ کودک کمتر از ۵ سال بدلیل گرسنگی یا علل مربوط به آن می میرند . این بدین معناست که ۷ میلیون کودک سالیانه قربانی گرسنگی می شوند . در حالیکه میزان مرگ شیرخواران در طول چند دهه گذشته  بدلیل توجهات خاص به میزان فزاینده ای کاهش یافته است ، همچنان گرسنگی بعنوان مخوف ترین قاتل در تاریخ زندگی انسان باقی مانده است .

      ً جهان امروز نه فقط گرسنه نان ،که گرسنه محبت نیز می باشد .ً

                                        مادر ترزا

گرسنگی لکه ننگی بر انسانیت ماست ، زیرا در نهایت موجب سوء استفاده از کودکان و مرگ میلیونها انسان در سال می گردد . اینها مثالهایی است از فقدان عشق به همنوع و عدم فعالیت درجهت حفظ سلامت دیگران . ما منابع تغذیه هر فرد را در اختیار داریم و میدانیم چگونه غذا را درحد کفایت خود از احیاء زمین بدست آوریم . میزان مرگ شیرخوار در طول دو دهه گذشته به حد قابل توجهی افت کرده و یک سوم موارد مرگ ناشی از گرسنگی کاهش یافته است . برای پایان دادن به گرسنگی ، حل مشکلات جمعیت و محیط زیست ضروری است . جوامعی با تغذیه مناسب و موارد مرگ و میر که شیرخواران مجبور نیستند که به هر تعداد ممکن صاحب فرزند شوند و این به نوبه خود موجب پایین آمدن میزان تولد و کاهش آسیب های زیست محیطی می گردد . اگر زندگی را خوب اداره کنیم ، نان و محبت کافی برای همه وجود دارد .

آلودگی هوا و گرم شدن کره زمین بدلیل انباشته شدن اتمسفر از دی اکسید کربن و سایر گازهای ناشی از بکارگیری سوختهای فسیلی ، مصرف انرژی وکاسته شدن پوشش جنگلی می باشد. بسیاری از دانشمندان از این موضوع که این عوامل می توانند موجب تغییرات آب و هوایی   کره زمین و ایجاد با اثرات بالقوه خطرناک آن شود ، نگران هستند .

ً من معادل من باضافه پیرامون خود هستم و اگر آن دیگری حفظ نشود، من نیز قادر به حفظ خود نیستم .ً

خوزه اورتگاگازت

 

ما بعنوان یک شخص و یا گونه ای از جانداران بندرت آنچه را که واقعاً روی می دهد می بینیم  مگر اینکه مجبور به پرداخت بهای گزاف آن شویم . ما همچنین به آسانی با هر موفقیتی به خوابی آرام فرو میرویم .

آنچه که از آن اطلاعی نداریم می تواند موجب آسیب یا حتی مرگ ما شود . از طرف دیگر آنچه ما درمی یابیم نه فقط می تواند کمکی برای شخص ما باشد ، بلکه می تواند ما را در ساختن دنیایی بهتر نیز یاری دهد . حفظ انرژی با پائین آوردن میزان رانندگی و استفاده از ماشینهایی با سوخت بهتر ، عایق کاری منازل ، استفاده از پست الکترونیکی (E-mail) به جای کاغذ و بسیاری دیگر از اعمال ساده می تواند موجب صرفه جویی مالی و حفظ کره زمین شود .

۲۰۰ ثروتمند طراز اول جهان بیش از ۲ بیلیون مردم فقیر ثروت دارند . نیمی از جمعیت جهان   ( تقریبا ً ۳ میلیارد نفر ) با کمتر از ۲ دلار در روز زندگی می کنند . در ایالات متحده تقریباً         ۳۶ میلیون نفر و یک پنجم کودکان در فقر زندگی می کنند .

ً کره زمین امکانات کافی فقط برای برطرف ساختن نیاز هر فرد فراهم می کند و نه ارضای جاه طلبی او . ً

مهاتما گاندی

 

در هیچ مکانی پیوند نامقدس گرسنگی ، بیماری ، انفجار جمعیت ، تخریب محیط زیست ، سوء استفاده از حقوق انسانی ، خشونت و فقدان حرمت انسانی آشکارتر از موقعی نیست که مستقیماً به حقایق فقر جهانی نگاه می کنیم . با ورود به هزاره جدید این حقیقت که ۲۰۰ انسان ثروتی بیش از ۲ میلیارد فقیر دارند ، زنگ خطری برای وجدان ماست . هیچ تمدنی چنین مهجور نمی تواند دوام بیاورد . حتی در ثروتمندترین ملل تاریخ ، فقر - بخصوص برای کودکان - در یک سطح           نگران کننده ای باقی مانده است . بدون تردید اکثریت عظیم مردم خواهان عدم اشتغال به کار و یا برخورداری از ارزشی برابر با ثروتمندان جامعه نمی باشند . مسئله داشتن فرصت است . راه حلهای بسیاری جهت خاتمه دادن به فقر وجود دارد و در نهایت بکارگیری تمامی توان انسانها در جهت حل این معضل بزرگ ضروری است .

جوامع ثروتمندبا بیماری قلبی ، سرطان ، اعتیاد ، ایدز و سایر بیماریها در حال مبارزه بوده و هزینه مراقبتهای بهداشتی آنها افزایش زیادی یافته است . این مشکلات در جوامعی با ثروت کمتر و فقیر بسیار شدید تر است . بیماری غالباً بومی بوده و به همراه سایر مشکلات موجب مرگ میلیونها نفر و رنج کشیدن بیلیونها نفر دیگر می شود .

بیماری جزئی از زندگی است . گر چه همانند مرگ غیر قابل اجتناب است ، اما در اغلب موارد قابل پیشگیری بوده و یا بسته به وسعت دانش ما تا اندازه ای قابل درمان می باشد. همانند تمام مسائل بزرگی که انسانیت با آن روبروست ، بیماری قسمتی از یک حرکت به هم پیوسته است . محدود بودن منابع ، رشد جمعیت ، گرسنگی و تاثیر محیط پیرامون همگی در ایجاد بیماری و عدم دسترسی به مراقبتهای بهداشتی موثرند . بیماری هیچگونه مرزی نمی شناسد . بیماری اغلب با انتخاب خود ما و یا انتخاب دیگران مرتبط می باشد . مصرف الکل ، مواد مخدر و تنباکو ممکن است بیش از سایر عوامل موجب شدید تر شدن بیماری و مرگ شده ، عواقب در کنار آن داستانهای اندوهباری را در زندگی شخصی ، فامیلی و اجتماعی افراد بوجود آورد . ابتلا به بیماری روحی ، وجود تنش های روانی و همینطور مصمم بودن پیشگیری از مشکلات و رویارویی با آنها نیز از مسائل حیاتی به شمار می روند . بیماری به یادمان می آورد که کمک به دیگران و کمک به خود همیشه نتیجه ای یکسان دارد .

      « گر چه جهان مملو از درد است ، راههای غلبه برآن نیز بیشمار است . »

                                                                                                                  هلن کلر

 

چشم انداز جمعیتی

 در انتهای هزاره دوم ، جمعیت دنیا به ۶ بیلیون نفر رسید و این بیشتر از ۲ برابر جمعیت دنیا در نیم قرن اخیر می باشد . در سال ۱۹۵۰ جمعیت جهان ۵/۲  بیلیون نفر بوده و در ۵۰ سال اخیر شاهد بیشترین میزان رشد جمعیتی که تاکنون اتفاق افتاده است ، بوده ایم .

این رشد زیاد در نتیجه افزایش امید زندگی ، کاهش مرگ و میرکودکان و برابری تعداد آنها با تعداد والدین ایجاد شده است . ولی هنوز کاهش باروری کلی ، کاملاً اتفاق نیافتاده است .

براساس پیش بینی های جاری ، افزایش جمعیت کلی جهان تا ۵۰ سال آینده ادامه خواهد داشت و افزایش به میزان نصف جمعیت فعلی موجب می شود که تا سال ۲۰۵۰ جمعیت جهان به بیش از ۹ بیلیون نفر برسد .

مسن شدن جمعیت یک پدیده جهانی است که بیانگر روند تغییرات جدید در ساختار سنی جمعیت فعلی می باشد و بنظر می رسد که این روند در قرن بیست و یکم بسیار چشمگیر باشد که همانطور که اشاره شد در نیتجه تغییر باروری کلی و کاهش مرگ و میر در دنیا است . روند سریع مسن شدن جمعیت یک تغییر قابل توجه جمعیتی است که در تعدادی از کشورهای صنعتی که امید زندگی بالا و روبه افزایش و میزان باروری پایین می باشد ، به چشم می خورد .

مشابه این امر در کشورهای آسیای شرقی و جنوب شرقی امریکای لاتین ،که کاهش میزان باروری زودتر آغاز شده است نیز دیده می شود .

در صحرای جنوبی افریقا- منطقه ای با جوانترین جمعیت- علیرغم مرگهای ناشی از ایدز و HIV ، متوسط سن در حال افزایش است و در کشورهای در حال توسعه متوسط سن به ۲۴ سال (۵ سال افزایش نسبت به سال ۱۹۷۵ ) و در کشورهای توسعه یافته به ۳۷ سال (۸ سال افزایش نسبت به سال ۱۹۶۰ ) رسیده است . به طور کلی جمعیت ۸۰ ساله و بالاتر برای اولین بار از جمعیت گروه سنی زیر ۱۵ سال پیشی گرفته است .

به طور کلی ، امید زندگی در زمان تولد افزایش یافته است ، یعنی فاصله بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته به طور قابل توجهی کم شده و از ۲۲ سال در سال ۱۹۶۰ به کمتر از۱۲ سال در سال ۲۰۰۰ کاهش یافته است . در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه فاصله امید زندگی در زنان از ۲۴ سال به حدود ۱۴ سال و برای مردان از ۲۰ سال به حدود ۹ سال کاهش پیدا کرده است .

نرخ رشد جمعیت دنیا به طور متوسط به میزان ۳/۱  درسال کاهش یافته ( ۶/۱  درصد در کشورهای درحال توسعه و ۳٪ درصد در مناطق توسعه یافته ) و میزان باروری ، یعنی تعداد فرزندان از سال ۱۹۶۰ از ۵ نفر به ۳ نفر ( از ۶ به ۳ در کشورهای در حــــال توسعــــه و از ۷/۲  به ۶/۱  در مناطق توسعه یافته ) کاهش یافته است .

در سال ۲۰۰۰تعداد کشورهایی که باروری در سطح جانشینی دارند ( یعنی ۱/۲   فرزند به ازای هر زن از ۹ به ۶۴ کشور رسیده است . این کشورها ۷/۲  بیلیون نفر یعنی ۴۴ درصد جمعیت جهان را درخود جای می دهند . بعضی از کشورها نیز در اروپا با رشد منفی جمعیت مواجه هستند . ادامه این وضعیت طی چند دهه آینده دنیا را تحت تاثیر قرار خواهد داد .

کاهش جمعیت در بعضی از کشورها و مسن شدن جمعیت نیاز به ایجاد و تطابق و کاربرد روشهای مداخله ای دارد ، زیرا ایجاد و تغییر در نسبت تعداد افراد پیر به جوان می تواند نیروی کار ، مقرری ها ، سیستمهای بیمه بهداشتی و روابط خانوادگی را تحت تاثیر قرار دهد.

در حال حاضر بییش از نیمی از زنان مسن ۶۰ سال و به بالا در مناطق در حال توسعه زندگی می کنند . این رقم در کشورهای درحال توسعه ۱۹۸ میلیون و در کشورهای توسعه یافته ۱۳۵ میلیون نفر می باشد . بدلیل افزایش سن ، احتمال بروز ناتوانی افزایش می یابد .تعجب آور نیست که بررسی ها نشان می دهند که تعداد زنان ناتوان در جوامع پیرتر روندی رو به افزایش دارند . فقر در سنین پیری غالباً منعکس کننده وضعیت بد اقتصادی در دوره جوانی و عامل تعیین کننده وضعیت سلامتی تمام دوران زندگی فردی می باشد .

کشورهایی که مطالعاتی در زمینه رابطه فقر با سن و جنس افراد دارند (اکثر کشورهای توسعه یافته ) نشان می دهند که زنان پیر نسبت به مردان پیر فقیر تر می باشند . فقر همچنین به تغذیه ناکافی یا عدم دسترسی به غذای کافی مربوط بوده و وضعیت سلامتی زنان پیر غالباً نمایانگر فقر رژیم غذایی آنها می باشد .

آموزش و سواد در بین گروههای زنان پیر در کشورهای در حال توسعه پایین است .

برنامه بهداشت سالمندان سازمان بهداشت جهانی (AHE) جنس را بعنوان یکی از عوامل اصلی تعیین کننده سلامت می شناسد . این سازمان سالم پیر شدن را با تکیه بر اینکه افراد پیر ، سرمایه ای برای خانواده و جامعه هستند و اتخاذ روشهایی که افراد پیر را قادر سازد تا بتوانند در عمر طولانی خود سالم و فعال به زندگی ادامه دهند توسعه می دهد .

 

    آموزش ، راهی در جهت دستیابی به سلامت

 

بنظر می رسد که آموزش نقش اساسی در زندگی اجتماعی داشته و پیشرفت عمومی وقتی حاصل می شود که سطوح آموزشی از ابتدایی تا تحصیلات عالی افزایش یابد .

اهداف اصولی ارتقاء آموزش عمومی در جهان شامل همگانی شدن ، توسعه ارزشهای مشترک، اطمینان از یک ترکیب اخلاقی ، اجتماعی شدن کودکان و هدایت جوانان به سوی نقشهای تعیین شده بوده است . مهمترین موضوع در دهه های اخیر ، نقش اقتصادی آموزش  می باشد که بطور فزاینده ای اساس موفقیت فردی و سعادت اجتماعی را پی ریزی می کند .

در سطح جهان ، آموزش به صورت بزرگترین صنعت در آمده و ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است .

منابع انسانی که شامل نیروی کار ، بازگشت سرمایه گذاری های آموزشی و سازمانهای اجتماعی می باشند ، ثروت ملی اکثر کشورها تشکیل می دهند . بررسیهای متعدد نشان می دهد که با  افزایش امید زندگی به میزان ۱۰ درصد ، میزان رشد اقتصادی حدود ۱ درصد در سال بالا   می رود ، در حالیکه با آموزش نیروی کار به مدت یکسال ، میزان تولید ناخالص داخلی بمیزان ۹ درصد افزایش داشته است .

در بررسی مقایسه ای دیگری بین دو کشور با درآمد یکسان و تعداد کودکان آموزش دیده متفاوت دیده شده است که میزان تولید ناخالص ملی در ۲۵ سال بعد در کشورهایی که افراد آموزش دیده بیشتری داشتند ، ۳ برابر افزایش یافته است .

آموزش در ترکیب با تحقیق و تکنولوژی به بسیاری از جنبه های زندگی و همچنین زندگی فردی شکل تازه تری داده و درهایی به روی بهتر شدن تحرک اقتصادی و اجتماعی باز می کند . جمعیت تحصیلکرده نقش عمده ای در بالا بردن میزان رشد اقتصادی اجتماعی کشور دارد .

مزایای آموزش جامعه در مقابله با فقر یک از حقایق شناخته شده است . والدینی که با تحصیلات کمتری دارند ، اهمیت کمتری برای آموزش قائل شده و غالباً نگرش خود را به فرزندان نیز منتقل می کنند . والدین تحصیلکرده از تحصیل فرزندان خود حمایت کرده و مشوق ادامه تحصیل آنها هستند . بعلاوه ، از امکانات بیشتری برای سرمایه گذاری آموزش فرزندان برخوردارند .

امروزه مطالعات متعددی بیانگر رابطه مستقیم بین تحصیل زنان ، کاهش باروری و بهبود سلامت کودکان می باشد . آموزش ابتدایی مهارتهای لازم برای خروج از فقر را به افراد  می آموزد . آموزش امکان انتخاب دختران را در زمینه ازدواج ، زمان بچه دار شدن و چگونگی کسب درآمد افزایش می دهد . زنان بهتر آموزش دیده تجربیات بهتری در زمینه بهداشت باروری داشته ، در سن مناسب تری صاحب فرزنده شده ، فرزندان کمتری بدنیا می آورندو مرگ و میر کودکانشان نیز کمتر می باشد .

کارشناسان معتقدند که آموزش دختران برای کاهش فقر و افزایش توسعه الزامی است .فقر به معنای محرومیت افراد از مهارتهاو کاهش قدرت انتخاب آنهاست .

علیرغم همگانی شدن ثبت نام در مدارس ابتدایی و متوسطه در اکثر کشورهای توسعه یافته ، هنوز مشکلاتی بصورت ترک تحصیل زود هنگام تعداد زیادی از افراد و عدم دستیابی به مقطع آموزش متوسطه وجود دارد و این خروج زود هنگام از سیستم آموزشی در جوامعی با وضعیت پایین اجتماعی ، بیشتر دیده می شود .

حدود ۵۰ درصد جمعیت کشورهای فقیر آموزش ندیده اند . آگاهی به لزوم آموزش هنوز در بعضی از مناطق روستایی فقیر وجود ندارد . بعضی از خانواده ها توانایی ندارند که کودکان خود را به مدرسه بفرستند و ترجیح می دهند که آنها را برای کسب درآمدها به کارکردن وادارند . حتی در مناطقی که آموزش رایگان است بازهم بدلیل مشکل فقر امکان برخورداری از نعمت آموزش وجود  ندارند . همچنین وجود معضلات اجتماعی مانند باندهای استثماری که کودکان را وادار می دارند که فقط به کار بیاندیشند ، نیز مانعی بر سر راه تحقق آموزش می باشد .

علیرغم آنکه فاصله تعداد دختران و پسران تحصیلکرده در تمام سطوح آموزش کاهش یافته است ، از حدود۹۰۰ میلیون بزرگسال بی سواد در جهان دو سوم این عده را از زنان تشکیل می دهند و همچنین دو سوم از ۱۳۰ میلیون کودکی که به مدارس ابتدایی نمی روند نیز دختر می باشند. با توجه به اینکه نقش زنان در تولد و رشد و بقای کودک بخصوص در سالهای اولیه زندگی امری حیاتی و شناخته شده می باشد ، لذا آموزش مادران در تعذیه مناسب کودکان و مراقبت از سلامتی آنها می تواند در پرورش نسلی سالم تاثیری بسزا داشته باشد . توجه به کیفیت آموزش نیز در تمام کشورهای توسعه یافته عمومی شده است و این امر از زمان ایجاد نارضایتی مکرر بعلت وجود فاصله بین مهارتهایی که افراد در مدرسه کسب کرده اند و مهارتهایی که در محیط کار مورد نیاز است در کانون توجه قرار گرفته است . این مسئله درحال حاضر در بسیاری از کشورهای درحال توسعه که در آنها اکثر مدارس با ازدحام جمعیت ،کمبود منابع و معلمین با تحصیلات کمتر مواجه هستند شیوع بیشتری دارد .  یکی از پیامدهای رشد روز افزون جمعیت ، افزایش تعداد افراد سنین تحصیل و در نتیجه افزایش تقاضا برای امکانات آموزشی است . در کشور ما حدود ۳۰ درصد از جمعیت دانش آموزی مستلزم آن است که جوامع سهم عمده ای از منابع ملی را به بخش آموزش و پرورش اختصاص دهند .

سرمایه گذاری در امر آموزش بعنوان بالاترین اولویت کشورهای درحال توسعه شناخته شده است . درکشورهایی که درحال رشد سریع می باشند ، کاهش باروری غالباً با  افزایش سرمایه گذاری در امر آموزش کودکان همراه است . این پدیده که بعنوان انتقال از کمیت به کیفیت شناخته شده است ، برای توسعه اقتصادی ضروری است . در واقع هزینه ای که در امر سرمایه گذاری آموزشی صرف می شود با در نظر گرفتن عرضه و تقاضا بازگشت سرمایه را از نظر اقتصادی بدنبال خواهد داشت و سرمایه گذاری آموزشی در سنین پایین موجب افزایش بهره وری در آینده می گردد .

یکشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٠ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ توسط رامین حاجبی.g.a نظرات ()
تگ ها:
=http://www.persiangig.com/pages/download/?dl